تاریخچه مند
هیچ اطلاعاتی در مورد ریشه و تاریخچه «مند» و تاریخ شروع هنر سفالگری در آن روستا در دسترس نیست. به گفته بزرگان محلی، مند قبلاً بسیار بزرگتر بوده و از بین رفته است و سکونتگاه فعلی حدود ۲۸۰ سال پیش ایجاد شده و از آن زمان سفالگری انجام میشود. یک سرنخ کوچک این است که در مورد گناباد، به معنای «جویمند – نهر مند» است و شایعهای در مورد ریشه آن وجود دارد، به این معنی که آنها فکر میکنند «جویمند» نام خود را از «آبراه روستای مند» که از آن عبور میکرده گرفته است. اگر این داستان را باور کنیم، ده مند در اوایل قرن یازدهم وجود داشته است، زیرا به گفته مردم محلی، نهری که آب را به مند میآورد، روبروی مسجد جامع جدید گناباد قرار داشته و شعر و تاریخ روشنی بر سنگ ورودی آن مسجد ثبت شده است:
که استاد کائنات شد «در زمان سلطنت شاه صفی، مسجدی از سر جد شاه حسین، منجم کعبه، طرح کرد، سازنده این مسجد، معمار آن دوران گفت، تاریخ آن باسی، خواجه محمد قاسم است که در سال ۱۰۴۰ هجری قمری تکمیل شده است.»
در هر صورت، بزرگان محلی اظهار میکنند که در زمان شکلگیری آبادی فعلی مند، شخصی به نام ابوعلی کلاه لاته پاچوبا از هرات و به احتمال زیاد از فردوس، به آنجا رسید و کارگاه سفالگری تأسیس کرد و به تدریج سایر ساکنان مند این هنر را از او آموختند و تا به امروز آن را ادامه دادهاند.
سفالگری در مند
سفالگری در گناباد سابقهای حداقل پنج هزار ساله دارد و از همان سبک مراکز تمدنی زمان خود پیروی میکند، اما «سفال مند» با مواد و تزئینات متفاوت، به عنوان پدیدهای جدید در «مند» در اواخر قرن یازدهم هجری قمری رواج یافت. از ابتدای این قرن، نوع جدیدی از سفال با ویژگیهای خاص در گناباد ظهور کرده است که به سفال تقلیدی چینی معروف است و کاملاً شبیه سفالهای میبد یزد، استهبان فارس و شهرضا اصفهان است. اگرچه در طول زمان تا حدودی تحت تأثیر محیط قرار گرفته و عواملی مانند سلیقه مصرفکننده و سلیقه تولیدکننده به آن رنگ و بوی خاصی بخشیده است، اما استفاده غالب از نقوش سنتی و رنگهای گرم و شاد، سفال «مند» را جذاب و مناسب برای نمایش در مجامع هنری نگه داشته است. سفال مند از نظر نوع مواد تشکیلدهنده به دو گروه تقسیم میشود.
مواد اولیه سفالگری
سفالگری در گناباد به دو صورت انجام میشود: سفال گلی و سفال چینی بدلی که از نظر مواد تشکیلدهنده و نحوه تهیه با هم متفاوت هستند.
سفال چینی بدلی
سفال چینی بدلی نوعی سفال سفید رنگ است که چینیسازان در گذشته برای ساخت ظروف چینی بدلی از آن استفاده میکردند. مواد اولیه این نوع سفال عبارتند از سیلیس یا سنگ چخماق، بنتونیت یا خاک رس و کلان. سنگ چخماق و کلان از معادن اطراف گناباد تهیه میشوند. پس از تهیه سنگ چخماق، آن را با چکش میکوبند تا ریز شود و به اصطلاح کشمش شود. سپس سنگهای خرد شده را همراه با آب در سوراخ وسط دیگ میریزند و با دست میچرخانند تا پودر شود. در مرحله بعد، پودرها را در مخزنی جمعآوری و با آب مخلوط میکنند و دوغاب حاصل را به حال خود رها میکنند تا آب تبخیر شود. سپس خاک رس سفت شده را خرد میکنند و پس از خشک شدن، آن را خرد و الک میکنند. پودر حاصل با 20٪ خاک رس مخلوط میشود. خاک رس برای چسبندگی بهتر خاک رس استفاده میشود. در برخی موارد، از ذرات شن یا کاه و علوفه به میزان ۵ تا ۱۰ درصد برای لعاب بهتر، چسبندگی بیشتر و جلوگیری از ترک خوردن گل رس استفاده میشود. در حال حاضر، جمعآوری، خرد کردن و فرآوری گل چینی فرآیندی پر زحمت، زمانبر و نسبتاً گران است، به همین دلیل سفالگران ترجیح میدهند ظروف کوچک، ظریف و لوکس را با آن گل بسازند.
سفال گلی
این نوع سفال قرمز رنگ است و قدمت کمتری نسبت به سفال بدلی چینی دارد. ماده اولیه این سفال، خاک رس است که از رسوبات سیلابها و خاکریزها یا به صورت مواد معدنی به دست میآید. خاکهای جمعآوری شده از باران در کنارهها و بنهها به ترتیب از شن، ماسه، ماسه نرم، خاک رس درشت، خاک رس نرم و خاک رس نرمتر تشکیل شدهاند. خاکهای رس معدنی نیز از منطقهای به نام کوثر به دست میآیند. این خاکها در مقایسه با بنهها چسبندگی کمتری دارند. برای چسبندگی بیشتر ذرات خاک از موادی مانند ماسه، شن، کاه، شاموت (پودر خاک رس پخته شده) و غیره استفاده میشود. گل رس به خوبی ورز داده میشود و پس از طی مراحل مختلف، برای ساخت و پرداخت انواع ظروف استفاده میشود. استحکام این نوع سفال بالاست، بنابراین ظروف بزرگ و با اصطکاک بالا مانند قاب، جامهای بزرگ، خمس و کشکساب از گل بدنه ساخته میشوند.
کوره سفالگری
پس از آمادهسازی، سفالها برای پخت در کورههای آجرپزی سنتی قرار میگیرند. کورهها گازسوز هستند و در قسمت ب دارای آتشدان میباشند.