رضا مدرس یزدی در خانوادهای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد، اما سرنوشت او نه در کلاس درس، بلکه در بازار، کتابفروشی و چاپخانه رقم خورد؛ جایی که ایمان خانوادگی، سختکوشی شخصی و عشق به فرهنگ، او را به چهرهای ماندگار در تاریخ نشر یزد تبدیل کرد. پدرش، حاج شیخ علی مدرس مسگریزادی، روحانی مشهور و معلم دینی برجستهای بود که زهد، قناعت و استقلال مالی را در عمل به فرزندانش آموخت؛ میراثی اخلاقی که بعدها به وضوح در شخصیت حرفهای رضا مدرس یزدی دیده شد.
او دوران نوجوانی خود را به تحصیل همزمان علوم قدیم و جدید در اصفهان گذراند، اما پیش از پایان دبیرستان، مسیر زندگیاش تغییر کرد. در جوانی به دعوت عبدالمولی مولوی، شوهر خواهرش، به یزد رفت و ابتدا به عنوان صندوقدار در بازار مشغول به کار شد، اما خیلی زود به شرکای شرکت «گلبهار» پیوست؛ مؤسسهای که قرار بود نقشی فراتر از یک کتابفروشی ایفا کند. از آن زمان تا پایان عمر، مدیریت بخشهای مختلف کتابفروشی، چاپخانه، روزنامه و انتشارات گلبهار در یزد و کرمان را بر عهده داشت.
مدرس یزدی با نگاهی فرهنگی و اجتماعی، گلبهار را به پاتوقی برای نویسندگان، پژوهشگران و روشنفکران تبدیل کرد؛ جایی که کتاب اجاره داده میشد، نشریات محلی و آثار نویسندگان یزدی چاپ میشد و صدای فرهنگ در سالهای سخت جنگ، تورم و ناآرامیهای سیاسی خاموش نمیماند. او با این رویکرد، نام خود را نه تنها به عنوان ناشر و مدیر چاپخانه، بلکه به عنوان یک فعال فرهنگی در خاطره جمعی یزد ثبت کرد.
تولد و تحصیلات
در یکی از روزهای مهر ۱۲۹۰، در خانه گوهر بیگم و حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی مدرس مسگریزادی، فرزند محمد، که در یکی از محلههای اصفهان زندگی میکرد، فرزند چهارم به دنیا آمد که نامش را رضا گذاشتند. پدرش، حاج شیخ علی، از روحانیون یزد بود که علوم اسلامی را نزد آیتالله میرزا سید علی مدرس آموخت، سپس به اصفهان رفت و تحصیلات خود را نزد علمای آن مدرسه تکمیل کرد.
پس از آن، تدریس علوم دینی را در مدرسه صدر به عهده گرفت. گفته میشود که سطوح را حفظ تدریس میکرد. حضرات آیات عظام و حجت الاسلام، سید حسین خادم (متوفی ۱۴۰۵ ق)، شیخ مرتضی اردکانی، حاج سید علی اکبر یزدی، شیخ ابوالقاسم اصفهانی، سید حسن اصفهانی پسندیده، یزدی، حاج شیخ محمود فرساد و جمعی دیگر از علمای یزد و اصفهان از شاگردان او بودند. یکی از شاگردان مشهور او جلال الدین همایی، نویسنده مشهور ایرانی بود.
مدرس یزدی عالمی بزرگ، مدرسی نامدار، زاهدی پارسا و قناعتپیشه بود. او هرگز از مال و منال دینی استفاده نمیکرد و بیشتر با نماز و روزه، اجاره و تصحیح کتاب امرار معاش میکرد. او سرانجام در ۱۷ شعبان ۱۳۵۳ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در حسینیه بروجردیها به خاک سپرده شد.
شیخ علی مدرس شش پسر به نامهای میرزا آقا محمدعلی، عبدالحسین، رضا، جمالالدین و مرتضی و دو دختر به نامهای عصمت و عفت داشت. سه نفر از پسران به تهران رفتند که دو نفر از آنها، عبدالحسین و جمالالدین، تجارتخانه اخوان مدرسیزاده را در بازار بین الحرمین تأسیس کردند که در زمینه چاپ و تولید، دفاتر اداری و دولتی و لوازم التحریر فعالیت داشت. دیگری، مرتضی، به تجارت عمدهفروشی کاغذ و مقوا مشغول بود و چاپخانه شخصی خود را داشت.
با این حال، دو برادر دیگر در اصفهان ماندند که یکی از آنها، میرزا محمدعلی، خط خوبی داشت و آثاری از او در زمینه ادعیه نهجالبلاغه و قرآن به جا مانده است؛ از جمله دو جلد قرآن کریم با کشفالآیات به خط او و محمدحسین زنجانی که در بهار اصفهان در سال ۱۳۲۰ هجری قمری منتشر شد. کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی، ۱۳۵۲ هجری قمری، چاپ سنگی؛ نهج البلاغه با ترجمه فارسی کاتب حواشی، و همچنین قرآن کریم، ۶۰ جزء به خط او و به سفارش برادرش رضا، در مسجد ریگ یزد موجود است.
دو خواهر، یکی در اصفهان ماندند و دیگری به نام عفت، حدود سال ۱۳۰۵ هجری قمری به همراه همسرش عبدالمولی مولوی به یزد آمدند و تا حدود سال ۱۳۲۲ هجری قمری که مولوی به اصفهان بازگشت، در این شهر زندگی کردند. رضا در اصفهان مشغول تحصیل علوم قدیم و جدید بود و بیشتر دروس خود را به خوبی فرا گرفت، اما دبیرستان را به پایان نرساند.
الف) زندگی شخصی
به گفته دکتر محمد مدرس (۱۷-۱۸ ساله)، رضا ظاهراً در سن ۱۵ سالگی به دعوت آقای مولوی، شوهر خواهرش، به یزد رفت و به عنوان تاجر در بازار پنجه علی مشغول به کار شد. اما دیری نپایید که به دعوت مولانا، به جمع شرکای بنگاه «گلبهار» یزد (تأسیس ۱۳۰۵) پیوست. از آن زمان تا پایان عمر، او در این بنگاه به مدیریت کارهای مختلف کتابفروشی گلبهار یزد و چاپخانه، روزنامه و انتشارات کرمان مشغول بود. رضا ابتدا به یزد نقل مکان کرد و در اتاقی در طبقه بالا در پشت باغ اقامت گزید.