خانه احسان در کاشان یکی از صدها خانه قدیمی این شهر است که معماری آن کاملاً متناسب با شهر کویری کاشان طراحی و ساخته شده است. در ادامه، داستان سفر یک زوج نروژی به ایران و اقامت آنها در این اقامتگاه سنتی را خواهیم خواند. با کجارو همراه باشید.
بنت و پر، زوج نروژی ساکن فردریکستاد هستند. این زوج به کشورهای مختلفی در آسیا، اروپا، اقیانوسیه و آفریقا سفر کردهاند و داستانهای سفر خود را در وبسایت خود منتشر میکنند. هدف آنها به اشتراک گذاشتن لذت سفر با دیگران است. بنت و پر میخواهند مردم را به سفر تشویق کنند.
این زوج نروژی که در دهه ۵۰ زندگی خود هستند، به دنبال ماجراجویی و معنای جدیدی در زندگی خود بودند؛ آنها به دنبال راهی برای کشف زیباییها و تنوع این دنیا بودند. آنها بهترین راه برای یافتن پاسخ این سؤالات را در سفر دیدند. بنت و پر معتقدند که سفر میتواند برای همه افراد مفید باشد. آنها به همه توصیه میکنند که سفر کنند و با فرهنگهای مردم جهان آشنا شوند و با افراد مختلف ملاقات کنند.
حاصل این سفرها، «درک» و «صبر» بیشتر نسبت به مسائل پیرامون کیهان است و معتقدند سفر، زندگی انسان را غنی و پربار میکند. آنها دوست دارند تجربیات و خاطرات سفر خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و اطلاعات مفیدی را به مسافران آینده این مکانها منتقل کنند.
از امشب، قصد داریم داستان سفرهای این زوج نروژی را در بخش داستان سفر کجارو منتشر کنیم. منتظر تجربیات بنت و پر در ساعت ۲۲:۱۵ در روزهای زوج باشید.
وقتی سفر میکنید، پیدا کردن مکانی زیبا و راحت بسیار مهم است. به خصوص وقتی قرار است بیش از یک شب را در آنجا بگذرانید؛ اقامت در مکانی که محیطی متفاوت از خانه خودتان دارد بسیار مهم است. وقتی در نروژ بودیم، اقامت در مکانهایی با مناظر زیبا از دریاچه، اقیانوس یا رودخانه را تجربه کردیم. در سفرهایمان در مکانهای مختلفی اقامت داشتهایم؛ از کنار یک آتشفشان گرفته تا قلههایی با مناظر بینظیر، از بیابانها گرفته تا جنگلهای گرمسیری.
وقتی به شهر کاشان در ایران رسیدیم، چند صد متر در کوچهها و خیابانهای باریک قدم زدیم تا به در کوچکی رسیدیم که روی آن نوشته شده بود «این خانه قدیمی احسان است». پشت این در، سبک معماری بسیار متفاوتی را نسبت به آنچه ما اروپاییها به آن عادت داریم، تجربه کردیم.
این در کوچک که در شهرهای کویری مانند یزد و کاشان رایج است، دو لنگه دارد که هر کدام دارای کوبه و دستگیره متفاوتی هستند، یکی برای زنان و دیگری برای مردان. زنان از در سمت راست و مردان از در سمت چپ استفاده میکردند و هر کوبه صدای متفاوتی داشت. وقتی کسی در میزد، افراد خانه به راحتی میتوانستند از صدای کوبه تشخیص دهند که فرد در زننده مرد است یا زن. اگر زنی در خانه تنها بود و مردی در میزد، زن میتوانست برای حفظ حریم خصوصی خود پشت در بماند.
وقتی وارد این خانه تاریخی شدیم، اولین چیزی که توجه ما را جلب کرد، فضای دایرهای شکل جلوی ما بود. سپس نوبت ما بود که با کیسههای سنگین دست و پنجه نرم کنیم؛ حمل آنها از پلههای سنگی باریک کار آسانی نبود. از پلههای زیادی بالا رفتیم تا به یک راهپله دیگر رسیدیم و بالاخره به پذیرایی در طبقه سوم زیرزمین رسیدیم!
در ابتدا فکر میکردیم که این خانه روی شیب ساخته شده است، اما اینطور نبود. مدتی طول کشید تا بفهمیم چطور ساخته شده است. آن پلههای باریک ما را سه طبقه به زیر زمین بردند تا به حیاط بزرگی با یک برکه آب در مرکز آن رسیدیم. ماهیهای کپور و دیگر ماهیها در برکه شنا میکردند و درختان اطراف آن را سایه انداخته بودند.
در اطراف خانه احسان تراس و پله وجود داشت. خیلی زود متوجه شدیم که قرار است سه شب را در اتاقی در زیر زمین بگذرانیم.