نقد و بررسی فیلم دنیای ژوراسیک: تولد دوباره؛ در جستجوی جزیره دایناسور
سهگانه دنیای ژوراسیک کریس پرت در ضعیفترین نقطه این مجموعه به پایان رسید، پایانی که طرفداران را ناامید کرد و مدیران یونیورسال را به تکاپو انداخت تا راهی برای بازگرداندن دنیای ژوراسیک به روزهای اوجش پیدا کنند. نتیجه ایدهپردازی آنها، بازگشت دیوید کپ، نویسنده فیلم پارک ژوراسیک محصول ۱۹۹۳ و دنباله آن، دنیای گمشده: پارک ژوراسیک، است که اگر آثار کپ را در بیست سال گذشته ندیده بودیم، شاید از دیدن آن خوشحال میشدیم.
با عناوینی مانند دوزخ، ایندیانا جونز و صفحه سرنوشت، و کیف سیاه، که همگی توسط کاپیتان نوشته شدهاند، میدانستیم که نباید انتظار فیلمنامهای شگفتانگیز از دنیای ژوراسیک: تولد دوباره داشته باشیم، و همینطور هم شد. کاپیتان با نادیده گرفتن پایان دنیای ژوراسیک: سلطنت، که نوید حضور برجستهتر دایناسورها در دنیای انسانها را میداد، داستان تولد دوباره را به مسیر جدیدی میبرد.
در فیلم «دنیای ژوراسیک: تولد دوباره»، آب و هوای فعلی سیاره به محیطی نامناسب برای دایناسورها تبدیل شده است، دایناسورهایی که به جز در منطقهای محدود نزدیک خط استوا، قادر به زنده ماندن نیستند. این منطقهی دورافتاده که برای انسانها ممنوع است، اکنون پر از دایناسورهای جهشیافته است و پس از نابودی آزمایشگاه دایناسورهای جهشیافته در سال ۲۰۰۸، بیشتر شبیه یک تونل وحشت طبیعی شده است. اما، همانطور که کلیشه میگوید: «هر جا تابلوی ورود ممنوع وجود دارد، باید بروید»، قهرمانان «تولد دوباره» خود را در یک طبیعت وحشی گرمسیری، درست زیر دم دایناسورها مییابند.
نقد فیلم «تولد دوباره دنیای ژوراسیک»
در این دوران که شرکتهای داروسازی به تبهکاران اصلی در آمریکا تبدیل شدهاند، تبهکار «دنیای ژوراسیک: تولد دوباره»، مارتین کربس (روپرت فرند)، رئیس یکی از این شرکتها است که با وعده میلیونها دلار به یک مزدور ماهر، زورا بنت (اسکارلت جوهانسون)، از او میخواهد که DNA سه دایناسور را به دست آورد، که در ساخت دارویی برای بیماریهای قلبی مفید خواهد بود. مشکل این است که این دایناسورها دیگر در باغوحشهای عمومی زندگی نمیکنند؛ آنها در همان وضعیت خطرناک در حومه خط استوا قرار دارند، جایی که جهشیافتهها در اینجا و آنجا یافت میشوند.
علاوه بر کربس، همراهان زورا در این ماموریت مخفی، دوست و رفیق قدیمیاش دانکن کینکید (ماهرشالا علی) و دیرینهشناس جوان هنری لومیس (جاناتان بیلی) هستند که میخواهند نمونههای DNA از این دایناسورها را به دست آورند؛ آنها در نهایت موفق میشوند. اگر خانوادهای از جانوران همهچیزخوار دائماً مانع آنها نمیشد، احتمالاً خیلی راحتتر به هدفشان میرسیدند.
یک پاسخ
بهنظرم نقد جالبی بود، هم نکات مثبت فیلم رو گفت هم ضعفهاشو، لحنش هم خودمونی و راحت بود.