روستای خرانق در ۸۵ کیلومتری یزد واقع شده است. این روستای قدیمی و فراموششده برای گردشگران نروژی بسیار جالب است. این بار، داستان سفر بنته و پر از این روستا روایت میشود.
بنته و پر یک زوج نروژی هستند که در فردریکستاد زندگی میکنند. این زوج به کشورهای مختلفی در آسیا، اروپا، اقیانوسیه و آفریقا سفر کردهاند و داستانهای سفر خود را در وبسایت خود منتشر میکنند. هدف آنها انتقال لذت سفر به دیگران است. بنته و پر میخواهند با این کار مردم را به سفر تشویق کنند. میتوانید داستان سفر این زوج را در کجارو ساعت ۲۲:۱۵ روزهای زوج بخوانید.
در یک روز آفتابی، به روستای باستانی خرانق که بیش از ۱۰۰۰ سال قدمت دارد، رسیدیم. اتوبوس ما در منطقهای مدرن پر از درخت، فضای سبز و چندین مجسمه توقف کرد. معماری این بخش، جدید و مدرن بود، در تضاد کامل با ساختمانهای خشتی که کمی پایینتر در دامنه تپه قرار داشتند. وقتی در خیابانهای سنگفرش این روستا قدم میزدیم، حس مرموز و متروکی داشت. روستای جدید روی تپهای واقع شده است. مسیری که در آن قدم زدیم، منظرهی زیبایی از دره داشت. این مسیر به میدانی منتهی میشد که در نزدیکی یک کانال آب، زنی روی زانوهایش نشسته بود و لباس میشست.
یک بادگیر بازسازیشده در این میدان قرار داشت و پشت بادگیر، در دامنهی آن قسمت، روستای قدیمی و خشتی خرانق قرار داشت. این روستا در مبارزه با عوامل طبیعی تقریباً نابود شده بود. کوچههای قدیمی روستا مانند تار عنکبوت در داخل این روستای متروکه گسترده شده بودند.
همانطور که در کوچههای قدیمی خرانق قدم میزدیم، فکر میکردم که مسئول هر اتفاقی هستم. هر لحظه ممکن بود اتفاقی بیفتد و بعد از آن هرگز نمیتوانستم بگویم که متوجه خطر قدم زدن در میان خرابهها و بالا رفتن از خرابههای روستا نشدم. با این حال، باید اعتراف کنم که آنجا مکان بینظیری بود. از آنجایی که ما یک گروه نسبتاً منظم بودیم، همه مانند بچههای بازیگوش به کوچههای قدیمی و خانههای کوچک و مخروبه روستا میدویدیم. بعد از مدتی، متوجه شدیم که جا ماندهایم و کشفهای شگفتانگیزی از خانههای کمابیش ویرانهای انجام دادیم که دیوارهایشان هنوز آثاری از تزئینات باستانی زیبایشان را نشان میداد. بیرون پنجرههای کوچک و زیبای دیوارهای ویران خانهها، منظرهای نفسگیر از مزارع سبز و گنبد آبی درخشانی که بر فراز دره خودنمایی میکرد، دیده میشد.
در درهها و زمینهای پست، پیرمردها در مزارع کار میکردند. در آن سوی درهها، سازههای عجیب سنگی و صخرهای در امتداد افق و بیابان پشت سرشان امتداد یافته بودند. دنیایی سورئال با آسمانی آبی و منظرهای قهوهای با هالههای طلایی، با چند نقطه سبز روشن که در دوردست میدرخشند. تقریباً انگار کسی در این روستا زندگی نمیکند؛ جوانترها روستا را ترک کردهاند و فقط چند پیرزن باقی ماندهاند. وقتی ناگهان در یکی از سوراخهای زمین، در روستایی که از دهه ۱۹۴۰ رو به زوال بوده است، حمامی کامل با کاشیهای سفید و سکوهای شستشو میبینید، واقعاً شگفتزده خواهید شد. یکی از دلایل متروکه شدن این روستا این است که منابع آب روستا به شدت کاهش یافته است.