سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گزارش نظرسنجی آبان ۱۴۰۴، در نگاه اول، تصویری از جامعهای کم مطالعه را ارائه میدهد، اما در لایههای عمیقتر خود، نشانههایی از تغییر اساسی در نحوه برخورد ایرانیان با کتاب و دانش را آشکار میکند. این جامعه نه تنها از کتاب رویگردان نشده، بلکه در حال ابداع راههای جدیدی برای حفظ ارتباط خود با آن است.
آمار اولیه نظرسنجی آبان ۱۴۰۴ ممکن است جامعه رسانهای و فرهنگی را به شک بیندازد: تنها ۴۱.۱ درصد از پاسخدهندگان خود را کتابخوان میدانستند و ۵۸.۹ درصد هرگز کتاب نمیخواندند. این عدد در مقایسه با استانداردهای جهانی، شکاف قابل توجهی را نشان میدهد. با این حال، تحلیل دقیقتر با تمرکز صرف بر این ۵۸.۹ درصد که از مطالعه غایب هستند، کامل نیست؛ بلکه باید به رفتار ۴۱.۱ درصد از افراد فعال فرهنگی توجه شود.
برخلاف تصور رایج از یک جامعه کتابخوان سطحی، این گزارش نشان میدهد که کتابخوانان مطالعه منظمتر و عمیقتری را دنبال میکنند. میانگین مطالعه غیردرسی برای این گروه ۱۸۶ دقیقه در هفته است؛ رقمی معادل حدود ۲۶.۶ دقیقه در روز.
این عدد نه تنها در مقایسه با نظرسنجی قبلی منتشر شده در گزارش مسائل صنعت کتاب ایران کاهش نیافته، بلکه افزایش نیز داشته است. این نشان میدهد که با وجود همه فشارهای اقتصادی، رسانهای و اجتماعی، یک «هسته سخت و متعهد» از خوانندگان کتاب در جامعه ایران وجود دارد که مطالعه را به یک عادت روزانه و ریشهدار تبدیل کردهاند.
اگر کل جمعیت نمونه را در نظر بگیریم، میانگین زمان مطالعه به ۱۰.۹ دقیقه در روز میرسد. اگرچه این مقدار کم است، اما نشان میدهد که مطالعه کاملاً از بین نرفته است، بلکه به سمت مطالعه کوتاهمدت، پراکنده اما بالقوه مداوم حرکت کرده است. این الگوی مطالعه کاملاً با «فرهنگ عجله» و کمبود وقت در زندگی مدرن ایرانی سازگار است و تحلیلگران فرهنگی به جای انتقاد از این کمیت، باید بر تداوم این زمانهای کوتاه و چگونگی تبدیل آنها به عادات بلندمدت تمرکز کنند.
تکامل قالبهای مطالعه نکتهای کلیدی است که نشان میدهد میل به مطالعه زنده است اما شکل آن با فناوریهای جدید سازگار شده است. کتاب چاپی با ۵۲.۴ درصد، همچنان قالب ترجیحی است. این ثبات نشان میدهد که حس فیزیکی کتاب، امکان تمرکز بیشتر و جدایی از حواسپرتیهای دیجیتال، هنوز برای نیمی از خوانندگان کتاب از اهمیت اساسی برخوردار است.
علاوه بر این، سهم قابل توجهی از مردم از فرمتهای جدید استفاده میکنند. ۱۸.۵ درصد کتابهای الکترونیکی و ۱۱.۷ درصد کتابهای صوتی را ترجیح میدهند. نکته بسیار مهم این است که ۱۷.۵ درصد از هر سه فرمت استفاده میکنند. تعداد کل کسانی که از فرمتهای جدید (الکترونیکی، صوتی یا ترکیبی) استفاده میکنند حدود ۴۷.۷ درصد است که نشان میدهد تقریباً نیمی از جامعه کتابخوان از انحصار کاغذ خارج شده و آن را «فناوریمحور» کردهاند.
برخلاف کلیشههای رایج که نسل جوان را به بیتفاوتی نسبت به کتاب متهم میکنند، دادههای این گزارش نشان میدهد که نسلهای میانی و جوان (بهویژه افراد ۳۰ تا ۴۹ ساله) با سهمی بیش از ۵۱.۵ درصد از نمونه مورد مطالعه، در حال شکلدهی به نسل جدیدی از خوانندگان کتاب هستند. استقبال ۱۱.۷ درصدی از کتابهای صوتی و تمایل به استفاده از فرمتهای مختلف (که در این گروه سنی مشهود است) به وضوح نشان میدهد که مطالعه با سبک زندگی پرشتاب آنها، بیشتر به سمت محلی شدن پیش میرود. این نسل، مطالعه را به فعالیتهای همزمان (رانندگی، ورزش، رفت و آمد و کارهای خانه) پیوند داده و مطالعه را از یک فعالیت غیرفعال به یک فعالیت «چندوظیفهای» تبدیل کرده است.
این تحول خود نشانهای از هوش فرهنگی برای حفظ ارتباط با محتوای عمیق در مواقع کمبود وقت است.
تحلیل انگیزههای مطالعه روشن میکند که کتابها هنوز جایگاه خود را به عنوان «رسانهای برای رشد و پیشرفت شخصی» حفظ میکنند. در میان خوانندگان کتاب، بیش از ۶۴ درصد انگیزههایی مبتنی بر توسعه و پیشرفت شخصی دارند: