جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

نقد برنامه کارناوال

نقد برنامه کارناوال

نقد برنامه «کارناوال»؛ کارناوال یا آش شلم شوربا؟

با انتخاب عنوان «کارناوال»، سازندگان این برنامه به خود این آزادی را داده‌اند که انواع اجراها را در بخش رقابتی در مقابل یکدیگر قرار دهند. بدیهی است که الگوهای آنها، نمایش‌های استعدادیابی بین‌المللی است که لزوماً بر یک قالب اجرایی واحد تمرکز ندارند و مخاطبان حاضر و غایب در برنامه با یک هیئت داوری به آنها رأی می‌دهند. اما در آن برنامه‌ها، شرکت‌کنندگان به صورت انفرادی رقابت می‌کنند؛ هر شرکت‌کننده، چه فرد و چه گروه، در مقایسه با همه شرکت‌کنندگان داوری و انتخاب می‌شود. نه به آن شکلی که ایده در برنامه «کارناوال» مطرح شده بود. در اینجا، مقایسه با تفاوت انجام می‌شود. البته، سازندگان این برنامه ممکن است معتقد باشند که نوآوری کرده‌اند. آنها همچنین بخشی از گفتگو و مناظره بین مخاطبان و رقبا را به برنامه اضافه کرده‌اند تا فرهنگ تفکر انتقادی و ظرفیت نقدپذیری را القا کنند. این را می‌توان به فال نیک گرفت، به خصوص در فرهنگی که تفکر انتقادی رایج نیست و ظرفیت نقدپذیری بالا نیست.

اما از آنجایی که برنامه نویسنده دارد، مشخص نیست که اولاً برنامه‌های تهیه‌شده توسط شرکت‌کنندگان کاملاً متعلق به خودشان است و ثانیاً مخاطبان بر چه اساسی انتخاب شده‌اند. برنامه پشت صحنه «کارناوالتر» نیز پاسخی به این سؤالات نمی‌دهد. بنابراین، ضمن تشویق ایده‌پردازان و سازندگان برنامه به خاطر این نوآوری‌ها، کل برنامه، به‌ویژه بخش آموزشی هدفمند آن که نباید نمایشی باشد و باید چاشنی واقع‌گرایی اثر باشد، غیرواقعی و نمایشی به نظر می‌رسد و ارتباط را دشوار می‌کند. اگرچه برخی از نقطه نظرات مخاطبان، حتی اگر از قبل نوشته شده باشند، قابل تأمل و تحسین هستند. چه برسد به مخاطب در خانه که در درک محتوای برنامه سردرگم است. زیرا این تمام ماجرا نیست؛ به همه اینها آیتم‌های نمایشی تبلیغاتی بی‌شماری که توسط حامیان مالی بی‌شمار برنامه اضافه شده است، اجراهای موسیقی، شعبده‌بازی، بازی‌های رقابتی، گفتگوهای پشت صحنه با بازیگران و شرکت‌کنندگان، شیرین‌کاری‌ها و یک آیتم عروسکی متصل به عروسکی که فقط با رامبد جوان مرتبط است و قرار است جایگزین جناب خان «خندوانه» شود را اضافه کنید. سؤال؛ چه گندی زدی آقای جوان؟

آقای جوان، دقیقاً در چه چیزی موفق شدی؟

چرا، دقیقاً در چه چیزی موفق شدی، آقای جوان؟ چه چیزی را “توانستی” به واقعیت تبدیل کنی؟ جدا از اینکه از فضای کمی بازتر شبکه نمایش خانگی و اسپانسرهای مالی فراوانت بهره می‌بری، آیا برنامه‌ات دیدنی نیست؟ از بین دوازده شرکت‌کننده، فقط یک نفر زن است. آیا اجازه نداشتی زنان را به بخش مسابقه دعوت کنی یا نخواستی، یا زنی از همکاری با تو امتناع کرد؟ در قسمت افتتاحیه، از یک نوازنده بین‌المللی دعوت کردی تا با یک نوازنده ایرانی اجرا کند. ضرری ندارد؛ اما آیا این کشور غیر از محسن شریفیان، که یکی از همان هنرمندان اتوبوس است، هنرمند دیگری ندارد؟ چرا به سراغ هنرمندان محلی از قومیت‌های دیگر نرفتی؟ چون موسیقی جنوبی در بازار است؟ چرا با وجود دعوت از نوازندگان برای اجرا (از جمله رپ انتقادی! انتقاد از چه چیزی؟) هنوز درهای برنامه به روی نوازندگان زن در بخش‌های مختلف بسته است؟

این موفقیتی که در قسمت صفر با مشت گره کرده پیروزمندانه برای مردمی که با فقر، بیکاری و جنگ روبرو هستند فریاد زدید، دقیقاً چیست؟ (آن چند دقیقه سکوت با چهره به ظاهر غمگینتان در همدردی با مردمی که عزیزانشان را از دست داده‌اند و غمی به غم‌های بی‌شمارشان افزوده‌اید، با شعار «زندگی ادامه دارد، پس خنده نباید فراموش شود»، دردی از کسی دوا نمی‌کند؛ به همین ترتیب، استفاده از مخاطب پرسشگر به عنوان منتقد. برنامه شما بیشتر شبیه یک دهن کجی است تا ابراز همدردی یا تلاشی برای آوردن لبخند به چهره غریبه‌های قدیمی با خنده و شاد کردن دل‌هایی که برای زنده نگه داشتن کورسوی امید تلاش می‌کنند) آیا غیر از این است که بار دیگر توانستید مجری و مجری یک پروژه پرهزینه شوید و خنده‌ای پیروزمندانه سر دهید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *