مصرف بالای غذاهای فوق فرآوری شده، مانند نوشیدنیهای شیرین، فست فود و میان وعدههای فرآوری شده، ممکن است با افزایش خطر افسردگی، اضطراب و اختلالات خوردن مرتبط باشد.
همه ما میدانیم که آنچه میخوریم بر سلامت ما تأثیر میگذارد. سالهاست که تحقیقات، رژیمهای غذایی سرشار از قند، چربیهای ناسالم و مواد تشکیل دهنده رایج در غذاهای فوق فرآوری شده را با بیماریهایی مانند بیماری قلبی و دیابت مرتبط دانسته است. اما اکنون، دانشمندان در حال کشف لایه پیچیدهتری از این رابطه هستند: ارتباط بین تغذیه و سلامت روان.
در سالهای اخیر، مصرف غذاهای فوق فرآوری شده در بسیاری از کشورهای جهان به طرز چشمگیری افزایش یافته است. نوشابهها، میان وعدههای بستهبندی شده، فست فودها و نانهای فرآوری شده نمونههایی از این محصولات هستند. این محصولات اغلب از نظر ارزش غذایی کم اما سرشار از قند، نمک و چربیهای ناسالم هستند. در حالی که سهولت دسترسی و راحتی آنها جذاب است، تحقیقات جدید منتشر شده در مجله Frontiers in Nutrition نشان میدهد که هزینه این راحتی ممکن است برای سلامت روان بیشتر از آنچه فکر میکنیم باشد.
این مطالعه چگونه انجام شد؟
برای بررسی دامنه این موضوع، محققان یک «مرور دامنهدار» انجام دادند – روشی سیستماتیک برای جمعآوری و تجزیه و تحلیل مطالعات موجود با هدف ترسیم تصویری جامع از آنچه در حال حاضر در مورد یک موضوع مشخص میدانیم.
در این بررسی، محققان پایگاههای داده پزشکی معتبر را برای مطالعاتی که در سه موضوع اصلی همپوشانی داشتند، جستجو کردند: مصرف غذاهای فوق فرآوری شده، اختلالات سلامت روان و متابولیسم لیپید (چربی) در بدن و مغز.
معیارهای دقیقی برای گنجاندن در این بررسی تعیین شد. مطالعات باید مصرف زیاد غذاهای فوق فرآوری شده را در مقابل مصرف کم آنها مقایسه میکردند و تأثیر آنها را بر اختلالات روانپزشکی میسنجیدند، یا مکانیسمهای بیولوژیکی مرتبط با این غذاها را با اختلال در تنظیم لیپید در مغز بررسی میکردند. مطالعات انسانی در تمام گروههای سنی و جمعیتها گنجانده شده بود و مطالعات حیوانی نیز برای روشن شدن بیشتر مکانیسمهای بیولوژیکی در نظر گرفته شده بود. در نهایت، 123 مطالعه در تجزیه و تحلیل نهایی گنجانده شد، مجموعهای قابل توجه که تصویری نسبتاً جامع از وضعیت فعلی علم ارائه میدهد.
یافتههای کلیدی چه بودند؟
نتایج این بررسی نشان میدهد که مصرف غذاهای فوق فرآوری شده ارتباط نزدیکی با افزایش بار جهانی اختلالات روانی دارد. به طور خاص، ارتباط معناداری بین مصرف بالای این محصولات و افزایش خطر ابتلا به اختلالات روانی رایج وجود داشت، اختلالاتی که بخش بزرگی از مشکلات سلامت روان در سراسر جهان را تشکیل میدهند. افسردگی در صدر فهرست قرار داشت.
نویسندگان مطالعه تأکید میکنند که افسردگی به تنهایی بخش قابل توجهی از بار جهانی بیماریهای روانی را تشکیل میدهد و قویترین شواهد در این بررسی به یک رابطه “وابسته به دوز” اشاره دارد، به این معنی که هرچه میزان مصرف غذاهای فوق فرآوری شده بیشتر باشد، احتمال بروز علائم افسردگی بیشتر میشود.
در میان غذاها، نوشیدنیهای شیرین شده با شکر، فست فودها و غذاهای سرخ شده بیشترین ارتباط را با افزایش خطر داشتند. این مطالعات همچنین نشان دادند که این نوع رژیم غذایی با سایر اختلالات رایج مرتبط است:
اضطراب: اگرچه همه مطالعات به نتایج یکسانی نرسیدهاند، اما چندین مطالعه نشان دادهاند که مصرف بالای غذاهای فوق فرآوری شده، به ویژه محصولاتی که حاوی شیرینکنندههای مصنوعی و گوشتهای فرآوری شده هستند، با افزایش علائم اضطراب مرتبط است.
اختلالات خوردن: ارتباط قوی بین مصرف غذاهای فوق فرآوری شده و اختلالاتی مانند پرخوری عصبی و پرخوری عصبی یافت شده است. محققان میگویند که «پرخوری» این محصولات میتواند پاسخهای پاداشی را در مغز ایجاد کند که شبیه الگوهای اعتیاد به مواد مخدر است. به عبارت دیگر، این غذاها ممکن است مکانیسمهایی را در مغز فعال کنند که منجر به مصرف مکرر و کنترل نشده میشوند.
نقش چربیها در این معادله چیست؟
یکی از مهمترین یافتههای این بررسی، کشف مکانیسم بیولوژیکی به نام «اختلال در تنظیم لیپید» بود. مغز انسان عمدتاً از چربی تشکیل شده است و برای حفظ یکپارچگی غشاهای سلولی و انتقال پیامهای عصبی به چربیهای سالم نیاز دارد.
بسیاری از غذاهای فوق فرآوری شده سرشار از چربیهای ترانس و کم از اسیدهای چرب ضروری مانند امگا ۳ هستند. این عدم تعادل میتواند منجر به التهاب عصبی، افزایش استرس اکسیداتیو و اختلال در انتقالدهندههای عصبی مهم مانند سروتونین و دوپامین شود که میتواند منجر به افسردگی و اضطراب شود. مواد شیمیایی که نقش کلیدی در تنظیم خلق و خو، انگیزه و احساس لذت دارند.
به عبارت ساده، این بررسی علمی نشان میدهد که غذاهای فوق فرآوری شده ممکن است نه تنها از نظر روانی، بلکه از نظر ساختاری نیز بر سلولهای مغز تأثیر بگذارند و عملکرد طبیعی آنها را مختل کنند.
محدودیتهای مطالعه
علیرغم اهمیت این یافتهها، محققان هشدار میدهند که نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند. اولاً، اکثر مطالعات بررسیشده «مقطعی» بودند، به این معنی که دادهها در یک دوره زمانی خاص جمعآوری شدهاند. چنین مطالعاتی میتوانند همبستگیهایی را نشان دهند، مانند اینکه افرادی که بیشتر غذاهای فراوریشده مصرف میکنند،