فائزه مردانی پژوهشگر، مترجم و استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بولونیا، ایتالیا است. او در تهران و در خانوادهای اهل کتاب متولد شد و از دوران نوجوانی به ادبیات و علوم انسانی گرایش داشت. پس از دریافت دیپلم از دبیرستان پیشاهنگ، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی در «مدرسه عالی زبان و ادبیات» (که بعدها به دانشگاه علامه طباطبایی تبدیل شد) به پایان رساند و با قبولی در آزمون پایاننامه، مدرک لیسانس خود را دریافت کرد.
در سال ۱۹۷۵، او برای سفر و کاوش به ایتالیا سفر کرد، اما این سفر منجر به یک مسیر علمی ماندگار شد. با تشویق شرقشناسان برجسته ایتالیایی، تحصیلات خود را در رشته مطالعات شرقشناسی در دانشگاه لا ساپینزا رم ادامه داد و سپس موفق شد در دوره دکترای ایرانشناسی در دانشگاه ناپل پذیرفته شود. پایاننامه دکترای او با عنوان «شعر معاصر ایران بین دو انقلاب ۱۹۰۶-۱۹۷۹» به بررسی هفتاد سال شعر فارسی از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی میپردازد. او دکترای خود را در اوایل دهه ۱۹۹۰ زیر نظر اساتیدی مانند جیووانی ماریا درمه و ریکاردو زیپولی به پایان رساند.
دکتر مردانی از سال ۱۹۹۸ به تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بولونیا مشغول است. حوزه تخصصی او ادبیات فارسی، به ویژه شعر و نثر از دوران پس از مشروطه تا به امروز است. او با ترجمه و تحقیق در آثار شاعرانی مانند نیما یوشیج، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، احمد شاملو، ضیاء موحد و گروس عبدالملکیان و همچنین داستانهایی از گلی ترقی، نقش مهمی در معرفی ادبیات معاصر ایران به زبان ایتالیایی ایفا کرده است. او همچنین از بنیانگذاران کنفرانسهای بینالمللی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بولونیا در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ بوده و همواره در جهت گسترش آموزش و شناخت ادبیات فارسی در ایتالیا گام برداشته است.
در سفر اخیرش، مهمان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بود و در گفتگویی مفصل از او درباره کارها و تحقیقاتش پرسیدیم:
دکتر مردانی، رشته تحصیلی و سوابق شما چه بود، چه زمانی به ایتالیا رفتید و چگونه وارد فضای دانشگاهی آنجا شدید؟ در صورت امکان، لطفاً مختصراً برای ما توضیح دهید.
از اینکه این فرصت را به من دادید بسیار سپاسگزارم و بسیار خوشحالم که میتوانم در کشوری دیگر درباره زبان و ادبیات فارسی با شما صحبت کنم. این واقعاً برای من مایه خوشحالی است.
من از کودکی به زبان و ادبیات فارسی علاقه زیادی داشتم، اما وقتی برای تحصیل به ایتالیا رفتم، تصمیم گرفتم پس از ورود به دانشگاه، زبانهای اروپایی را انتخاب کنم و در رشته زبان تخصص بگیرم. با این حال، پس از مدتی فکر کردن، متوجه شدم که زبان و ادبیات فارسی در سه دانشگاه ایتالیا تدریس میشود و اساتید بسیار برجستهای در این زمینه وجود دارند. به همین دلیل، نظرم را عوض کردم و تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه لا ساپینزا در رم آغاز کردم.
مدرک کارشناسی ارشد خود را در همان دانشگاه به پایان رساندم. من اساتید بسیار برجسته و ممتازی داشتم؛ ابتدا با پروفسور الساندرو باوزانی، شرقشناس و ایرانشناس بزرگ، همکاری کردم و سپس با پروفسور پیهمونته همکاری داشتم و پایاننامه کارشناسی ارشدم را با ایشان انجام دادم. پس از آن، تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم و در آزمون دکترای مطالعات شرقی در ناپل شرکت کردم. این آزمون بسیار دشوار بود و معمولاً بیش از سه نفر پذیرفته نمیشدند. من امیدی به قبولی نداشتم، اما خوشبختانه شرایط به گونهای رقم خورد که توانستم در این آزمون پذیرفته شوم.
از آنجایی که به ادبیات معاصر علاقه زیادی داشتم، تصمیم گرفتم پایاننامه دکترای خود را به شعر ایران در دوره بین دو انقلاب؛ یعنی از جنبش مشروطه تا انقلاب ۱۳۵۷ اختصاص دهم. این دوره در آن زمان تقریباً ناشناخته بود، در حالی که من با آن آشنا بودم و میدانستم که دوره بسیار مهمی در ادبیات معاصر ایران است. به همین دلیل، موضوع پایاننامهام را به این حوزه اختصاص دادم.
در طول دوره دکترا، دو استاد بسیار برجسته داشتم؛ یکی پروفسور جوانی درمه، حافظشناس بسیار مهمی که متأسفانه دیگر در میان ما نیست، و دیگری پروفسور ریکاردو زیپولی بود که اکنون بازنشسته شده اما سالها در دانشگاه ونیز تدریس میکرد. او بارها به ایران سفر کرده بود و حتی نمایشگاههای نقاشی و عکاسی برگزار کرده بود، اما فعالیت اصلی او تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ونیز بود. با راهنمایی این دو استاد، تحصیلات دکترای خود را به پایان رساندم و با موفقیت زیادی از پایاننامهام دفاع کردم، اما متأسفانه امکان انتشار آن وجود نداشت، زیرا نتوانستم ناشر مناسبی پیدا کنم که انتشار چنین اثر پژوهشی مفصلی را بپذیرد. پس از آن، به تدریج فعالیتهای ترجمه خود را آغاز کردم. میتوانم بگویم اولین کاری که پس از اتمام دکترایم در ایران انجام دادم،