جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

چرا ۹۰ درصد تریدرها ضرر می‌کنند؟

چرا ۹۰ درصد تریدرها ضرر می‌کنند؟

شکارچی یا شکار شده؟ راز نقدینگی بازار
هر معامله‌ای در بازار نیاز به یک طرف مقابل دارد. وقتی شما خرید می‌کنید، باید شخص دیگری هم باشد که دارایی را به شما بفروشد. وقتی حد ضرر شما فعال می‌شود، شخص دیگری در واقع در طول این خروج اجباری، دارایی شما را می‌خرد.

موسسات مالی بزرگ، صندوق‌های پوشش ریسک، بانک‌ها و بازارسازان الگوریتمی، موقعیت‌های معاملاتی بزرگی را مدیریت می‌کنند؛ آنها برای پر کردن و اجرای سفارشات خود به جریانی از سفارشات از معامله‌گران خرده‌فروشی نیاز دارند.

آنها نمی‌توانند به سادگی یک موقعیت معاملاتی چند میلیون دلاری را با یک کلیک باز کنند، زیرا این کار باعث می‌شود قیمت بازار ارزهای دیجیتال بلافاصله در جهت مخالف خواسته‌های آنها حرکت کند. بنابراین، این بازیگران بزرگ بازار، شرایط و موقعیت‌ها را طراحی و مهندسی می‌کنند تا جریان سفارش مورد نیاز خود را ایجاد کنند.

آیا تا به حال یک شکست جعلی دیده‌اید؟ سناریوی معروف و تکراری که در آن قیمت از سطح مقاومت بالاتر می‌رود اما بلافاصله به عقب برمی‌گردد. این پدیده دقیقاً همان چیزی است که نقدینگی به آن مربوط می‌شود. قیمت عمداً از سطح مقاومت بالاتر می‌رود تا سفارشات خرید حد ضرر از معامله‌گران خرده‌فروشی را فعال کند. فعال شدن این سفارشات، نقدینگی مورد نیاز موسسات بزرگ برای باز کردن موقعیت‌های فروش (شورت) خود را فراهم می‌کند.

همچنین، همان سقف‌های سطحی که از دیدگاه شما مانند مقاومت فوق‌العاده قوی به نظر می‌رسند و سپس قیمت از آنجا سقوط می‌کند، در واقع اهداف اصلی بازیگران بزرگ بازار بوده‌اند، زیرا نقدینگی زیادی در بالای این سطوح به شکل حد ضرر انباشته شده است. این یک تئوری توطئه نیست، بلکه مکانیسم و ​​نحوه عملکرد واقعی بازار است و به عنوان پایه مفاهیمی شناخته می‌شود که معامله‌گران نهادی آن را پول هوشمند می‌نامند.

5 اشتباه مرگبار معامله‌گران بازنده
چرا 90٪ معامله‌گران ضرر می‌کنند؟ راز 10٪ از برندگان چیست؟

پس از بررسی هزاران معامله، پنج الگوی تکرارشونده و مخرب شناسایی شده است که تقریباً در همه حساب‌های بازنده دیده می‌شوند:

معامله خلاف روند در تایم‌فریم‌های بالاتر: ممکن است شرایط برای فروش در نمودار 15 دقیقه‌ای خوب به نظر برسد، اما اگر روند اصلی در نمودار روزانه صعودی و قوی باشد، معامله فروش (شورت) ریسک بیشتری دارد. به همین دلیل، قبل از ورود به معامله، باید جهت روند را در تایم‌فریم‌های بالاتر نیز بررسی کنید.

معامله بر اساس هرگونه حمایت یا دستور مسدودکننده: هر ناحیه حمایت یا دستور مسدودکننده لزوماً یک موقعیت ورود خوب نیست. اعتبار یک منطقه زمانی زمانی افزایش می‌یابد که عواملی مانند ساختار بازار، شرایط بازه‌های زمانی مختلف و وضعیت کلی قیمت نیز آن را تأیید کنند.

استفاده از اندیکاتورها به عنوان سیگنال‌های قطعی: به عنوان مثال، رسیدن RSI به ۷۰ به این معنی نیست که شما قطعاً باید بفروشید، یا عبور MACD به تنهایی دلیل کافی برای خرید نیست. اندیکاتورها برای بررسی مومنتوم و شرایط بازار مفیدتر هستند و بهتر است همراه با سایر تحلیل‌ها استفاده شوند.

ریسک زیاد در هر معامله: حتی یک استراتژی سودآور می‌تواند چندین معامله زیان‌ده پشت سر هم داشته باشد. اگر بخش بزرگی از سرمایه خود را در هر معامله ریسک کنید، چند ضرر متوالی می‌تواند بخش قابل توجهی از حساب شما را از بین ببرد و احتمال تصمیم‌گیری‌های احساسی را افزایش دهد. به همین دلیل، مدیریت ریسک بخش مهمی از معامله است.

تغییر مداوم استراتژی پس از چندین ضرر: هیچ استراتژی همیشه سودآور نیست و هر روشی دوره‌های کاهش و ضرر دارد. به جای تغییر به یک استراتژی جدید پس از چند معامله ناموفق، بهتر است معاملات کافی انجام دهید، نتایج را ثبت کنید و سپس روش خود را بر اساس داده‌های واقعی بهینه کنید.

۱۰٪ برنده‌ها چه می‌کنند؟

معامله‌گرانی که در درازمدت عملکرد بهتری دارند، معمولاً سه ویژگی مشترک دارند:

آنها بر اساس احتمال تصمیم می‌گیرند، نه پیش‌بینی
معامله‌گران حرفه‌ای سعی نمی‌کنند حدس بزنند که معامله بعدی برد خواهد بود یا باخت. آنها می‌دانند که هیچ استراتژی ۱۰۰٪ موفق نیست. به عنوان مثال، اگر سیستمی حدود ۵۵ معامله برد در ۱۰۰ معامله داشته باشد، معامله‌گر تمام موقعیت‌هایی را که با قوانین استراتژی سازگار است، اجرا می‌کند و نتیجه یک معامله خاص را خیلی جدی نمی‌گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *