در جشنواره موسیقی جوان، افراد با یکدیگر آشنا میشوند، ارتباط برقرار میکنند و آثار خود را ارائه میدهند. به این ترتیب، هنرمندان میفهمند که در چه مرحلهای هستند. این جشنواره فضایی است که در آن هنرمندان مورد نقد قرار میگیرند و پس از تشکیل گروه، تمرینها و اجرای نهایی، ارزش و سختی کارشان مشخص میشود. اگر نقصی در کار باشد، به آنها تذکر داده میشود که این امر باعث تشویق و پیشرفت آنها میشود.
افشارنیا با تأکید بر نقش جشنواره برای هنرمندان شهرستانی، گفت: این جشنواره تنها جایی است که در حال حاضر برای جوانان وجود دارد. اکثر شرکتکنندگان نیز از شهرستانها هستند و با تمام توان آن را دنبال میکنند. دسترسی به هنرمندان شهرستانی دشوارتر از تهران است و این جشنواره از این جهت نیز ارزشمند است که فرصتی هرچند کوتاه و محدود برای دیده شدن آنها فراهم میکند.
این داور جشنواره در مورد روند کشف استعدادها از طریق جشنواره موسیقی جوان اظهار داشت: کشف استعداد مستقیماً به تعداد شرکتکنندگان بستگی دارد. هرچه تعداد کمتر باشد، دسترسی ما کوتاهتر و فرصت شناسایی استعدادها کمتر میشود. اما افزایش تعداد شرکتکنندگان، روند کشف و هدایت استعدادها را بهتر میکند. حتی اگر تعدادشان کم باشد، جشنواره به آنها کمک میکند تا مسیر درست خود را پیدا کنند.
افشارنیا در مورد داوری آثار در جشنواره گفت: داوری در طول این سالها نشان داده است که این یک فرآیند زمانبر است. اگر جشنواره به طور مداوم برگزار نشود، خروجی آن مشخص نخواهد شد. شرکتکنندگان نیز باید به اساتید دسترسی داشته باشند، زیرا کاهش این دسترسی منجر به افت کیفیت آثار خواهد شد.
وی با اشاره به کاهش گرایش به نواختن ساز نی، خاطرنشان کرد: اگرچه ساز نی در دسترس است و گران نیست، اما پیشرفتی در محبوبیت آن وجود ندارد. به نظر من، آموزش است که مسیر هنری را تعیین میکند. اگر آموزش نباشد، هنرمند جایگاه خود را نمیداند، مورد انتقاد یا تشویق قرار نمیگیرد و ارتباطی با دیگران پیدا نمیکند. این عوامل مانع پیشرفت میشوند. جشنواره با ایجاد فضایی برای نقد، تشویق و ارتباط میتواند به ارتقای موسیقی و نوازندگان کمک کند.
او با اشاره به کمبود فرصت اجرا برای جوانان گفت: «امیدوارم شرایطی فراهم شود تا اجرای جشنواره بهبود یابد و جوانان بتوانند بیشتر اجرا کنند. این اجرا است که منجر به تشویق، انتقاد و شناسایی ایرادات میشود. متأسفانه این فرصتها کوتاه و محدود است و حتی کنسرتها در کشور، بهویژه در شهرستانها، بسیار کم برگزار میشوند. این امر مانع از آن میشود که هنرمندان بفهمند در چه جایگاهی هستند و چگونه باید مسیر خود را ادامه دهند. فاصله بین شهرستانها و تهران و اساتید نیز دسترسی را محدود میکند.»
افشارنیا ضمن قدردانی از اساتید در شهرستانها گفت: «تدریس کار آسانی نیست و همه توانایی آن را ندارند. اگر کسی هنوز به سطح لازم برای تدریس نرسیده باشد اما شروع به تدریس کند، بعد از دو یا سه سال به بنبست میرسد و کار ادامه پیدا نمیکند. اما اگر از ابتدا پایه درستی گذاشته شود و معلمی که تدریس میکند، خودش درس خوانده و مطالعه کرده باشد، مسیر هنری نیز به خوبی پیش خواهد رفت.
وی افزود: بسیاری از افراد حتی در مقاطع بالاتر مانند کارشناسی و کارشناسی ارشد نیز مشکل دارند. همه نمیتوانند معلم خوبی باشند، اما از آنجایی که شغل دیگری وجود ندارد، به خصوص کسانی که در این رشته تحصیل کردهاند، مجبور میشوند به تدریس روی آورند. با این حال، هنوز این سوال مطرح است که چه کسی صلاحیت تدریس دارد یا ندارد.
افشارنیا در پایان گفت: در برخی سالها، مانند سال گذشته، حتی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، هیچ نوازنده نی دانشجو نداشتیم یا حداکثر فقط یک نفر بود. این نشان میدهد که پایه آموزش در این رشته درست نبوده است. بسیاری از هنرمندان پس از دیپلم ادامه نمیدهند یا اگر هم میدهند، توانایی لازم برای اجراهای عملی را ندارند. باید برای این موضوع راهکار جدی پیدا شود تا به فضای موسیقی کشور کمک کند.