به سراغ علیاکبر صادقی رفتیم تا جویای احوالش شویم؛ هنرمندی که در طول دههها فعالیت، هرگز خود را در یک قالب یا سبک خاص محصور نکرد و عرصههای گوناگونی، از تصویرسازی کتاب کودک گرفته تا نقاشی، طراحی، انیمیشن و شعر را تجربه کرد. هر یک از دورههای کاری این هنرمند ۸۹ ساله، بخشی از جهان ذهنی و هنری او را شکل داده است. او هنرمندی است که تصویرسازی در آثارش نقشی محوری ایفا میکند؛ برای او، تصویرسازی صرفاً مکملی برای متن یا داستان نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از فرآیند برقراری ارتباط با مخاطب محسوب میشود. این دیدگاه بهوضوح در آثار او در حوزه تصویرسازی کتاب کودک مشهود است.
**تصویرسازی کتاب**
علیاکبر صادقی در گفتگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره آغاز فعالیت حرفهای خود در زمینه تصویرسازی کتاب کودک گفت: «زمانی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول به کار بودم، از من خواسته شد تا کتاب “پهلوانِ پهلوانان” اثر نادر ابراهیمی را تصویرسازی کنم و آن کار، سرآغازی برای ادامه فعالیتهایم در این حوزه شد.»
این رویداد نقطه عطفی در مسیر حرفهای صادقی به شمار میرفت. او در ادامه به چهرهای سرشناس در عرصه تصویرسازی بدل شد و آثاری خلق کرد که توجه مخاطبان و داوران جشنوارهها و رویدادهای گوناگون را به خود جلب نمود. با این حال، علیرغم دریافت جوایز متعدد، او کسب این افتخارات را هدف اصلی تلاشهای هنری خود نمیداند.
صادقی با اشاره به جوایز متعددی که برای آثار تصویرسازیاش دریافت کرده است، اظهار داشت: «من تصویرگر بسیار موفقی بودم و جوایز بسیاری کسب کردم؛ اما جوایز برایم اهمیتی ندارند. آنچه اهمیت دارد این است که کودکان کتابها را بخوانند و از تصویرسازیها لذت ببرند.»
این سخن، دیدگاه صادقی را نسبت به مخاطبان خردسال و کودک خود روشن میسازد. از نظر او، موفقیت یک تصویرگر صرفاً با دیده شدن اثر یا کسب جایزه تعریف نمیشود؛ بلکه زمانی معنای واقعی مییابد که تصویرسازی بتواند کودک را با کتاب پیوند دهد و او را به مطالعه ترغیب کند.
برای صادقی، تصویرسازی بخشی از روایت داستان بود؛ تصویر قرار بود همراه متن باشد و به شکلگیری دنیای داستان در ذهن کودک کمک کند. او همواره میکوشید تا تصویرسازیهایش صرفاً بازنمایی متن نباشند، بلکه بتوانند کودک را به خودِ داستان نزدیکتر کنند. این هنرمند در توضیح رویکرد خود نسبت به تصویرسازی کتابهای کودکان گفت: «در تصویرسازیهایم سعی داشتم تصاویری خلق کنم که کودکان را به خواندن کتاب ترغیب کند.»
فرم متمایز آثار صادقی، ویژگی کلیدی دیگری است که او بر آن تأکید دارد. آثار او از نظر فرم و زاویه دید بصری مسیری منحصربهفرد را طی کردند و همین تمایز به شکلگیری هویت بصریاش کمک کرد. او با اشاره به تفاوت آثارش با کارهای دیگر هنرمندان و تأکید بر اهمیت پیوند میان کودکان و تصاویر، خاطرنشان کرد: «فرم کارهای من با بقیه متفاوت بود.»
**تجربه در حوزه انیمیشن**
جنبه مهم دیگر کارنامه هنری صادقی، فعالیت او در زمینه انیمیشن است؛ تجربهای که ریشه در دوران همکاریاش با «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» دارد. صادقی در تشریح این بخش از فعالیتهایش گفت: «چندین فیلمنامه انیمیشن نوشتم و تصویرسازی و تولید بیشتر آنها را نیز خودم بر عهده گرفتم.»
در این مقطع از فعالیت حرفهای، تصویرسازی از چارچوب ثابت صفحات کتاب فراتر رفت و به قلمرو حرکت و پویایی وارد شد. فیلمنامهنویسی و تولید انیمیشن، تجربهای متفاوت از تصویرسازی کتاب محسوب میشد، اما به او این امکان را میداد تا اشتیاق خود به روایتگری تصویری را در بستری دیگر دنبال کند. با این حال، این مسیری نبود که صادقی قصد داشته باشد تا ابد آن را ادامه دهد. او از تکرار تجربیات هنری پرهیز میکرد؛ از این رو، پس از مدتی تغییر مسیر داد و به حوزههای دیگری روی آورد؛ حوزههایی که بعدها بخشهای مهمی از مجموعه آثار او را تشکیل دادند. او درباره تصمیم خود برای عبور از این مرحله گفت: «من کارهای تکراری انجام نمیدهم؛ پس از آن به سراغ طراحی و نقاشی رفتم.»