جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

نقد فیلم «کریستی»؛ سیدنی سوئینی پرقدرت پا به رینگ می‌گذارد

نقد فیلم کریستی سیدنی سوئینی پرقدرت پا به رینگ می‌گذارد

نقد فیلم «کریستی»؛ مبارزه در دو رینگ
نقد فیلم «کریستی»

مسیر مشارکت زنان در ورزش‌های رزمی هرگز هموار نبوده است. از بین تمام ورزش‌ها، بوکس یکی از ورزش‌هایی است که بیشترین سختی‌ها را برای ورود زنان داشته است. اما هیچ یک از این سختی‌ها مانع از ورود کریستی مارتین (سالترز) به رینگ در دهه ۱۹۹۰ نشد. کریستی پیشگام مشارکت زنان در بوکس و یکی از اولین ورزشکاران زنی بود که توجه رسانه‌های بزرگ را به خود جلب کرد. او همچنین اولین زنی بود که توسط دان کینگ، مروج معروف بوکس در ایالات متحده، قرارداد امضا کرد. رکورد ۴۹ برد او از ۵۹ مبارزه بی‌نظیر است و همه اینها برای ساخت یک فیلم هالیوودی خوب بر اساس زندگی او کافی است. اما چالش‌هایی که کریستی در زندگی شخصی خود با آنها روبرو شده و بر آنها غلبه کرده است، حتی از سلسله پیروزی‌های کریستی نیز تکان‌دهنده‌تر است.

زندگی کریستی مارتین، که الهام‌بخش مستند «ناگفته‌ها: معامله با شیطان» محصول ۲۰۲۱ نتفلیکس بود، اکنون در حال اقتباس فیلمی با بازی سیدنی سوینی در سال ۲۰۲۵ است. داستان فیلم در سال ۱۹۸۹ آغاز می‌شود، زمانی که کریستی سالترز (سیدنی سوینی) هنوز در دبیرستان است و در تیم بسکتبال دختران بازی می‌کند و خانواده‌ی به‌شدت محافظه‌کارش، از جمله مادر همیشه ناراضی‌اش، جویس (مریت ویور)، به خاطر گمراهی او به او مشکوک هستند. با این حال، استعدادهای کریستی در رینگ بوکس توجه مربی جیم مارتین (بن فاستر) را جلب می‌کند که به او فرصتی برای تبدیل شدن به یک بوکسور حرفه‌ای می‌دهد. این مربی ۴۷ ساله ابتدا دختر را آموزش می‌دهد، سپس مدیر او می‌شود و در نهایت، برای کنترل کریستی، خود را به عنوان معشوق و شوهر او تحمیل می‌کند.

بن فاستر و سیدنی سوینی

کریستی با استعداد خارق‌العاده‌ی بوکس خود، تمام رقبا را شکست می‌دهد و با دان کینگ (چاد ال. کولمن) قرارداد امضا می‌کند. با افزایش موفقیت و درآمد کریستی، جیم پرخاشگر و کنترل‌گر می‌شود، پول دختر را پنهان می‌کند، به او کوکائین می‌دهد، مدام او را به کار می‌گیرد و هر زمان که اقتدارش زیر سوال می‌رود، به خشونت متوسل می‌شود.

همانطور که جیم تمام جنبه‌های زندگی کریستی را در دست می‌گیرد (حتی اجازه نمی‌دهد موهایش را کوتاه کند، هر جا که می‌خواهد برود و با هر کسی که می‌خواهد صحبت کند)، کریستی متوجه می‌شود که هیچ حامی یا پناهگاهی ندارد؛ او حتی نمی‌تواند از دیوار سرد بی‌احساسی مادرش عبور کند، مادری که بیشتر از سلامتی دخترش به حرف مردم اهمیت می‌دهد و هرگونه عاملیت یا توانایی برای لذت بردن از ثمرات کارش را به کریستی نمی‌دهد. کریستی دیگر خودش را نمی‌شناسد؛ زیرا هویتی که امروز دارد عملاً توسط جیم ساخته و پرداخته شده است.

مطالعه‌ها
نقد فیلم “آمریکایی”؛ سیدنی سوینی در یک نئووسترن فراموش‌شدنی

نقد فیلم “آمریکایی”؛ سیدنی سوینی در یک فیلم نئووسترن فراموش‌نشدنی
سیدنی سوینی بهترین بازی خود را ارائه می‌دهد
نقد فیلم “کریستی”

سیدنی سوینی هر کاری از دستش بر می‌آمد برای “کریستی” انجام داده است؛ او برای این فیلم وزن اضافه کرد و با وجود پیشینه‌اش در هنرهای رزمی، ماه‌ها برای بوکس تمرین کرد. در صحنه‌های رینگ، که تا حد امکان واقع‌گرایانه فیلمبرداری شده‌اند، خود سوینی دستکش می‌پوشد و مشت می‌زند و مشت می‌خورد. او لباس‌های فانتزی یا آرایش نمی‌پوشد و با پیشرفت فیلم، بدتر هم می‌شود. کریستیِ سوینی از دختری که به خاطر اتاق نشیمن محقرش نمی‌تواند در پوست خودش بگنجد، به همسری ناامید و آسیب‌دیده تبدیل می‌شود که حتی نمی‌تواند طعم تلخ زندگی با جیم مارتین را فراموش کند.

همچنین باید به بازی فاستر در نقش شخصیت شرور فیلم اشاره کنم که خونتان را به جوش می‌آورد. فاستر، با شکمی بزرگ و بازویی برآمده، نقش یک رذل، یک آدم مبتذل به تمام معنا را بازی می‌کند که بدون تبدیل شدن به یک کاریکاتور، به طرز وحشتناکی آزاردهنده است. جیم مارتینِ فاستر مانند یک طلسم خوش‌یمن وارد زندگی کریستی می‌شود، وجود شوم خود را به او تحمیل می‌کند و در صحنه آخر، او را به طرز وحشتناکی به قتل می‌رساند؛ اگرچه جیم نمی‌دانست که کریستی به این راحتی‌ها نخواهد مرد.

بن فاستر

سوئینی آشکارا می‌خواهد از شخصیت بازیگر بور و جذاب خود فاصله بگیرد و زرق و برق معمول را کنار گذاشته تا جدیت خود را به عنوان یک بازیگر برجسته کند، حرکتی که بی‌شباهت به شارلیز ترون در فیلم هیولا یا مارگو رابی در فیلم من، تونیا نیست. این برای سوئینی که خودش اهل جنوب است و می‌تواند نقش یک دختر سرراست و فروتن را با کمی جسارت و ساده‌لوحی بازی کند، جواب می‌دهد؛ اما با وجود داستانی تأثیرگذار در قلب زندگی کریستی مارتین، فقدان نوآوری بصری یا روایی منجر به متنی کلیشه‌ای و فراموش‌شدنی می‌شود که فضای کافی برای درخشش سویینی فراهم نمی‌کند.

کارگردان فیلم، دیوید میشو، عملاً مسیر فیلم‌های بیوگرافی قدیمی را در پیش گرفته و تمام کلیشه‌های دفتر فیلمسازی را پیاده‌سازی کرده است؛ ظهور کریستی به دنیای بوکس تا حد امکان ساده‌سازی شده و از مونتاژهای اکشن گرفته تا سکانس‌های تمرینی مداوم و تشویق‌های مداوم در رینگ، بارها و بارها این صحنه‌ها را دیده‌ایم و این بار هیچ پویایی بصری برای نجات آنها از دام تکرار وجود ندارد. در مجموع، فیلم کمتر به دستاوردهای ورزشی کریستی علاقه نشان می‌دهد و حتی از دیگر شخصیت‌های فرعی، به‌ویژه شخصیت کیتی اوبرایان که نقش … را بازی می‌کرد، به اندازه کافی استفاده نمی‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *