نقد فصل دوم فالاوت؛ در جاده نیو وگاس
در یک چشم به هم زدن، و خوشبختانه تنها یک سال پس از پخش اولین قسمتها، فالاوت برای فصل دوم خود بازگشته است. فصل جدید که به صورت هفتگی در هشت قسمت پخش میشود، نشان میدهد که سازندگان این اقتباس تلویزیونی به اندازهی سازندگان بتسدا خلاق و مبتکر هستند.
اگر به یاد داشته باشید، فالاوت حدود ۲۰۰ سال پس از یک جنگ هستهای که تمدن بشری را آنطور که ما میشناختیم از بین برد، اتفاق میافتد. اکنون، تعداد انگشتشماری از مردم در پناهگاههایی که توسط Vault-Tec ساخته شده، زنده ماندهاند. در فصل اول، لوسی (الا پورنل) را دیدیم؛ دختری مهربان و خوشبین که در امنیت در این غارها بزرگ شده و برای اولین بار در جستجوی پدرش هنک (کایل مکلاکلن) به سطح زمین بیحاصل میآید. لوسی در حین جستجوی پدرش، با یک شکارچی جایزهبگیر به نام غول (والتون گاگینز) آشنا میشود؛ یک کابوی سابق و ستاره سینما که پس از یک ابر قارچی و بارش رادیواکتیو به یک هیولای جاودانه تبدیل شده است. شخصیت سوم داستان، ماکسیموس (آرون موتون) است؛ عضوی از فرقه نظامی برادری فولاد که برای اثبات خود به گروهش، با پوشیدن یک زره مکانیکی غولپیکر، در جستجوی دستگاه ادغام به بیابان میرود و با لوسی و غول ملاقات میکند. در همین زمان، برادر لوسی، نورم (مویزس آریاس)، که او نیز در والت ۳۱ به دام افتاده است، اعضای والت تک را که در آنجا نگهداری میشوند، بیدار میکند.
نقد فصل دوم فالاوت
در پایان فصل گذشته، لوسی فهمید که پدرش آن کسی که فکر میکرد نیست و حتی پشت مرگ مادرش هم بوده است. مهمتر از آن، صحنهای کوتاه در لحظات پایانی فصل وجود داشت که طرفداران بازی را بیکلام گذاشت. در صحنه پایانی، هنک مکلین از تپهای بالا میرود و منظرهای آشنا در افق در میان ویرانههای یک بیابان پسا آخرالزمانی ظاهر میشود: نیو وگاس.
اگر نام هر یک از بازیهای Fallout را شنیده باشید، میدانید که Fallout: New Vegas بهترین بازی این فرنچایز است. فصل دوم ما و قهرمانان را به آن شهر میبرد. لاس وگاس یکی از معدود شهرهای ایالات متحده است که به لطف آقای هاوس در راس Rob-Co از انفجار هستهای جهان Fallout جان سالم به در برد. در «Fallout: New Vegas»، آقای هاوس با دوراندیشی، کازینوی خود در لاس وگاس (Lucky 38، همان ساختمانی که در آخرین فریم فصل اول سریال دیدیم) را به انواع رادار، لیزر و سیستمهای دفاعی مجهز کرد تا خود را از آخرالزمان نجات دهد و تلاشهایش نتیجه داد.
جاستین ثرو
با این حال، در فصل دوم سریال، شخصیت آقای هاوس برای مدت طولانی برای ما در هاله ای از ابهام باقی میماند. در حالی که لوسی در سال ۲۲۹۶ به دنبال پدرش میگردد و غول در نیو وگاس به دنبال همسر و دخترش (که فکر میکند باید به صورت کرایوژنیک در یکی از سردابهها نگهداری شود) میگردد، گذشته غول، ماجراجوییهایش با آقای هاوس و سیر وقایعی که منجر به انفجار ۲۰۰ سال پیش شد، برای ما آشکار میشود. مانند فصل قبل، کوپر را در دنیایی پیش از جنگ هستهای، با نگاهی رترو-آیندهنگر از دهه ۱۹۵۰ دنبال میکنیم و میبینیم که او بدون بینی مانند یک تفنگدار غرب وحشی در بیابان پرسه میزند، و حتی قبل از اینکه بازیگر شود، شخصاً سعی میکند جلوی انفجار بمبهای اتمی را بگیرد.
کوپر با آقای هاوس (با بازی جاستین ثرو) روبرو میشود: قدرتمندترین غول فناوری آمریکا که ارزشهای اخلاقی برایش بیمعنی است. آقای هاوس میخواهد با کاشت تراشههای کنترل ذهن، ایالات متحده را به سمت مکانیزه شدن کامل سوق دهد. او که میداند جنگ هستهای قریبالوقوع است، میخواهد با کمک یک دستگاه همجوشی و انرژی بیپایان برای همیشه زنده بماند؛ ایدهای که معلوم میشود در سال ۲۲۹۶ عملی شده است.
همچنین از طریق فلشبکهای غول است که از نقش او در واقعه سرنوشتساز ۲۰۰ سال پیش مطلع میشویم. گروهی از سرمایهگذاران ثروتمند و چهرههای مرموز (انکلاو) خزانههایی میسازند که لوسی در یکی از آنها ساکن است و برای تأمین هزینههای تجارت خود، جهان را با انفجارهای هستهای نابود میکنند تا آن را مطابق آرمانشهر ذهنی خود شکل دهند و کوپر، بیخبر از همه چیز، با دادن یک شیشه کوچک از همجوشی سرد به رئیس جمهور، زمینه را برای این واقعه شوم فراهم کرده است.
از آخرین ما تا فالاوت
دشواریهای اقتباس از یک شاهکار
بررسی فصل دوم سریال “فالاوت”
فصل دوم سریال “فالاوت” وقت سر خاراندن ندارد. با وجود شخصیتها، مکانها و داستانهای جدید زیادی که از فصل اول به سریال اضافه شدهاند، این سریال ریسک بزرگی را پذیرفته است – ریسکی که برای اقتباس از بهترین بازی این فرنچایز ضروری بود. در فصل دوم، هدف نهایی رسیدن به نیو وگاس است، اما مانند خود بازیهای ویدیویی، شخصیتهای اصلی ماموریتهای فرعی زیادی را انجام میدهند و با کاوش در سرزمینهای بایر پسا آخرالزمانی، اطلاعات کسب میکنند. در هر قسمت، «فالاوت» چندین خط داستانی را به طور همزمان پیش میبرد، از بیابانهای بیپایان گرفته تا اردوگاههای لژیون رومی و ساختمانهای رترو-فوتوریستی. سرزمین بایر «فالاوت» حتی از فصل اول هم وحشیانهتر و خشنتر به نظر میرسد؛ اما خشونت و…