سینمای کمدی ایران در آستانه یک تغییر ملموس است. کمدیهایی که امروزه روی پرده میبینیم دیگر مانند گذشته مورد استقبال قرار نمیگیرند. پوستاندازی این ژانر در سینمای ایران حاوی نکات زیادی است. پس از گزارشهای تلهای که پژمان جمشیدی برای خود ساخت/ قهرمان یا متهم گیشه کمدی؟ و مثلثهای عشقی زخم خورده!/ بهرام افشاری چه تأثیری بر ژانر کمدی گذاشت؟ در این گزارش به «شوخیها و موقعیتها» در فیلمهای کمدی خواهیم پرداخت.
شوخیها و موقعیتهای خندهدار یکی از مهمترین ساختارها در فیلمهای کمدی هستند. اما متأسفانه برخی از فیلمهای ایرانی در این ژانر در طراحی این ساختار مشکل دارند. علاوه بر این، برخی اصلاً موقعیتهای خندهدار ندارند. آنها سعی میکنند با گفتن جوک، مخاطب را بخندانند. به این ترتیب، سناریوهای بسیاری از فیلمها به کتاب جوک تبدیل میشوند.
سینمای کمدی همیشه باید یک قدم از جامعه خود جلوتر باشد. این جمله بارها و بارها توسط کارشناسان و منتقدان گفته شده است. اما آنچه در سالهای اخیر دیدهایم کاملاً برعکس بوده است. زیرا فیلمها یا با مردم، جامعه و فضای مجازی همگام میشوند یا حتی یک قدم از آنها عقبتر حرکت میکنند. به همین دلیل است که وقتی یک کتاب طنز به صورت فیلمنامه ساخته میشود، به راحتی فراموش میشود. البته یکی دیگر از دلایل فراموشی این کتابهای طنز، تعداد بالای آنهاست. وقتی شوخیها پشت سر هم در فیلمهایی با کیفیت خاص و به تعداد زیاد ساخته میشوند، اهمیت و ارزش خود را از دست میدهد. صرف نظر از اینکه کدام بازیگر مشهور در آن حضور دارد.
داستان و موضوع کمدیها میتواند حداقل ده موقعیت کمدی را در خود جای دهد. در حالی که برخی از فیلمهای کمدی امروز ما تمام این ظرفیت را صرف شوخیهای بینمک و رقص و آواز کردهاند. از سوی دیگر، موجسواری روی ترندهای فضای مجازی نیز به آفت دیگری تبدیل شده است. کمدیها برای کاهش ریسک، به سراغ موضوعاتی میروند که قبلاً در فضای مجازی امتحان خود را پس دادهاند و مردم را خنداندهاند. در حالی که خود این فیلمها میتوانند موجی ایجاد کنند و بر موج جامعه سوار شوند. به عبارت دیگر، سازندگان آنها میتوانند با شناخت ظرفیتهای سینمایی، کنایه، زبان و موقعیت را به جامعه تزریق کنند. «شبهای برره» نمونهای موفق و مثالزدنی در این حوزه است.
سوال اصلی اینجاست که سینمای کمدی چگونه میتواند مسیر خود را برای خندهدارتر شدن و پیشی گرفتن از جامعه ادامه دهد؟ اول از همه باید به فیلمنامهنویسان و غریزه کمدی آنها اشاره کنیم. غریزه مهمترین عنصر در نوشتن شوخیها و طراحی موقعیتها است. هر کسی نمیتواند خندههای عمیق و پشت سر هم از مخاطب سینما بگیرد. برای پاسخ به این سوال باید به آخرین فیلم کمدی گیشه سینما، «مرد عینکی» اشاره کنیم. این فیلم با بهرهگیری از یک موقعیت و شوخی از فیلمی به نام «ساعت شلوغی»، توانست خندههای زیادی از مخاطب بگیرد. قاسمخانیها نیز به همین ترتیب توانستند آثار به یاد ماندنی در سینما و تلویزیون از خود به جا بگذارند. آنها از کمدیهای موفق تاریخ سینما به درستی استفاده کردهاند. در این میان، شوخیهای دیگری نیز به شوخیهای عطاران نسبت داده میشود. عطاران شرایط و ویژگیهای منحصر به فردی را در جامعه پیدا کرده و شوخیها را از دلها بیرون میکشد. با اینکه سالها از سریال رضا عطاران میگذرد، اما سبک او هنوز هم در فضای مجازی از جامعه خنده میگیرد. سبکی که برای همه، به خصوص دست اندرکاران سینما، بدیهی است، اما هیچکس به سراغش نمی رود و همچنان رقص ها و آوازهای بی منطقی است که در اکثر فیلم های کمدی دیده می شود. «هاوایی ها» و «خرچنگ ها» در تلاشند تا تماشاگر را به زور بخندانند، اما با هیاهو و جنجال بی مورد، حتی لبخندی هم بر لبان مخاطب شکل نخواهد گرفت. زیرا کمدی منطق خاص خود را دارد و سازوکار خاص خود را!