هجدهمین دوره جایزه جلال آل احمد به مرحله پایانی خود نزدیک میشود و این در حالی است که این جایزه نیز مانند هر جایزه ادبی دیگری، در دورههای گذشته با انتقاداتی همراه بوده است. امسال مجید قیصری، نویسندهای که از برندگان دورههای قبلی جایزه جلال و همچنین از منتقدان آن بود، دبیر علمی این جایزه است. سوال این است که آیا رویکرد جایزه جلال امسال با دورههای قبلی متفاوت است و آیا گامی برای رفع برخی از کاستیهایی که منتقدان جایزه به آن اشاره کردند، برداشته شده است؟ در جستجوی پاسخ به این سوال و اینکه روند داوری جایزه جلال امسال چگونه بود، با مجید قیصری به گفتگو نشستیم. همچنین یکی از اتفاقات جایزه جلال امسال این بود که در بخش نقد ادبی هیچ نامزدی معرفی نشد که این سوال را مطرح کرد که چرا این اتفاق افتاده است و به همین دلیل بخشی از مصاحبه با دبیر علمی جایزه به بحث در مورد این موضوع اختصاص یافت. تاثیر جوایز ادبی بر رونق ادبیات و وضعیت فعلی داستاننویسی در ایران از دیگر مباحث مطرح شده در این گفتگو بود.
میتوانید گفتگو با مجید قیصری را بخوانید:
اگر موافق باشید، گفتگو را با رویکرد امسال جایزه جلال شروع کنیم؛ اینکه بخشهای مختلف و چشمانداز کلی آن به طور کلی چگونه بود. آیا تأکید کردید که امسال با سالهای گذشته متفاوت بود و آیا در رویکرد و معیارهای انتخاب، چیزی وجود داشت که بتوانیم به عنوان نقطه تمایز یا ارزش افزوده نسبت به سالهای گذشته از آن صحبت کنیم؟
ببینید، آنچه من و دوستانم میدانیم این است که در دوره قبل، به هر حال به برخی از داوریها ایراداتی وارد بود. مثلاً فرض کنید آقای اصغر عبداللهی یک مجموعه داستان داشت، اما دیده نشد؛ یا عالیه عطایی یک مجموعه داستان داشت. اگر بخواهم مثالی بزنم، چه در حوزه رمان و چه در حوزه داستان کوتاه، آثار زیادی بودند که حداقل شایستگی نامزدی و نامزد شدن را داشتند. میخواهم بگویم که بسیاری از این آثار شایستگی انتخاب شدن را داشتند.
جامعه ادبی، جامعهای است که وقتی اثری منتشر میشود، آن را رصد میکند، صرف نظر از اینکه خالق اثر کیست، کجا منتشر شده و چه جایگاهی دارد. وقتی این آثار دیده نمیشوند و در فهرست نهایی نیستند، طبیعی است که اعتراضاتی شکل بگیرد. مثل فوتبال؛ شما بازی را تماشا میکنید و میگویید چرا فلانی روی نیمکت نشسته و در بازی نیست. حتی به مربی اعتراض میکنید که چرا فلانی را به زمین نیاوردید؛ اگر او میآمد، شاید میتوانست سرنوشت بازی را تغییر دهد.
میخواهم بگویم که این اعتراض از روی ناآگاهی یا عدم آگاهی نیست. وقتی میبینید که در هر دورهای آثار قابل توجه و قابل دفاعی خلق شده و ادبیات جدی خلق شده، اما این آثار حتی در فهرست نامزدها هم نیستند، اعتراضاتی شکل میگیرد. در چنین شرایطی، اعتراض متوجه هیئت داوران میشود و وقتی پاسخی داده نمیشود، یا پاسخی که داده میشود، پاسخی ادبی نیست، بلکه رنگ و بوی سیاسی دارد، این ذهنیت ایجاد میشود که دیدگاهی خارج از ادبیات در حذف این آثار دخیل بوده است.
ما همین موضوع را حتی در مورد جوایز بزرگی مانند نوبل یا اسکار هم میبینیم. اعتراض وجود دارد زیرا احساس میشود عواملی غیر از ادبیات یا هنر دخیل بودهاند. وقتی میبینید نویسندگانی که حتی نامشان را هم نشنیدهاید، جوایزی دریافت میکنند، در حالی که فهرست بلندی از نویسندگان بزرگ وجود دارد، این سوال پیش میآید که چه چیزی خارج از معیارهای ادبی مداخله کرده است.
این حق اعتراض وجود دارد و به نظر من ریشه در فرهنگ ایرانی دارد. در فرهنگ ایرانی، عدالت از اهمیت ویژهای برخوردار است. وقتی چیزی از دایره عدالت خارج میشود، شخصیت ایرانی اعتراض میکند. شاید در برخی فرهنگها اینطور نباشد؛ اما در فرهنگ ایرانی، حتی اگر پادشاه قدرت داشته باشد، باز هم عدالت ملاک است. نمونهای از این مفهوم، مفهوم «انوشیروان عادل» است که عدالت او در تاریخ و ادبیات برجسته شده است.
در ادبیات هم همینطور است. وقتی چیزی از عدالت فراتر میرود، صدای شهروند و صدای خواننده مطرح میشود. شما با یک ایرانی تحصیلکرده که عاشق کتاب و هنر است، سر و کار دارید و میگوید: «من این را تشخیص دادهام، چرا شما تشخیص ندادهاید؟» اینجاست که موضوع حساس میشود.
بنابراین امسال، تأکید شما بر این بود که هر اثری که از نظر ادبی قابل دفاع است، در میان آثار برگزیده قرار گیرد؟ طبیعتاً وقتی صحبت از جوایز ادبی میشود، ادبیات باید مهمترین شاخص برای شما باشد و این کاملاً طبیعی است.