جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

با خواندن کتاب‌های صادق هدایت به زندگی امیدوارتر می‌شدم!

با خواندن کتاب‌های صادق هدایت به زندگی امیدوارتر می‌شدم!

نقش کارتون در آشتی ملی

جواد علیزاده، کارتونیست و کاریکاتوریست، در گفتگو با خبرگزاری ایبنا درباره تأثیر کارتون بر هنر گرافیک و نفوذ آن در دنیای امروز گفت: «به نظر من کارتون یک هنر چندوجهی است که هم تأثیر سیاسی بر جامعه دارد و انتقاد را ترویج می‌دهد و هم تأثیر گرافیکی و هنری بر تفکر عموم مردم دارد و دید بصری مخاطب را بالا می‌برد. در واقع وقتی کسی سعی می‌کند موضوع یک کارتون را بفهمد، این به عمق بینش او کمک زیادی می‌کند و کسی که با زبان تصویر آشناست و بینش دارد، آن بینش عمیق می‌تواند در زندگی روزمره انسان و تحلیل‌های او مؤثر باشد.»

وی افزود: «نکته دیگر جنبه روانشناختی اثر است. در واقع یک کارتونیست سعی می‌کند مردم را به مشکلاتشان بخنداند. خنده باعث امید می‌شود و تنش را در جامعه کاهش می‌دهد. من همیشه می‌گویم اگر یک کارتونیست بتواند با کارتون‌هایش مردم و مسئولان را بخنداند، واقعاً هنر کرده است. او با این کار هم آشتی ملی ایجاد کرده و هم به مسئولان در مورد مشکلاتی که مردم با آن مواجه هستند، هشدار داده است.

این کارتونیست ادامه داد: من همیشه مثال می‌زنم که وقتی ماشینمان خراب می‌شود، آن را به تعمیرگاه می‌بریم و بررسی می‌کنیم و از طرف دیگر، از آنها بسیار تشکر می‌کنیم. به نظر من، یک کارتونیست آسیب‌شناسی جامعه را تشخیص می‌دهد و مسئولان باید از آنها بسیار سپاسگزار باشند، نه اینکه کارتونیست‌ها را دستگیر یا زندانی کنند.

علاقه‌مند به نگاه سورئالیستی رنه مگریت

علیزاده در مورد علاقه‌اش به شخصیت‌های صادق هدایت و رنه مگریت در آثارش گفت: این علاقه محدود به مجلات طنز و کارتون‌ها نبود و من همیشه به این نویسنده علاقه داشتم. در مورد رنه مگریت هم همینطور است. مگریت به دلیل نگاه سورئالیستی‌اش، در آثارش تنهایی و سکوت خاصی داشت. برخلاف بسیاری از هنرمندان دیگر مانند سالوادور دالی که آثارشان نیز سورئال است، اما او… خیلی مشغول است. هر کسی که به آثار مگریت نگاه کند، متوجه تنهایی او می‌شود. چون انسان‌ها هم در نهایت با تنهایی مواجه می‌شوند.

او افزود: «از نوجوانی با آثار مگریت احساس همذات‌پنداری می‌کردم. علاوه بر این، آثار مگریت مدرن بودند، یعنی او تمام چارچوب‌های کلاسیک را می‌شکست و مفاهیم مختلف را با هم ترکیب می‌کرد. این‌ها باعث شد که من عاشق آثار این نقاش شوم. من حتی روی چند تا از کاریکاتورهایم کار کردم تا به سبک او ادای احترام کنم. شخصیت‌های نقاشی‌های مگریت همیشه پشتشان به بیننده بود و گاهی کلاه شاپو به سر داشتند. در یکی از آثارم به سبک او، افرادی را کشیدم که وقتی پشتشان به ما است، دو چشم پشت سرشان دارند.

پذیرش واقعیت‌های تلخ زندگی با طنز سیاه

او درباره کاریکاتور صادق هدایت گفت: هدایت نویسنده‌ای بود که سبک خاص خودش را داشت. قبل از انقلاب، مردم عموماً می‌گفتند نوشته‌های صادق هدایت ناامیدکننده است و منجر به خودکشی می‌شود؛ اما به نظر من ادبیات، طنز سیاه و تئاتر پوچ‌گرا، همه ما را به سختی‌های زندگی عادت می‌دهند و به ما یاد می‌دهند که بهتر با آنها کنار بیاییم. مثلاً اگر مکتب اگزیستانسیالیسم و ​​نوشته‌های آلبر کامو را بخوانیم، می‌توانیم واقعیت تلخ زندگی و پوچی آن را بپذیریم و راحت‌تر با آن کنار بیاییم و آن را بپذیریم.

این کارتونیست ادامه داد: وقتی جوان‌تر بودم و از مشکلات روحی و بحران‌های عاطفی که برای همه جوانان پیش می‌آید، رنج می‌بردم، خواندن کتاب‌های هدایت، برخلاف دیگران، مرا به زندگی بسیار امیدوارتر کرد. می‌دیدم که شخصیت‌های کتاب‌های صادق هدایت آنقدر آدم‌های فقیری هستند که باید به زندگی خودمان امیدوار باشیم. مقایسه‌هایی از این دست می‌تواند تأثیر مثبتی بر زندگی ما داشته باشد.

علیزاده ادامه داد: اگر وقت کافی داشتم، شاید روی شخصیت های ادبی مثل سهراب سپهری و فروغ کار می کردم. اما صادق هدایت اولین تجربه من بود و بعد از آن وقت انجام این نوع کارها را نداشتم. به همین دلیل، تمام وقتم را به صادق هدایت اختصاص دادم. البته باید بگویم که در آن زمان در مطبوعات کار می کردم و وقت نداشتم که روی شخصیت های ادبی ایران کار کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *