«زندگیهای گذشته» درباره یک مثلث عشقی بود که یک ضلع آن به تجربه اولین عشق یک مرد و یک زن تعلق دارد؛ مرد و زنی که اکنون هر دو به آمریکا مهاجرت کردهاند و در نیویورک مدرن زندگی میکنند. رویکرد ظریف کارگردان، همانطور که موضوع داستان ایجاب میکند، به سادگی مواجهه یک فرد با شکلی از عشق را نشان میدهد که احتمالاً در زندگی همه انسانها (یا حداقل همه ساکنان شهرهای مدرن) اتفاق میافتد. عشق اول جایگاهی در ذهن افراد پیدا میکند که با گذشت زمان رنگ و بوی زیباتری به خود میگیرد؛ به خصوص اگر در کودکی اتفاق افتاده باشد. «زندگیهای گذشته» صرفاً مواجهه راوی با اولین عشق در بزرگسالی است. رویکرد فیلم برای روایت این داستان، آن را به یک درام عاشقانه ساده تبدیل میکند، اما در «ماتریالیستها»، سونگ با پرداختن به یک مثلث عشقی که برخلاف مثلث اول، پایان غیرقابل پیشبینیتری دارد، دوباره به یک درام عاشقانه اجتماعی نزدیک میشود.
اگرچه تهیهکننده فیلم سعی کرده با قرار دادن آن در دسته کمدی رمانتیک، گیشه بیشتری را جذب کند، اما «ماتریالیستها» با وجود پایان خوشش، عناصر یک کمدی رمانتیک متعارف را ندارد. در واقع، سبک روایت و کارگردانی سونگ است که باعث میشود فیلمش همچنان در ژانر درام رمانتیک قرار گیرد، این بار با نگاهی انتقادی به جامعه پیرامونش. رویکرد او در اینجا، مانند فیلم قبلی، واقعگرایانه است. او سعی میکند دنیایی را که به تصویر میکشد قضاوت نکند، اما پایان فیلم، ترجیح کارگردان را در این دنیای مادیگرا بر اساس مزایای مادی نشان میدهد؛ دنیایی که از نظر سونگ، عشق دیگر هیچ معنا و جایگاهی ندارد و اگر داشت بهتر بود. شاید این تنها نکتهای باشد که میتواند فیلم را به ژانر کمدی رمانتیک نزدیک کند. زیرا کارگردان به هیچ وجه نگاه سانتیمانتال به روابط عاشقانه ندارد، اما طرفدار عشق است و نمیخواهد اجازه دهد رویکرد واقعگرایانهاش منجر به پایان تلخی برای داستانش شود.
سونگ در انتخاب عنوان فیلمهایش به همان اندازه در روایت، فرم روایت، دیالوگنویسی و حتی بازی بازیگرانش سادهلوح است. عنوان هر دو فیلم او مستقیماً به مضمون اصلی داستان اشاره دارد. «مادیگرایان» همانطور که از عنوان فیلم پیداست، درباره افراد مادیگرا یا بهتر بگوییم، مادیگرایی افراطی در دنیای امروز است. این فیلم داستان لوسی (جانسون)، دختری احتمالاً سی و چند ساله، را روایت میکند که شغلش پیدا کردن همسر است؛ البته به شیوهای مدرن و سازمانیافته. شغل پیدا کردن همسر از گذشته در جوامع مختلف وجود داشته و هنوز هم در جوامع سنتی دیده میشود. این شکل از ایجاد رابطه که هدف آن ازدواج است، بر اساس عشق و احساسات پرشور بین طرفین اتفاق نمیافتد، بلکه بر اساس معیارهای خاصی است که ممکن است از فردی به فرد دیگر تغییر کند. با این حال، به طور کلی، معیارها بر اساس آنچه جامعه برای ازدواج معقول و منطقی میداند، تعیین میشوند.