رضا کرمی نژاد، کارگردان نمایش «بالزی» که این شبها در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است، درباره محتوای این نمایش گفت: «بالزی» داستان زندگی یک نویسنده و کارگردان تئاتر را روایت میکند که ما از چند زاویه به آن پرداختهایم؛ هم زندگی شخصی او و هم شخصیتهایی که سالها در ذهنش با او زندگی کردهاند. در فضای فانتزی و سورئال نمایش، این شخصیتها جان گرفتهاند و نوعی موجودیت مستقل پیدا کردهاند. داستان این نمایش از دغدغههای شخصی و جمعی ما شکل گرفته است؛ مسائل و معضلاتی که معمولاً در جامعه تئاتری، با توجه به اینکه هیچ اداره یا نهاد خاصی برای پرداختن به آنها وجود ندارد، حل نشده باقی میمانند، در زندگی روزمره مردم، حتی در شخصیترین لایهها، حضور دارند. این مسائل باعث شد تصمیم بگیریم گوشهای از آن را به زبان تئاتر بیان کنیم. این نمایش ارتباط عمیقی با تجربه شخصی من از زندگی تئاتری دارد.
او درباره روند اجرای نمایش گفت: اوایل سال جدید قرارداد اجرا را با تماشاخانه امضا کردیم و تمرینها را از اواخر فروردین ماه آغاز کردیم. قرار بود اجراها زودتر برگزار شوند، اما به دلیل وقوع جنگ، اجرای ما به تعویق افتاد و به این بازه زمانی منتقل شد. البته تأثیرات جنگ فراتر از برنامه بود. ما طبق روال عادی پیش میرفتیم، اما جنگ همه چیز را مختل کرد؛ چه در روند تولید و چه در فضای اجتماعی. مخاطبان تئاتر نیز مانند بقیه مردم درگیر نگرانیها و اضطرابهای ناشی از جنگ هستند. این نگرانی بر استقبال آنها از تئاتر نیز تأثیر گذاشته است.
کرمی زاده در مورد چالشهای اقتصادی اجرای تئاتر در شرایط فعلی توضیح داد: در کشور ما برخلاف برخی کشورهای توسعهیافته، ساختار حرفهای تئاتر وجود ندارد. ما شرکت نداریم، اهالی تئاتر کارمند نیستند و حقوق ثابتی ندارند. همه چیز خودجوش شکل میگیرد. وقتی چیزی به این شکل پیش میرود، طبیعی است که با سختیها و مشکلات زیادی همراه باشد. ما نیز از این قاعده مستثنی نیستیم، اما با وجود همه این فشارها، سعی میکنیم تئاتر را زنده نگه داریم. یکی از مهمترین مشکلات، عدم امنیت شغلی است. زیرا اساساً چیزی به نام شغل رسمی برای اهالی تئاتر وجود ندارد. در کشورهای اروپایی، اعضای گروههای تئاتری همگی کارمند شرکت هستند؛ از بازیگر و طراح گرفته تا دستیار. همه حقوق میگیرند. اما در ایران چنین ساختاری وجود ندارد.
کارگردان نمایش «بالزی» ادامه داد: حقوقها واقعاً ناچیز است، گاهی حتی کمتر از حقوق یک کارگر ساده. با این حال، عشق به تئاتر باعث میشود افراد با تمام وجود به کار خود ادامه دهند. به نظر من، تئاتر چیزی است که در برخی افراد ذاتی است. مانند کسی که ذاتاً مکانیک خوبی است، یا کسی که در درون خود نوازنده است. تئاتر هم همینطور است. کسانی که با آن زندگی میکنند، نمیتوانند آن را رها کنند. برای ما، این مسیر، با تمام سختیها و چالشهایش، مسیری است که باید آن را دنبال کنیم. مسیری است که نمیتوانیم از آن اجتناب کنیم.
کرمیزاده در مورد ویژگیهای اجرایی نمایش «بالزی» گفت: «ما نزدیک به بیست سال است که در فضای سورئال و رئالیسم جادویی کار میکنیم. با این سبک در جشنوارههای مختلفی از جمله آلمان، روسیه، آذربایجان و شانگهای شرکت کردهایم. آثار ما بر اساس نشانهشناسی بینالمللی تولید میشوند و سعی کردهایم ارتباطی بینالمللی از دل فرهنگ بومی خود شکل دهیم. من اهل جنوب ایران هستم. سرزمینی که از کودکی با خیال، اسطوره، آیینها و فضاهای جادویی در آن زندگی کردهام. این دنیای ذهنی و زیستی مرا به سمت سورئالیسم کشاند. وقتی با تئاتر آشنا شدم، برایم مهم بود که درباره ریشههایم صحبت کنم. حتی اگر میخواستم «هملت» یا «مکبث» را اجرا کنم، ترجیح میدادم آن را در چارچوب سرزمین خودم بازآفرینی کنم؛ با زبان و پوشش زیستی و بومی.» او در پایان گفت: «امیدوارم روزی گروههای تئاتری در شهرهای ما تشکیل شوند و فعالان این حوزه امنیت شغلی داشته باشند.» تئاتر در هیچ دورهای از تاریخ، حتی در بحبوحه جنگهای جهانی، تعطیل نشده است، زیرا تئاتر نقش کلیدی در شکلگیری تفکر اجتماعی دارد. اگر بخواهیم میزان توسعه اجتماعی یک شهر را بسنجیم، یکی از معیارها وضعیت تئاتر آن است. فرهنگ سازی از طریق هنر میسر است، نه از طریق سیاست یا اقتصاد. آنچه به یک جامعه «شخصیت» می بخشد، هنر است و تئاتر یکی از ناب ترین جلوه های آن است.