جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

به مناسبت ۵۰ سالگی فیلم راننده تاکسی

به مناسبت ۵۰ سالگی فیلم راننده تاکسی

اگزیستانسیالیسم آمریکایی

شخصیت تراویس بیکل (با بازی تأثیرگذار رابرت دنیرو) ساخته‌ی فیلمنامه‌نویس پل شریدر بود که به شدت از تجربیات انزوا و بحران عاطفی خودش الهام گرفته بود. شریدر در مورد نوشتن «راننده تاکسی» گفت: «شما می‌توانید شیاطین [درونی] خود را از طریق هنر بیرون بیاورید.» ایده‌ی «راننده تاکسی» زمانی به ذهن شریدر رسید که شغل و همسرش را از دست داده بود، به دلیل زخم معده در بیمارستان بستری شده بود و احساس تنهایی و گمگشتگی می‌کرد:

«من این ایده را داشتم که یک بچه‌ی کوچک در یک جعبه‌ی فلزی در شهر می‌چرخد و به نظر می‌رسید افرادی او را تعقیب می‌کنند، اما او کاملاً تنها بود. وقتی این استعاره را به ذهنم آوردم، شروع به نوشتن فیلمنامه کردم.» شریدر گفت به محض اینکه تصویر تاکسی به ذهنش خطور کرد، کلمات به سادگی از او بیرون ریختند. او دو پیش‌نویس را در دو هفته تمام کرد و نوشتن در این دوره مانند «خوددرمانی» بود.

شریدر همچنین برای الهام گرفتن به ادبیات روی آورد و رمان ضد انسانی «یادداشت‌های زیرزمینی» اثر فئودور داستایوفسکی را یکی از الهامات اصلی خود ذکر کرد. شریدر در مورد قرار دادن قهرمان اگزیستانسیالیست اروپایی در یک محیط آمریکایی گفت:

«می‌بینی که او ماهیت مشکل خود را نادیده می‌گیرد. مشکل تراویس، مشکل قهرمان اگزیستانسیالیستی است، یعنی اینکه آیا باید وجود داشته باشم؟ اما تراویس نمی‌فهمد که این مشکل اوست، بنابراین توجه خود را به جای دیگری معطوف می‌کند. و من فکر می‌کنم این نشانه‌ی ناپختگی و جوانی کشور ماست.»

شریدر همچنین از وقایع معاصر، از جمله تلاش برای ترور سیاستمدار راست‌گرا، جورج والاس، توسط آرتور برمر، الهام گرفت. نتیجه، شخصیتی بود که آشفتگی خشونت‌آمیز آن دوران را تجسم می‌کرد. تراویس مانند برمر، دفتر خاطرات روزانه دارد. ما او را در حال نوشتن در دفتر خاطراتش در نقاط مختلف فیلم می‌بینیم و گزیده‌هایی از آن را به صورت صوتی می‌شنویم:

«همه حیوانات شب‌ها بیرون می‌آیند. فاحشه‌ها، راسوهای کثیف، عوضی‌ها، ملکه‌ها، پری‌ها، فروشندگان مواد مخدر، معتادان، بیماران، رشوه‌گیرها. روزی باران واقعی خواهد آمد و همه این کثیفی‌ها را از خیابان‌ها خواهد شست.»

پس از تکمیل فیلمنامه، شریدر روزی در حال بازی شطرنج با کارگردان تحسین‌شده برایان دی پالما بود که به او گفت چیز جدیدی نوشته است. دی پالما موافقت کرد که آن را بخواند، اما بعداً اعتراف کرد که این فیلم برای او مناسب نیست، اما کارگردان جوان دیگری را می‌شناخت که ممکن است علاقه‌مند باشد. او کسی نبود جز مارتین اسکورسیزی. پس از ملاقات با اسکورسیزی، او و شریدر به سرعت با هم صمیمی شدند، زیرا شریدر گفت که هر دو آسم داشتند و از طرفداران پروپاقرص سینما بودند. این دو نفر فیلم‌های گاو خشمگین، آخرین وسوسه مسیح و احیای مردگان را ساختند.

رابرت دنیرو و مارتین اسکورسیزی

وقتی صحبت از انتخاب بازیگر نقش اول مرد در فیلم راننده تاکسی شد، اما و اگرهایی وجود داشت. اسکورسیزی در ابتدا می‌خواست هاروی کایتل نقش تراویس بیکل، یک کهنه سرباز تنهای ویتنام، را بازی کند و جف بریجز نیز به این نقش علاقه‌مند بود. اما وقتی اسکورسیزی اولین همکاری دنیرو با فیلم «خیابان‌های بد» را به شریدر و تهیه‌کننده‌اش جولیا فیلیپس نشان داد، مشخص شد که چه کسی این نقش را خواهد گرفت.

با این حال، کایتل در این پروژه ماند و در نهایت نقش اسپورت، رئیس فاحشه ۱۲ ساله جودی فاستر، آیریس، را به دست آورد. به گفته شریدر، انتخاب فاستر برای این نقش بحث‌برانگیز ریشه در تجربه قبلی اسکورسیزی با فاستر در فیلم «آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند» محصول ۱۹۷۴ دارد که به او اعتماد به نفس لازم برای ایفای چنین شخصیت دشواری را داد.بی‌خوابی
راننده تاکسی ۵۰ ساله می‌شود

راننده تاکسی با تراویس، راوی غیرقابل اعتمادی که ادعا می‌کند در ویتنام خدمت کرده است، آغاز می‌شود. او که نمی‌تواند بخوابد، به رانندگی تاکسی روی می‌آورد. اما او تقریباً فقط شب‌ها کار می‌کند و فوق‌العاده خسته است و با اضطراب شدید در شهر پرسه می‌زند. یک روز صبح، پس از یک شیفت طولانی، او از پنجره دفتری در مرکز شهر منهتن متوجه زن جوانی می‌شود. این زن بتسی (سیبل شپرد)، یک کارمند بلندپرواز کمپین انتخاباتی است که توسط نامزد ریاست جمهوری چارلز پلانتین (لئونارد هریس) استخدام شده است.

بتسی به سرعت همه چیز تراویس می‌شود. تراویس سوار تاکسی او در بیرون دفترش می‌شود و او را از دور تماشا می‌کند. در نهایت، او به نحوی بتسی را متقاعد می‌کند که با او قرار بگذارد. اما اوضاع خوب پیش نمی‌رود. ایده تراویس برای گذراندن اوقات خوش، رفتن به یک نمایش جنسی در میدان تایمز است. وقتی بتسی تصمیم می‌گیرد که دیگر بس است، با عصبانیت بیرون می‌رود و از او فاصله می‌گیرد. تراویس کاملاً گیج می‌شود. این فقط خشم تراویس را شعله‌ورتر می‌کند و منجر به درگیری خشونت‌آمیز در دفتر بتسی می‌شود، جایی که تراویس او را جلوی همکارانش سرزنش می‌کند.

از اینجا، فروپاشی روانی تراویس تشدید می‌شود. او به یک راننده تاکسی دیگر اعتراف می‌کند که “ایده‌های بدی” دارد. او حتی نقشه‌ای می‌کشد. نوشته‌های دفتر خاطراتش شوم‌تر می‌شوند. تراویس وسواس‌گونه ورزش می‌کند، اسلحه‌هایش را پر می‌کند و نقشه می‌کشد تا رئیس بتسی را در ملاء عام ترور کند. خشونت سیاسی راهی برای ابراز نارضایتی او می‌شود و خشم را به خیالی با پیامدهای تاریخی تبدیل می‌کند. در آپارتمان تاریکش، او جلوی … می‌نشیند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *