موضوع بازگشت هنرمندان ایرانی مقیم خارج از کشور همواره از موضوعات داغ مورد بحث بوده است. از یک سو، مسئولان بر لزوم ایجاد فضای آشتی ملی و دعوت از این افراد برای بازگشت به کشور تأکید دارند و از سوی دیگر، تجربیات گذشته و محدودیتهای موجود باعث شده است که بسیاری از مردم نسبت به تحقق این وعدهها بیاعتماد باشند. مخاطبان خبرآنلاین نیز در نظرسنجی اخیر خود نظرات متفاوتی ابراز کردند که نشاندهنده نگرانیها و مطالبات عمومی در این زمینه است. در زیر، نگاهی به برخی از این نظرات انداختهایم.
از جمله محبوبترین نظرات، نظر کاربری بود که نوشت: «به این افراد نمیتوان اعتماد کرد.» و یکی از مخاطبان در پاسخ به این کاربر نوشت: «اگر به دولت نمیتوان اعتماد کرد، مشکل از خود دولت است. ملت به هنرمندان اعتماد دارد. شهرام و مارتیک دو هنرمند هستند و آمدنشان به وطن بسیار زیباست. چرا نباید کنسرت برگزار کنند؟ در حالی که بسیاری از خوانندگان سطحی با صدا و اخلاق ضعیف، ماهی یک بار کنسرت برگزار میکنند و جوانان را سرکیسه میکنند. شهرام و مارتیک هر دو هنرمندتر، متواضعتر و دوستداشتنیتر هستند.»
کاربر دیگری در پاسخ به نظر قبلی نوشت: «منظور این بنده خدا این است که به عارف نمیشود اعتماد کرد. به مارتیک و بقیه میگویند بیایند، اما وقتی میآیند، با آنها درست رفتار نمیکنند.»
کاربر دیگری پاسخ داد: «بهتر است مسئولین به هنرمندان داخل کشور بیشتر از هنرمندان خارج از کشور توجه کنند. با امثال عباس قادری و فریدون فروغی چه کردند که حالا انتظار دارند با خارجیها طور دیگری رفتار شود؟»
کاربر دیگری با اشاره به تلاشهای دولت برای ایجاد هماهنگی نوشت: «حالا که دولت شعار همدلی و همزبانی داده و ایرانیان خارج از کشور را به بازگشت دعوت میکند، توپ در زمین هموطنان است. این توپ است و این میدان.»
کاربر دیگری نوشت: «تجربه نشان داده که اگر برگردند، دستگیر میشوند. چرا مسئولین از اول نمیپرسند که چرا مهاجرت افزایش یافته است؟ مشکل اصلی بیتوجهی به معیشت مردم است. حتی در قرآن، هیچ اجباری در دین نیست، اما مجلس قانون حجاب اجباری را تصویب میکند و در عمل هیچ کاری برای بهبود زندگی مردم انجام نمیدهد. با این اوصاف، چرا هنرمندان باید برگردند؟ به کجا؟»
کاربری با اشاره به اتفاقاتی که برای حبیب افتاد، نوشت: «اگر به ایران بیایند، سرنوشتی مشابه مرحوم حبیب در انتظارشان است؛ بیخانمانی، افسردگی و محدودیت.»
کاربر دیگری با کنایه به تصمیمگیرندگان فرهنگی نوشت: «هر وقت شرایط داخلی متشنج میشود، یاد مردم و هنرمندان خارج از کشور میافتند! با کنسرت همایون شجریان چه کردند که حالا میخواهند مجوز بازگشت این افراد را صادر کنند؟ بسیاری از خواستههای مردم در یک سال گذشته برآورده نشده است، حالا دنبال چه هستند؟»
کاربر دیگری با اشاره به شعارگونه بودن این تصمیمات نوشت: «ایران متعلق به همه ایرانیان است. بسیاری از هنرمندان به دلیل سختیها کشور را ترک کردند، نه از روی اجبار. اما بازگشت آنها در عمل با ممنوعیت کار و فشار همراه خواهد بود، همانطور که برای حبیب محبیان یا بهمن مفید اتفاق افتاد. در گذشته، فردین و ناصر ملک مطیعی سالها بیکار بودند. اکنون چه چیزی تغییر کرده است؟ این وعدهها بیشتر شبیه شعار هستند تا عمل.»
یکی دیگر نوشت: «مردم دیگر این شعارها را باور نمیکنند. مگر حبیب اجازه کار و حتی دفن شدن در بهشت زهرا را نداشت؟ مگر بهمن مفید را آزاد نگذاشتند؟ در حالی که بسیاری از فاسدان آزاد هستند، هنرمندانی مانند بهروز وثوقی ۴۷ سال است که در تبعید به سر میبرند و آرزوی بازگشت دارند.»
کاربری همچنین به موضوع کنسرت همایون شجریان اشاره کرد و نوشت: «همایون شجریان چقدر برای برگزاری کنسرت زحمت کشید. اگر یک هنرمند خارج از کشور برگردد چه خواهد کرد؟ تنها استقبالی که از او میشود کفن و قبر است.»
کاربر دیگری نوشت: «بازگشت هنرمندان خارج از کشور چه تغییری ایجاد خواهد کرد؟ آیا وضعیت مردم بهبود خواهد یافت؟ آیا ارزش پول ایران یا اعتبار گذرنامه ایرانی افزایش خواهد یافت؟ پاسخ منفی است. مشکل اصلی در تفکر دولت است که باید تغییر کند، نه بازگشت هنرمندان.»
نظرات مخاطبان نشان میدهد که موضوع بازگشت هنرمندان خارج از کشور بیشتر به مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گره خورده است تا یک تصمیم فرهنگی. بیاعتمادی عمومی به وعدههای مسئولین و تجربیات تلخ گذشته باعث شده است که بسیاری از مردم این دعوتها را بیشتر شعاری بدانند. در عین حال، برخی همچنان بر لزوم وحدت ملی و بازگشت هنرمندان به کشور تأکید میکنند. در این میان، تنها آینده مشخص خواهد کرد که این بار چه اتفاقی خواهد افتاد.