جایی که شعر به زبان سینما نوشته میشود
در صنعتی که عمدتاً تحت سلطه مردان بوده است، بسیاری از زنان خود را وقف هنر تدوین، و البته غرور مدیران عامل، کردهاند تا برخی از تحسینشدهترین و ماندگارترین آثار کلاسیک پرده نقرهای را خلق کنند.
یک ضربالمثل معروف وجود دارد که میگوید پشت هر کارگردان بزرگی یک تدوینگر بزرگ ایستاده است؛ و همانطور که ادای احترام اوایل این ماه به مرحوم مارشا لوکاس (تدوینگر برنده اسکار قسمتهای ۴ تا ۶ جنگ ستارگان و همسر سابق خالق آن، جورج لوکاس) به ما یادآوری کرد، این تدوینگر اغلب یک زن است. در صنعتی که از نظر تاریخی مردسالار است، این رابطه سنتی و آشنا در هالیوود جریانی پنهان است که نمیتوان به راحتی آن را نادیده گرفت.
نگاهی به مارشا و جورج لوکاس در پشت صحنه جنگ ستارگان
این موضوع به دههها قبل برمیگردد. در دوران موج نو که مردان بر آن تسلط داشتند، دده آلن با آرتور پن در فیلم بانی و کلاید و سیدنی لومت در فیلم بعدازظهر سگی همکاری کرد و تلما شونمیکر فیلمهای گاو خشمگین، سلطان کمدی و رفقای خوب را برای مارتین اسکورسیزی تدوین کرد، اما اعتبار هنری شونمیکر به اینجا ختم نمیشود. لارنس عربستان ساخته دیوید لین شاید هیچ شخصیت زنگویی نداشت، اما در سال ۱۹۶۲ برای آن وی. کوتس جایزه اسکار بهترین تدوین را به ارمغان آورد. آن باچان در سال ۱۹۳۴، سالی که بخش تدوین به جوایز اسکار اضافه شد، برای فیلم کلئوپاترا نامزد شد و در سال ۱۹۴۰ برای سیسیل بی. دمیل این جایزه را برد.
اغلب تصور میشد که زنان زمانی وارد اتاق تدوین میشوند که از سایر نقشهای خلاقانه در سینما کنار گذاشته شدهاند. در واقع، تدوین یک کار یکنواخت بود که به هیچ مهارت خاصی نیاز نداشت و با ظهور سیستم استودیویی مردسالار، تدوینگران تابع تهیهکننده و کارگردان در نظر گرفته میشدند.
اما این ممکن است تمام داستان نباشد. جی. ای. اسمیت، استاد تاریخ در دانشگاه وارویک، میگوید: «در طول سیستم استودیویی، تدوین یک کار غیرحرفهای محسوب نمیشد. زنان بهترین تدوینگران در سیستم استودیویی بودند؛ بسیاری از آنها پیشینه موسیقی داشتند که به آنها کمک میکرد ریتم و جریان فیلم را پیدا کنند.»
عکسی از آن وی. کوتس در اتاق تدوین
«تدوینگران حقوق خوبی دریافت میکردند، سمتهای ارشد داشتند و اغلب سر صحنه فیلمبرداری بودند تا مراقب اشتباهات کارگردان باشند. باربارا مکلین [رئیس تدوین در فاکس قرن بیستم] پس از ترک پروژه توسط کارگردان، خودش کلوزآپها را فیلمبرداری میکرد. معمولاً تهیهکنندگان به دیدگاه تدوینگر برای نسخه نهایی گوش میدادند.»
تدوینگران میتوانستند تأثیر خلاقانه قابل توجهی بر نتیجه نهایی داشته باشند. «ویولا لارنس «بانویی از شانگهای» را نجات داد و بدون مکلین، «همه چیز درباره ایو» یک فاجعه میشد زیرا کارگردان جوزف ال. منکیویچ بیش از حد احساساتی بود. مکلین گفت که او سادهلوح است.»
همکاری بین کارگردان و تدوینگر اغلب برای موفقیت خلاقانه بلندمدت بسیار مهم است. جاستین رایت، تدوینگر فیلمهای «آخرین پادشاه اسکاتلند» و «بانوی آهنین»، میگوید رابطه بین کارگردان و تدوینگر درباره اعتماد و دیدگاه مشترک است: «همه چیز به این بستگی دارد که چقدر پذیرای ایدههای یکدیگر هستید و چقدر در بیان نظرات خود صادق هستید. در عین حال، باید نسبت به آسیبپذیریهای یکدیگر حساس و ملاحظهکار باشید. از آنجا که ما یک قدم از فیلمنامهنویسی و شلوغی فیلمبرداری فاصله داریم، تدوینگر میتواند چیزهایی را ببیند و بفهمد که کارگردان ممکن است ندیده باشد، اما کارگردان نیز حق دارد از کار خود دفاع کند. به دلیل ساعات طولانی که تدوینگر و کارگردان با هم میگذرانند، لذت بردن از همراهی یکدیگر مهم است.»