کوین وارش کیست؟
مسیر کوین وارش به قله دنیای مالی منحصر به فرد است؛ او مسیر آکادمیک سنتی اقتصاددانان دارای مدرک دکترا را رها کرد و به دنیای عملگرا و تراکنشگرای بانکداری سرمایهگذاری و حقوق روی آورد. او که فارغالتحصیل دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۹۲ و دانشکده حقوق هاروارد در سال ۱۹۹۵ بود، با گذراندن دورههای تخصصی در دانشکده بازرگانی هاروارد و MIT، به دنبال پر کردن شکاف بین نظریه حقوقی و عمل مالی بود.
پیش از پیوستن به دولت بوش در سال ۲۰۰۲، وارش هفت سال را در مورگان استنلی گذراند و به عنوان «معمار مالی» برای شرکتهای بزرگ کار کرد. این تجربه به او درک عمیقی از چگونگی سازماندهی سیستم مالی داد، که با مدلهای تعادل اقتصاددانان دانشگاهی متفاوت بود.
در سال ۲۰۰۶، در سن ۳۵ سالگی، او جوانترین عضو هیئت مدیره فدرال رزرو در تاریخ شد. در طول بحران مالی ۲۰۰۸، در حالی که بن برنانکی چارچوب نظری را ارائه میداد، وارش به عنوان «مدیر عملیات» و رابط اصلی با وال استریت فعالیت میکرد. او نقش کلیدی در نجات Bear Stearns و ایجاد تسهیلات وام اضطراری ایفا کرد.
استعفای به دلیل تسهیل کمی (QE)
وارش در سال ۲۰۱۱ در اعتراض به نهادینه شدن سیاستهای تسهیل کمی (QE) از سمت خود استعفا داد. او هشدار داد که درمانهای اضطراری سال ۲۰۰۸ نباید به یک ویژگی دائمی سیاست پولی تبدیل شوند و این سیاستها در نهایت بذر بیثباتی مالی آینده را خواهند کاشت. او در نامه استعفای خود، جایگاه خود را به عنوان یک «طرفدار سرسخت پول» تثبیت کرد.
ترامپ و جروم پاول
ترامپ در کنار جروم پاول، رئیس فعلی فدرال رزرو
جنجال بزرگ: بیت کوین دوست یا دشمن نقدینگی؟
برای بازار ارزهای دیجیتال، وارش، رئیس فدرال رزرو، یک پارادوکس بسیار پیچیده را ارائه میدهد. وارش هم «ارز دیجیتالترین» نامزد تاریخ است، چرا که به عنوان مشاور Bitwise Asset Management و از سرمایهگذاران اولیه در استیبل کوین الگوریتمی Basis خدمت کرده است، و هم یک افراطگرای سیاست پولی است که عمیقاً نسبت به شرایط نقدینگی «پول آسان» که از نظر تاریخی بازارهای صعودی ارزهای دیجیتال را تقویت کرده است، بدبین است.
دکترین او نشاندهنده یک دوگانگی در چشمانداز ارزهای دیجیتال است:
عصر طلایی برای پذیرش نهادی: بیت کوین به عنوان وثیقه و ذخیره ارزش.
سرکوب نظارتی: سرکوب استیبل کوینهای «بانکداری سایه» و کاهش نقدینگی اضافی که از ارزشگذاریهای سوداگرانه آلت کوینها پشتیبانی میکند.
دکترین وارش: بازگشت به قانون و پایان تورم
فلسفه وارش که اغلب «دکترین وارش» نامیده میشود، نقدی جامع از اجماع بانکداری مرکزی مدرن است. این بر سه ستون استوار است:
بازگشت به سیاست مبتنی بر قوانین (قانون تیلور): وارش معتقد است که فدرال رزرو تحت ریاست پاول در یک رویکرد واکنشی و “وابسته به دادهها” گرفتار شده است که منجر به تورم فاجعهبار ۲۰۲۱-۲۰۲۲ شد. او طرفدار بازگشت به “قانون تیلور” است، فرمولی که نرخ بهره را بر اساس انحراف تورم و تولید ناخالص داخلی تعیین میکند. این به معنای پیشبینیپذیری بیشتر و انعطافپذیری کمتر برای چاپ پول به دلخواه است.
تورم یک انتخاب است: وارش این ایده را که تورم محصول جانبی اجتنابناپذیر شوکهای خارجی است، رد میکند و میگوید: “تورم یک انتخاب است.” فدرال رزرو تحت رهبری او تحمل بسیار کمتری در برابر تورم خواهد داشت، حتی اگر به قیمت درد کوتاهمدت برای بازارهای دارایی تمام شود.
پارادوکس ترازنامه: وارش طرفدار کاهش نرخ بهره کوتاهمدت (برای حمایت از سرمایهگذاری) و انقباض شدید ترازنامه (QT) یا فروش داراییهای فدرال رزرو است. این ترکیب میتواند باعث شیبدار شدن منحنی بازده شود. نرخهای کوتاهمدت کاهش مییابند اما نرخهای بلندمدت افزایش مییابند (به دلیل عرضه اوراق قرضه در بازار).
الگوی دارایی دیجیتال: بیتکوین به عنوان “طلای جدید”
کوین وارش در موقعیت منحصر به فردی قرار دارد: اولین رئیس بالقوه فدرال رزرو با تجربه شخصی و حرفهای مستقیم در صنعت ارزهای دیجیتال.
1. بیتکوین به عنوان تز طلای جدید
وارش یکی از معدود چهرههای برجسته در امور مالی سنتی است که روایت “طلای دیجیتال” برای بیتکوین را تأیید میکند. او در مصاحبهای در سال 2021 با CNBC اظهار داشت:
“اگر زیر 40 سال سن دارید، بیتکوین طلای جدید شماست.”
وارش بر اساس تحلیل خود معتقد است که اگر بیتکوین وجود نداشت، قیمت طلا اکنون بالاتر بود، که نشاندهنده تغییر تقاضا از طلا به بیتکوین است. با این حال، حمایت او مشروط است.
کوین وارش بیتکوین را طلای دیجیتال میداند
او بیتکوین را به عنوان یک “ذخیره ارزش پایدار” میبیند، اما صریحاً آن را به عنوان واسطه مبادله (ارز) نمیپذیرد. این بدان معناست که فدرال رزرو وارش احتمالاً با بیت کوین به عنوان یک کالا (مانند طلا) رفتار خواهد کرد.
۲. تجربه Basis و واقعگرایی نظارتی
وارش یکی از سرمایهگذاران پروژه استیبل کوین الگوریتمی Basis بود که در سال ۲۰۱۸ به دلیل مسائل نظارتی تعطیل شد. این تجربه به او دو بینش داد: خوشبینی تکنولوژیکی در مورد سیاست پولی الگوریتمی و واقعگرایی نظارتی.
او تشخیص میدهد که قوانین فعلی اوراق بهادار میتوانند نوآوری را خفه کنند و ممکن است به جای رویکرد «مقرراتگذاری از طریق اجرا»، به سمت شفافیت نظارتی حرکت کند.
۳. استیبل کوینها: پایان غرب وحشی
سرسختترین موضع وارش در مورد شرکتهای خصوصی است.