جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

حق‌التألیف نمایشنامه‌هایم می‌گذرم تا آثارم روی صحنه جاری و زنده باشند

حق‌التألیف نمایشنامه‌هایم می‌گذرم تا آثارم روی صحنه جاری و زنده باشند

چه چیزی باعث شد اکنون، پس از سال‌ها دفاع از حقوق نویسندگان و قانون کپی‌رایت، رویکرد خود را تغییر دهید؟

من همواره در زمینه دفاع از قوانین کپی‌رایت در تئاتر پیشگام بوده‌ام و بارها در مطبوعات نسبت به اجرای آثارم بدون کسب مجوز اعتراض کرده‌ام. بر اساس آخرین تعرفه‌های «انجمن نمایشنامه‌نویسان»، حق‌الامتیاز (رویالتی) برای جایگاه من —یعنی «نمایشنامه‌نویس پیشکسوت و برجسته»— بسیار بالاست. با این حال، متوجه شدم که این مبالغ برای جوانان و گروه‌های تئاتری نوپا بسیار سنگین و بازدارنده است و عملاً مانع از اجرای آثارم می‌شود. پس از نگارش حدود ۱۲۰ نمایشنامه، از خود پرسیدم: این آثار اصلاً برای چه نوشته شده‌اند؟ نمایشنامه‌ای که هرگز به صحنه نمی‌رود —و هرگز با نفس تماشاگر پیوند نمی‌خورد— صرفاً میان صفحات سرد کتاب می‌پوسد و به دست فراموشی سپرده می‌شود.

پس معتقدید که نمایشنامه، برخلاف رمان، عمر مفید محدودی دارد و باید هرچه زودتر به اجرا درآید؟

دقیقاً! نمایشنامه برخلاف رمان، ماهیتی وابسته به زمان دارد. ما نمایشنامه‌ها را بر اساس دغدغه‌های اجتماعی و مسائل روز می‌نویسیم؛ موضوعاتی همچون جامعه‌شناسی خشونت والدین یا پویایی‌های خانواده‌محور (فرزندسالار) که در دوره‌هایی خاص در جامعه ما رواج داشتند. این آثار برای همان دوران مشخص نوشته شده‌اند؛ نمی‌توان ادعا کرد که یک نمایشنامه لزوماً فارغ از قید زمان است. اگر نمایشنامه‌ای امروز اجرا نشود، ممکن است مسئله‌ای که به آن می‌پردازد، فردا دیگر موضوعیت نداشته باشد.
در دهه ۲۰۰۰، نمایشنامه‌ای با عنوان «مرگ با گل مریم» (Death with Tuberose) نوشتم که درباره رباتی هوشمند بود که جای مادرِ یک خانواده را می‌گرفت. آن زمان، همه به این ایده می‌خندیدند و آن را غیرواقعی می‌دانستند؛ اما امروز —که هوش مصنوعی به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی ما بدل شده است— آن نمایشنامه بسیار به‌روز و تأمل‌برانگیز به نظر می‌رسد. اگر آن اثر در همان دوران خود اجرا می‌شد، شاید تأثیر متفاوتی بر جای می‌گذاشت. نمی‌خواهم آثارم اسیر هزینه‌های چاپ یا حق‌الامتیازهای گزاف شوند و در قفسه‌های کتابخانه خاک بخورند؛ می‌خواهم آن‌ها زنده و پویا باقی بمانند.

برای انتشار آثار جدیدتان چه رویکردی در پیش گرفتید؟

در حال حاضر ۱۲۵ نمایشنامه دارم. اخیراً پنج اثر جدیدم را به ناشری سپردم که آن‌ها را در قالب یک مجلد واحد منتشر کرد. مشکل اینجاست که وقتی آثار به این شیوه گردآوری می‌شوند، کتاب سنگین و گران‌قیمت می‌شود و خرید آن برای مخاطب عادی دشوار یا غیرممکن می‌گردد. دریافتم که اگر بخواهم بر سر تعرفه‌های مصوب «انجمن نمایشنامه‌نویسان» پافشاری کنم، این نمایشنامه‌ها هرگز به صحنه نخواهند رفت؛ مگر آنکه خودم کارگردانی تک‌تک آن‌ها را بر عهده می‌گرفتم که دیگر نه توان و نه رمق چنین کاری را دارم. امروزه تئاتر خصوصی با کمبود تهیه‌کننده مواجه است؛ پس چرا باید با اصرار بر دریافت حق‌الزحمه‌های سنگین، مانع کار جوانان و گروه‌های تئاتری شوم؟

من از دریافت حق‌الامتیاز (رویالتی) خود صرف‌نظر می‌کنم تا نمایشنامه‌هایم بتوانند جان بگیرند و بر صحنه شکوفا شوند.

آیا همکاران‌تان در صنف نمایشنامه‌نویسان به این دیدگاه اعتراضی نداشتند؟

قطعاً اعتراض داشتند! آن‌ها سعی می‌کردند مرا منصرف کنند و می‌پرسیدند چرا باید از حق‌الامتیاز خود بگذرم یا آن را کاهش دهم. استدلالشان این بود که بازیگران، طراحان صحنه و سایر عوامل دستمزد می‌گیرند، پس چرا ما نگیریم؟ پاسخ من روشن است؛ کتاب و نمایشنامه به حوزه فرهنگ تعلق دارند، نه صرفاً به قراردادهای فنی. به یاد دارم که نویسندگان بزرگی همچون آرتور میلر یا هارولد پینتر بارها از حق‌الامتیاز خود می‌گذشتند تا نسل جوان بتواند آثارشان را به صحنه ببرد. اولویت آن‌ها دیده شدن و ماندگاری اثر بود، نه سود مالیِ آنی. من نیز به این نتیجه رسیدم که ترویج فرهنگ و تضمین ماندگاری اثر، بسیار مهم‌تر از پولی است که ممکن است در طول سال‌ها از آن به دست آید.

آیا پس از آسان‌گیری در مورد حقوق کپی‌رایت برای گروه‌های جوان، تغییری در میزان استقبال از آثارتان مشاهده کردید؟

نتایج باورنکردنی بود. بلافاصله پس از اتخاذ این تصمیم، میزان استفاده از نمایشنامه‌هایم دو یا حتی سه برابر شد. تماس‌هایی از شهرهای مختلف—زاهدان، ایلام، تهران و دیگر شهرها—دریافت کردم. نمایشنامه من با عنوان «دو مرد و یک نیمکت» تا به امروز بیش از صد بار در شهرهای مختلف کشور به اجرا درآمده است. پیش‌تر، زمانی که سخت‌گیری می‌کردم، روند دریافت مجوز برای این گروه‌ها دشوار و طاقت‌فرسا بود؛ اما اکنون که آثارم محبوبیت عمومی گسترده‌ای پیدا کرده‌اند، نمی‌خواهم آن‌ها صرفاً در محافل روشنفکری محصور بمانند. خانم یثربی، پس از آنکه مشخص شد شما از دریافت حق‌الامتیاز (رویالتی) صرف‌نظر کرده‌اید، بسیاری از گروه‌های جوان با نوعی تردید برای دریافت مجوز به دفاتر وزارت فرهنگ مراجعه می‌کنند. شرط شما در این باره چیست؟

بله؛ در واقع این مصاحبه نخستین اعلام رسمی و عمومی من در این زمینه است. شرط من بسیار ساده است: متن نمایشنامه نباید تغییر کند. گروه‌ها باید نمایش را دقیقاً همان‌طور که در نسخه منتشرشده آمده است، به روی صحنه ببرند. برای حفظ وجهه حرفه‌ای و جلوگیری از این تصور که اثر من فاقد ارزش است، گاهی مبلغی نمادین—مثلاً ۳۰ هزار تومان—دریافت می‌کنم؛ اما نکته اصلی این است که مسائل مربوط به حق‌الامتیاز مانعی بر سر راه اجرای خودِ اثر ایجاد نکند. من این موضوع را در اینستاگرام اعلام کرده‌ام و اینجا هم تکرار می‌کنم: از گروه‌هایی که قصد اجرای نمایشنامه‌های مرا دارند و به متن وفادار می‌مانند، هیچ‌گونه حق‌الامتیازی نمی‌خواهم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *