جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

فقط تحلیل تکنیکال کافی نیست!

فقط تحلیل تکنیکال کافی نیست

شاخص‌هایی نظیر تورم، اشتغال و رشد اقتصادی، وضعیت اقتصاد ایالات متحده را نمایان می‌سازند. این ارقام بر تصمیمات «فدرال رزرو» (بانک مرکزی آمریکا) تأثیر می‌گذارند و این تصمیمات نیز به نوبه خود می‌توانند مسیر نرخ بهره و جریان سرمایه در بازارهای مختلف را تغییر دهند. در نهایت، اثر این تغییرات در قیمت دارایی‌هایی همچون طلا، بیت‌کوین، سهام و ارزها نمود پیدا می‌کند.

برای بهره‌گیری از این اطلاعات، نیازی نیست اقتصاددان باشید؛ کافی است بدانید هر شاخص چه چیزی را می‌سنجد، چه زمانی منتشر می‌شود و بازار معمولاً چه واکنشی به نتایج آن نشان می‌دهد. در این مقاله، هفت شاخص کلیدی اقتصاد کلان را که هر سرمایه‌گذاری باید با آن‌ها آشنا باشد، به زبانی ساده توضیح می‌دهیم.

داده‌های اقتصاد کلان چیست و چرا برای سرمایه‌گذاران اهمیت دارد؟
داده‌های اقتصاد کلان شامل آمارهایی است که وضعیت کلی سلامت اقتصاد یک کشور را نشان می‌دهد. برای مثال: قیمت کالاها و خدمات با چه سرعتی در حال افزایش است؟ چه تعداد افراد شاغل و چه تعداد بیکار هستند؟ آیا اقتصاد در حال گسترش است یا کند شدن؟ گزارش‌های اقتصادی گوناگونی که در طول سال منتشر می‌شوند، پاسخ این پرسش‌ها را ارائه می‌دهند.

شاید بپرسید چرا این مقاله به‌طور خاص بر داده‌های اقتصادی ایالات متحده تمرکز دارد. پاسخ ساده است: ایالات متحده بزرگ‌ترین اقتصاد جهان را در اختیار دارد و دلار آمریکا حیاتی‌ترین ارز در سیستم مالی جهانی محسوب می‌شود. در نتیجه، تغییر در سیاست‌های پولی و مالی این کشور می‌تواند اثر دومینویی ایجاد کرده و بر اقتصادها و بازارهای مالی سراسر جهان — به‌ویژه طلا و رمزارزها — تأثیر بگذارد.

اما چرا یک سرمایه‌گذار باید این ارقام را رصد کند؟
برای درک بهتر دلایل صعود یا نزول بازارها: گاهی اوقات، نوسانات شدید قیمت در بیت‌کوین، طلا یا بازار سهام را نمی‌توان صرفاً با نگاه کردن به نمودار توضیح داد. داده‌های اقتصادی به ما کمک می‌کنند تا عوامل محرک این تحرکات بازار را بشناسیم:
شناسایی تغییرات در رفتار سرمایه‌گذاران: داده‌های اقتصادی می‌توانند بر تمایل سرمایه‌گذاران به پذیرش ریسک یا پرهیز از آن تأثیر بگذارند و جریان سرمایه میان بازارهای مختلف را تغییر دهند. درک این شرایط توضیح می‌دهد که چرا ممکن است سرمایه در یک دوره به سمت دارایی‌های پرریسک سرازیر شود، در حالی که در دوره‌ای دیگر، تقاضا برای دارایی‌هایی که «پناهگاه امن» (Safe-haven) محسوب می‌شوند، افزایش یابد.
پیش‌بینی تصمیمات فدرال رزرو: تورم، اشتغال و رشد اقتصادی شاخص‌های کلیدی هستند که فدرال رزرو هنگام تدوین سیاست‌های پولی آن‌ها را بررسی می‌کند. بنابراین، رصد این داده‌ها به ما امکان می‌دهد تا اقدام بعدی فدرال رزرو را پیش‌بینی کرده و خود را برای آن آماده کنیم. آمادگی برای نوسانات بازار: انتشار برخی گزارش‌های اقتصادی می‌تواند بلافاصله موجب نوسانات شدید در بازار شود. آگاهی از زمان‌بندی انتشار این گزارش‌ها به ما کمک می‌کند تا دوره‌های افزایش نوسان را پیش‌بینی کرده و غافلگیر نشویم.
البته، نیازی نیست تمام گزارش‌های اقتصادی ایالات متحده را رصد کنید. برخی دسته‌های داده‌ها وزن و اهمیت بیشتری برای بازارهای مالی دارند؛ در ادامه به بررسی مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم.

دسته اول: داده‌های تورم ایالات متحده
به‌طور ساده، تورم به افزایش سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در طول زمان اطلاق می‌شود. شاخص‌های متعددی برای سنجش تورم در ایالات متحده منتشر می‌شود که سه مورد از حیاتی‌ترین آن‌ها برای بازارهای مالی عبارت‌اند از: CPI، PPI و PCE. هر یک از این شاخص‌ها تورم را از زاویه‌ای متفاوت می‌سنجند.

شاخص CPI
شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) تغییرات قیمت کالاها و خدماتی را که مصرف‌کنندگان برای زندگی روزمره خریداری می‌کنند، اندازه‌گیری می‌کند. هزینه‌هایی مانند خوراک، مسکن، پوشاک، حمل‌ونقل و مراقبت‌های بهداشتی در محاسبه این شاخص لحاظ می‌شوند. به بیان ساده، CPI به این پرسش پاسخ می‌دهد: هزینه زندگی مصرف‌کنندگان—به‌ویژه خانوارهای آمریکایی—در مقایسه با گذشته چه تغییری کرده است؟

معمولاً گزارش‌های CPI را به دو صورت مشاهده می‌کنید: ماهانه و سالانه:

CPI ماهانه (M/M): این شاخص نشان می‌دهد که قیمت کالاها و خدمات مورد مصرف خانوارها، به‌طور میانگین، نسبت به ماه قبل چقدر افزایش یا کاهش یافته است. برای مثال، اگر CPI ماهانه برای ماه سپتامبر ۰.۳٪ باشد، به این معناست که میانگین قیمت این سبد کالا در سپتامبر ۰.۳٪ بیشتر از ماه قبل (اوت) بوده است.
CPI سالانه (Y/Y): این شاخص تغییرات قیمت کالاها و خدمات را نسبت به ماه مشابه در سال گذشته نشان می‌دهد. برای نمونه، اگر CPI سالانه برای سپتامبر ۳٪ باشد، بدین معناست که سبد کالای خریداری‌شده توسط خانوارها در سپتامبر امسال، به‌طور میانگین ۳٪ گران‌تر از سپتامبر سال گذشته بوده است.
تفاوت بسیار ساده است: CPI ماهانه، ماه جاری را با ماه قبل مقایسه می‌کند، در حالی که CPI سالانه، ماه جاری را با ماه مشابه در سال گذشته می‌سنجد.

شاخص PPI
شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) تغییرات قیمت کالاها و خدمات را از دیدگاه تولیدکنندگان اندازه‌گیری می‌کند. برخلاف شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) که قیمت‌ها را از دیدگاه مصرف‌کننده بررسی می‌کند، شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) میزان افزایش یا کاهش قیمت‌ها را در مراحل تولید و عرضه — یعنی پیش از رسیدن کالاها و خدمات به دست مصرف‌کننده نهایی — رصد می‌کند.

گزارش ماه اوت ایالات متحده نمونه مناسبی برای درک شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) است. در آن ماه، افزایش هزینه‌های انرژی — که ناشی از…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *