سفر به ایران
هرچه بیشتر با زبان فارسی و مردم ایران آشنا میشد، اشتیاقش برای بازدید از ایران بیشتر میشد. سرانجام، در سال ۱۸۸۷، در سن ۲۵ سالگی، آرزویش محقق شد و به ایران سفر کرد. او یک سال تمام به گوشه و کنار سفر کرد و با ایرانیان از هر طبقهای درآمیخت. در این سفر، به چیزی دست یافت که هیچ اروپایی تا به حال به آن دست نیافته بود، یعنی با طرز تفکر و استدلال ایرانیان، اندیشههای مذهبی و ویژگیهای درونی آنها کاملاً آشنا شد، به طوری که از نظر روحی یک ایرانی کامل شد.
بسیاری از اروپاییانی که به ایران سفر کردند و سالها در آنجا زندگی کردند، هرگز زبان فارسی را به درستی و کامل یاد نگرفتند، اما ظاهراً وقتی براون ۲۵ ساله به ایران رسید، آنقدر خوب و زیبا فارسی صحبت میکرد که مایه تعجب ایرانیان شد. او آنقدر در فارسی مهارت داشت که میتوانست با ایرانیان بحث کند.
ادوارد جوان حافظه فوقالعادهای داشت و تمام مکالماتی را که در طول سفر یک سالهاش به ایران با افراد مختلف داشت، به خاطر میآورد. از این میان، آنچه را که شیرین، دلنشین و مفید مییافت، در سفرنامهاش گنجاند و تا پایان عمر به شرح خاطرات و ماجراجوییهایش در ایران ادامه داد.
با این حال، طبق نوشتههای دوستش، «سر دنیس راس»، او هرگز فرانسوی یا آلمانی را به خوبی فارسی و ترکی نیاموخت و خودش گفته است که هرگز از زبان هندوستانی، اردو، لذت نبرده است. او فارسی را چنان خوب آموخته بود که گویی زبان مادریاش است و با همه دوستانش به فارسی مکاتبه میکرد. او ترکی و عربی را نیز مانند فارسی میدانست و میتوانست هر سه زبان را بنویسد، بخواند و صحبت کند.
ادوارد براون در کتاب تاریخ ادبیات ایران مینویسد:
«تضمینی که اکنون نقل میکنم، یکی از معدود اشعاری است که نویسندهی این کتاب به زبان فارسی سروده است و به درخواست دوستی که عاشق دختری جوان به نام «می» بوده، سروده شده است. شیخ در گلستان میگوید: «مست شاید نیمهشب برخیزد، مست ساقی صبح قیامت.» و من از این شعر تضمین زیر را ساختم: «مست شاید نیمهشب برخیزد.» شیخ گفت. اگرچه این گفتهی شیخ است، اما نمیتوان به آن اعتماد کرد. میدانم هر که از آن مست شود، صبح قیامت مست نخواهد شد. در آن، علاوه بر تضمین و جناس کامل (در کلمه «می»)، اغراق نیز وجود دارد.
تدریس در کمبریج
او بلافاصله پس از بازگشت به انگلستان، تدریس زبان فارسی را در دانشگاه کمبریج آغاز کرد و اولین کتاب خود را در سال ۱۸۹۳ منتشر کرد. این کتاب که شرح اقامت او در ایران و معاشرت و معاشرت با طبقات و اصناف مختلف مردم ایران بود، «یک سال در میان ایرانیان» نام داشت و این کتاب بدون شک یکی از بهترینها در موضوع ایران و ایرانیان است.
او پس از سفر به ایران، چندین سال را صرف مطالعه و بررسی فرقههای مذهبی ایران کرد و علاوه بر تمام مقالات و کتابهایی که در موضوعات ادبی، تاریخی و سیاسی ایران نوشت، چندین کتاب و مقاله در مورد فرقههای اسماعیلیه، حروفیه، شیخیه و بابی منتشر کرد. همچنین، نسخههای خطی نوشتههای شیخیه و بابی که جمعآوری کرده است، شاید از نظر فراوانی در جهان بینظیر باشند، زیرا از ۴۶۸ نسخه خطی فارسی، عربی و ترکی متعلق به او که به دانشگاه کمبریج ارائه شده است، ۶۸ جلد از آنها مربوط به این دو فرقه است.
ادوارد براون
براون به مسائل مذهبی و اجتماعی و جریانهای فکری و اعتقادی توجه ویژهای داشت و از همان آغاز مطالعات ایرانی و اسلامی خود، مقالات متعددی در مورد باطنیه، حروفیه و شیخیه در مجلات دانشگاهی اروپا منتشر کرد. از اواسط قرن نوزدهم، درگیری بین فرقههای بابی، بهایی و ازلی از یک سو و دولت مرکزی، مراجع دینی و اکثریت جامعه از سوی دیگر، به یک جریان گسترده و آشفته تبدیل شده بود و فضای فکری و سیاسی ایران را در بر گرفته بود. کتاب معروف «ادیان، فلسفهها و آسیای مرکزی» نوشته آرتور دو گوبینو توجه براون را به این موضوع جلب کرد. براون طی سفرهای متعدد به استانبول، قبرس و فلسطین، نوشتههای رهبران بابی و بهایی، مانند میرزا یحیی صبح ازلی و میرزا حسین علی معروف به بهاءالله و برخی دیگر از اعضای این فرقهها را جمعآوری و منتشر کرد. براون در سال ۱۹۱۰ کتاب «نقطه النود» (نقطه النود) نوشته میرزا جانی کاشانی را که نسخهای منحصر به فرد از آن را در کتابخانه ملی پاریس به دست آورده بود، با مقدمهای به نفع ازلیها و به ضرر بهائیان منتشر کرد. او مشهورترین شرقشناس انگلیسی بود که کتابها و مقالات زیادی در مورد آیینهای بابی و بهائی نوشت.
آثار و انتشارات
او بیش از ۶۰ کتاب و مقاله به زبان انگلیسی نوشته است که همگی بدون استثنا (حتی کتابی که در مورد تاریخ طب شرقی با نام «طب عربی» نوشته است) درباره ایران و مربوط به ایرانیان است.