جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

مروری بر دو دهه پژوهش میدانی در موسیقی ایران

مروری بر دو دهه پژوهش میدانی در موسیقی ایران

منوچهر شیخ صراف، نوازنده پیشکسوت نی و پژوهشگر برجسته موسیقی سنتی ایران، با سال‌ها تجربه در اجرا، تدریس و پژوهش، سهم بسزایی در مستندسازی تاریخ موسیقی اصفهان و حفظ میراث هنری این شهر داشت. آثار مکتوب او، به ویژه کتاب «نام‌های هنر اصفهان؛ موسیقی حجم»، نمونه‌ای ارزشمند از تلفیق تحقیقات میدانی، مستندسازی تصویری و تحلیل تاریخی است که جای خالی قابل توجهی در ادبیات موسیقی ایران باقی گذاشت.

به مناسبت درگذشت این استاد فقید، خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مصاحبه‌ای با شادی شیخ صراف، فرزند ارشد ایشان، انجام داد تا ابعاد پژوهشی، فرهنگی و آموزشی فعالیت‌های استاد، دیدگاه‌های شخصی او و میراثی که برای موسیقی ایران به جا گذاشت را به تصویر بکشد.

از نی تا مستندسازی؛ مروری بر دو دهه پژوهش میدانی در موسیقی ایران
شادی شیخ صراف، فرزند ارشد مرحوم منوچهر شیخ صراف
کتاب «نام‌های هنر اصفهان؛ موسیقی حجم» یکی از مهم‌ترین آثار پژوهشی پدر شماست. به نظر شما، ایشان در تدوین این اثر چه خلأهایی را در تاریخ‌نگاری موسیقی اصفهان شناسایی کردند و این اثر دقیقاً چه چیزی به ادبیات موسیقی ایران اضافه کرد؟

پدرم معتقد بود که تاریخ موسیقی اصفهان، با وجود پیشینه غنی‌اش، به صورت سیستماتیک ثبت نشده است. بسیاری از نام‌ها و دستاوردهای هنرمندان اصفهان در خاطرات و منابع پراکنده باقی مانده بود و تصاویر و اسناد کافی از آنها وجود نداشت.

در «نام‌آوران هنر اصفهان؛ جلد موسیقی»، وجه تمایز اصلی کار ایشان، مستندسازی میدانی و تصویری هنرمندان بود. پدرم بیش از 20 سال شخصاً به دیدار هنرمندان می‌رفت، با آنها مصاحبه می‌کرد، عکس‌ها را جمع‌آوری و مستندسازی می‌کرد و اطلاعاتی در مورد زمان و مکان فعالیت آنها ثبت می‌کرد. این روش، هم اعتبار علمی و هم ارزش تاریخی اثر را افزایش می‌داد. او همیشه می‌گفت: «نام‌ها بدون تصویر، بی‌هویت می‌شوند.»

بنابراین، این کتاب نه تنها فهرستی از نام‌ها، بلکه بازسازی حافظه فرهنگی اصفهان و مستندسازی هویت هنرمندان موسیقی است.

با توجه به اینکه استاد هم موسیقیدانی برجسته و هم محقق بود، چه چیزی تحقیق و مستندسازی را برای او بسیار مهم می‌کرد؟

پدرم شاگرد نزدیک استادان بزرگ موسیقی بود و این ارتباط عمیق، رویکرد پژوهشی او را شکل می‌داد. او هنر را به عنوان یک فرآیند زنده می‌دید و معتقد بود که بدون شناخت ریشه‌های آن، هنر ناقص می‌ماند. علاقه او به اصفهان نیز به این انگیزه می‌افزود؛ او همیشه می‌گفت اگر خودمان کاری نکنیم، چه کسی این میراث را ثبت خواهد کرد؟

پدرم با وسواس و دقت زیادی پروژه‌های پژوهشی را دنبال می‌کرد. اتاق کارش پر از پوشه، عکس و یادداشت‌های دست‌نویس بود. او این کار را با عشق و با سرمایه شخصی انجام می‌داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *