جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

نقد فیلم «شرور: برای همیشه»؛ دنباله‌ای درست در حد انتظار

نقد فیلم شروربرای همیشه دنباله‌ای درست در حد انتظار

نقد «شرور ابدی»؛ جادوگر غرب برمی‌خیزد
سینتیا اریوو و جف گلدبلوم

جان ام. چو با تکیه بر تجربه‌اش با «استپ آپ»، «شرور» را به اثری پر زرق و برق – اما نه خیلی پر زرق و برق – تبدیل کرد که برای همه مخاطبان جذاب بود، نه فقط آن دسته از بچه‌های تئاتر که هنوز از نوستالژی موزیکال کریستن چنووث و ایدینا منزل عبور نکرده‌اند. اما پس از اکران «شرور»، نگرانی در مورد اقتباس چو پایان نیافت؛ همانطور که همه می‌دانند، «شرور» پس از حماسه «مقابله با جاذبه» سقوط می‌کند.

به‌جز انگیزه‌های مالی، به نظر نمی‌رسد تصمیم چو برای ساخت دو فیلم «شرور» باعث شده باشد که فیلم اول به دلیل ضعف فیلم دوم به پایین کشیده شود و با پایان دادن به فیلم با «مقابله با جاذبه»، آن را با کیفیتی بالاتر از حد انتظار به پایان می‌رساند؛ در عین حال، با این تصمیم، جایی برای رستگاری «شرور: برای همیشه» باقی نمی‌ماند. افزایش زمان نمایش فیلم و وقفه ۱۵ دقیقه‌ای که یک سال در سینماها در حال اکران بود نیز کمکی نکرد. فیلم موزیکال «شرور»، با احتساب وقفه ۱۵ دقیقه‌ای آن، در مجموع از ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه تجاوز نمی‌کند. اما چو تنها در فیلم اول ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه را صرف می‌کند تا به فینال برسد و اگر «شرور: برای همیشه» را به آن اضافه کنید، داستان جادوگر غرب ۵ ساعت طول می‌کشد.

با این حال، وقتی می‌گویم «شرور: برای همیشه» محکوم به فنا بود، منظورم این نیست که چو و تیمش نتوانستند راهی برای نجات بخش دوم «شرور» از طلسم قدیمی‌اش پیدا کنند؛ همانطور که آنها سعی کرده‌اند با گنجاندن دو آهنگ جدید از استیون شوارتز این را توجیه کنند. اما جان ام. چو و همکارانش نتوانستند بر چالش‌های گذشته و چاله‌های جدیدی که برای خود کنده بودند، غلبه کنند، مهم نبود که گروه دو نفره آریانا گرانده و سینتیا اریوو چقدر برخلاف جاذبه زمین عمل کردند.

نقد «شرور: برای همیشه»

اگر به یاد ندارید که در قسمت اول چه اتفاقی افتاد، در «شرور» با صدای گالیندا (آریانا گرانده) خوب، فلش بکی به شهر رویایی اُز و دانشگاه شیز داریم. جایی که گلیندا در حال فکر کردن به رابطه‌اش با الفابا (سینتیا اریوو) است. پس از آواز خواندن و رقصیدن زیاد، آنها دوستان صمیمی می‌شوند و به زودی، فیرو (جاناتان بیلی)، باک (ایتان اسلیتر) و خواهر الفابا، نسا (ماریسا باد)، به گروه دوستان می‌پیوندند. اما وقتی الفا متوجه می‌شود که حیوانات در حال از دست دادن توانایی صحبت کردن خود هستند، او و گلیندا به شهر زمرد سفر می‌کنند تا با جادوگر (جف گلدبلوم) ملاقات کنند و از او برای نجات حیوانات کمک بخواهند. آنها به سرعت متوجه می‌شوند که این جادوگر و مادام موریبل (میشل یو) هستند که حقوق و توانایی‌های حیوانات را از آنها گرفته‌اند و آنها را مجبور به فرار از اُز کرده‌اند. صحنه پایانی فیلم «شرور» ما را به سکانس معروف «مقابله با جاذبه» می‌رساند که در آن الفا، کلاه و عصا در دست، از دست نگهبانان جادوگر فرار می‌کند و گلیندا از دوستش جدا می‌شود.

در «شرور: برای همیشه»، داستان حتی تاریک‌تر هم می‌شود. در ابتدای فیلم، الفا را می‌بینیم که در قیام تک نفره‌اش علیه جادوگر، دست به اقدامات تروریستی می‌زند، در فرآیند ساخت جاده آجری به اُز سنگ پرتاب می‌کند و از حیوانات مظلوم دفاع می‌کند. او می‌خواهد ماشین تبلیغاتی استبداد جادوگر را از کار بیندازد؛ اما جادوگر و مادام موریبل همیشه یک قدم از او جلوتر هستند و با تبلیغات خود، الفابا را به دشمن بزرگی تبدیل کرده‌اند که گالیندای خوب در مقابل آن می‌ایستد. گالیندا حالا وظیفه‌ی بالا بردن روحیه‌ی مردم را با حباب و عصای غیرجادویی‌اش بر عهده می‌گیرد و بنا به راحتی خودش (و میل شخصی‌اش)، قرار است با فیوره ازدواج کند که حالا به مقام کاپیتان گارد جادوگر ارتقا یافته است.

نقد فیلم “شرور: برای همیشه”

در “شرور: برای همیشه”، گالیندای گرانده بیشتر از نسخه‌ی چنوس در موزیکال می‌درخشد. چو حتی بیشتر از الفابا به تحولات درونی گالیندا می‌پردازد که اگرچه دیگر در مقایسه با “شرور” اول حال و هوای خنده‌دار و شیمیایی ندارد، اما اکنون بار عاطفی بیشتری را به دوش می‌کشد. گالیندا که به ابزاری تبلیغاتی برای جادوگر و مادام موریبل تبدیل شده و به بهترین دوستش پشت کرده است، اکنون خود را در میان جاه‌طلبی و خودبیزاری می‌بیند، اما همچنان لبخند می‌زند، آواز می‌خواند و مردم را به شاد بودن و انعطاف‌پذیری برای حفظ شأن خود تشویق می‌کند. این فراز و نشیب‌های عاطفی، بازی قوی‌تری را از گرانده می‌طلبد و او در این کار کوتاهی نمی‌کند. آنها حتی یک قطعه کاملاً جدید برای گالیندا اثر گرانده با عنوان «دختری در حباب» نوشتند که این جریان احساسی را بیشتر منعکس می‌کند.

اریو نیز بازی چشمگیر دیگری در نقش الفبا ارائه می‌دهد؛ اما تأکید بر توسعه شخصیت گالیندا، به حاشیه راندن جادوگر غرب است و حتی «هیچ جایی مثل خانه نیست» – که دو تا از آنها، به همراه «دختری در حباب»، به طور خاص برای «شرور: برای همیشه» نوشته شده‌اند – نمی‌تواند این کمبود را جبران کند. هدف الفا برای آزاد کردن جانوران و مردان اُز، ایجاب می‌کند که «شرور: برای همیشه» لحنی تیره‌تر و جدی‌تر داشته باشد و در حالی که فیلم چو بیشتر از نسخه ۲۰۰۳ «شرور»، از ایده‌های سیاسی رمان گرگوری مگوایر الهام گرفته است، فعالیت‌های تروریستی الفا و سازوکارهای حکومت استبدادی جادوگر شهر زمرد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *