بیتحرکی، مظنون بیگناه؟
برای دههها، ادعای غالب در حوزه سلامت عمومی این بود که ساکنان کشورهای ثروتمندی مانند ایالات متحده، به دلیل زندگی کمتحرک و بیتحرک، روزانه کالری کمتری میسوزانند و بنابراین احتمال چاقی در آنها بیشتر است. اما یک مطالعه بزرگ که اخیراً در مجله معتبر PNAS منتشر شده است، نشان میدهد که این موضوع صحت ندارد.
برای این مطالعه، تیمی به رهبری هرمان پونتزر، انسانشناس و متخصص سلامت جهانی در دانشگاه دوک، دادههای مربوط به مصرف انرژی روزانه بیش از ۴۲۱۳ مرد و زن از ۳۴ کشور، از جوامع عشایری گرفته تا کارگران مدرن اسکاندیناوی را تجزیه و تحلیل کردند. این دادهها با استفاده از روش دقیق «آب با برچسب دوگانه» به دست آمد که از ایزوتوپهای پایدار برای اندازهگیری میزان واقعی انرژی مصرف شده در زندگی روزمره استفاده میکند.
نتایج شگفتانگیز بود: پس از تنظیم بر اساس اندازه بدن (زیرا افراد چاق به طور طبیعی کالری بیشتری میسوزانند)، محققان دریافتند که میانگین مصرف انرژی روزانه یک شکارچی آفریقایی و یک کارمند اداری اروپایی تفاوت چندانی ندارد. برخلاف انتظارات، فعالیت بیشتر لزوماً به معنای سوزاندن کالری بیشتر نیست.
یک مدل جدید از متابولیسم
این یافتهها با نظریه جدید متابولیسم که توسط خود پانتزر ارائه شده است، سازگار است. او آن را «مدل کل مصرف انرژی محدود» مینامد. طبق این نظریه، بدن انسان مانند یک ترموستات، مصرف انرژی خود را در یک محدوده خاص حفظ میکند. به عبارت ساده، حتی اگر فعالیت بدنی خود را افزایش دهید، بدن با کاهش سایر فعالیتهای داخلی (مانند تولید مثل، رشد یا ترمیم) جبران میکند و مصرف کلی انرژی روزانه تغییر نمیکند.
این بدان معناست که فعالیت بدنی بیشتر همیشه به معنای کاهش وزن نیست، زیرا بدن هوشمندانه سعی میکند خود را در تعادل نگه دارد.
اگر ورزش مقصر نباشد، پس مشکل کجاست؟
یکی از قابل توجهترین یافتههای این مطالعه مربوط به مصرف غذا است. تجزیه و تحلیلهای دقیق نشان داد که افزایش مصرف انرژی تقریباً 10 برابر بیشتر از کاهش فعالیت بدنی بر روند چاقی در جوامع امروزی تأثیر دارد. به عبارت دیگر، چاقی نتیجه «پرخوری» است، نه «عدم فعالیت».
اما مهمتر از آن، نوع غذایی است که میخوریم. در بررسی رژیم غذایی گروههای مختلف، رابطه مستقیمی بین مصرف غذاهای «فوق فرآوری شده» و درصد بالای چربی بدن مشاهده شد. این غذاها که معمولاً از ترکیبی از ۵ ماده یا بیشتر تشکیل شده و در کارخانهها ساخته میشوند، سهم قابل توجهی در رژیم غذایی جوامع توسعهیافته دارند و به نظر میرسد یکی از عوامل اصلی شیوع چاقی باشند.
نقش ورزش؛ ضروری، اما نه برای کاهش وزن
اگرچه مطالعه حاضر نشان داد که ورزش نقش مهمی در کنترل وزن ندارد، پانتزر و همکارانش بر اهمیت فعالیت بدنی تأکید کردند. به گفته او، ورزش همچنان برای سلامت عمومی، طول عمر، سلامت قلب، سلامت مغز، استخوانها و تنظیم خلق و خو حیاتی است. اما اگر هدف کاهش وزن است، باید به نوع تغذیه توجه بیشتری شود.
در واقع، این باور رایج که ورزش شدید میتواند چاقی را درمان کند، باید مورد تجدید نظر قرار گیرد. ورزش یک مکمل سلامتی است؛ اما رژیم غذایی ستون اصلی پیشگیری از چاقی است.