حسین آتش پرور در کتاب «زوزن: نوآوران داستان امروز – نویسندگان جدید ایرانی» داستان هایی از نویسندگان جدید ایرانی را گردآوری کرده و فرم و ساختار این داستان ها را نیز بررسی کرده است. این داستانها شامل «شغادنامه» محمود رمضانزاده، «برادران زیر آفتاب» حبیب پیریاری، «اختمار» هما جاسمی، «در کمال نارنجی» از هادی کیکاووسی، «آمادبوس» محسن مرادی، «سرزمین گیاهان وحشی» نوشته لیلزا ویرالد، «سرزمین گیاهان وحشی» نوشته لیلالد، سی واریلد، «اختمار» از هما جاسمی هستند. «منشعات» مهدی گنجوی، «ستاره محله در آسمان تاریک» فروزان یاری، «بادکنک های هلیومی» ساخته ایزد امیر عبداللهیان، «زندگی سگی» حسین فاضلی، «غیره های همسایه» آیدا پالیزگر، «آن بالای سر کاموئد» «عطر» ساخته شمیم توپچی و «هوس تعقیب شدن» ساخته هادی شفیعی. آتشپرور در این اثر که اخیراً توسط انتشارات عینک منتشر شده است، کوشیده است تا به نویسندگان مدرنیست خلاق و کمتر شناختهشدهی امروزی و انواع مختلف داستان بپردازد. هر داستان در این کتاب، علاوه بر یادداشتی در مورد شکل و ساختار خود داستان، با مقدمهای از نویسندهاش همراه است.
انتشار «زوزن» بهانهای بود تا با حسین آتشپرور در مورد این کتاب و گلچینهای داستان در ایران، تاریخچهی آنها و وضعیت فعلی داستاننویسی در ایران گفتگو کنیم.
«زوزن» که عنوان کتاب است، نام یک شهر است. چه چیزی در این نام و این شهر وجود دارد که باعث شده نام این گلچین داستان را «زوزن» بگذارید؟
این شهر زمانی باشکوه و بزرگ بود و زمیندار بود و بزرگانی در ادبیات داشت؛ شهری که امروز تنها با یک نام در حاشیه نفس میکشد. اگرچه شباهت بین کتاب و این شهر ممکن است صرفاً یک نام به نظر برسد، اما میدانم که نویسندگان در حاشیه، آیندهای باشکوه برای داستان رقم خواهند زد.
داستانهای این مجموعه متفاوت هستند. معیارهای شما برای انتخاب هر یک از آنها در این مجموعه چه بود و جمعآوری داستانها چقدر طول کشید؟
یکی از مهمترین انگیزههای من برای انتخاب، کشف همین تفاوتهایی است که کمتر دیده و به آنها توجه میشود؛ تفاوتهایی که به فردیت خلاق نویسنده مربوط میشود. انتخاب داستانها، بر اساس تفاوتهایشان با یکدیگر، چهار سال طول کشید تا به پایان برسد.
آیا قبل از تصمیم به جمعآوری این مجموعه، داستانها را خوانده بودید و پس از خواندن آنها، به جمعآوری این مجموعه فکر کردید؟
من داستانها را نخوانده بودم. به دلیل الزامات کارم که مستلزم خواندن داستانهای زیاد است، گاهی به آثاری برمیخورم که چشمگیر و خاص هستند و نوآوری در ساختارهای مختلف داستانی در آنها قابل مشاهده است و در ذهنم جوانه میزنند. کشف چنین داستانهایی برای من جذاب است. آنها را بارها و بارها در خودم مرور میکنم، با آنها زندگی میکنم و در آنها مکث میکنم. آنگاه است که درباره آنها مینویسم. این نوشتهها گاهی یک هفته یا دو ماه ذهنم را مشغول میکند و حاصل آن کتابی مانند زوزن میشود؛ من اغلب این نویسندگان را قبل از خواندن داستانهایشان نمیشناختم و اگر هم میشناختم، تا بعد از اتمام کارم به آنها اطلاع نمیدادم.
تدوین گلچینهای داستان در ایران بیسابقه است و شاید بتوان گفت یکی از قدیمیترین گلچینهای داستانهای ایرانی، «بازآفرینی واقعیت» نوشته محمدعلی سپانلو است که قبل از انقلاب منتشر شد. از آن زمان تا به امروز، به نظر شما چه تغییراتی در رویکرد تدوینکنندگان گلچینهای داستان در ایران رخ داده و چه معیارهایی جایگزین معیارهای قدیمیتر شده است؟
قبل از «بازآفرینی واقعیت» (۱۹۶۰) به عنوان یک گلچین یا گزیده، به نوعی میتوان از کتاب «انیران» (۱۹۳۰) نوشته صادق هدایت (شامل داستانهای «شب بدمستی» نوشته شین پرتو، «دیو دیو» نوشته بزرگ علوی و «سایه مغول» نوشته هدایت) و همچنین کتابهای «لوح» نوشته کاظم رضا که اولین شماره آن در سال ۱۹۶۷ منتشر شد، نام برد؛ همچنین جنگهایی وجود داشت که در آنها آثار داستاننویسان جدید مانند محمود دولتآبادی، ناصر تقوایی و رضا دانشور منتشر میشد. قضاوت در مورد تغییر معیارهای یک گلچین داستان بستگی به این دارد که چه کسی آن گلچین را گردآوری کرده و با چه هدفی. بعد از «بازآفرینی واقعیت»، گلچین دیگری را به خاطر نمیآورم تا اینکه به «هشت داستان» در سال ۱۳۶۳ با مقدمهای از گلشیری میرسیم که یکی از گلچینهای خوب داستاننویسی است. پس از آن، گلچینهای دیگری تا اواخر دهه ۶۰ منتشر شدند، مانند «داستانهای جدید»، «دروازه جدید»، «دروازه جنوبی»، «خوابگرد و داستانهای دیگر» و «مجموعه ستارگان» که هر کدام سهم خود را در معرفی نویسندگان کمتر شناختهشده ایفا میکنند. اگر چنین کاری مسئولانه انجام شود، کار خوبی است و نوعی همکاری است که بخشی از داستاننویسی ما را معرفی میکند. من در این سال ها استاندارد یا رویکرد خاصی ندیده ام و تغییر چندانی نکرده است، یا من از آن بی اطلاعم، جز اینکه در برخی از گلچین ها، داستان های کوتاهی معرفی شده اند که در نوع خود ارزشمند هستند. از سوی دیگر، به دلیل سهولت چاپ، گلچین ها مانند مجموعه داستان ها و رمان ها، دچار هرج و مرج شده اند.