جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

همنت؛ تصویر فیلم از سوگ چقدر واقعی بود؟

همنت؛ تصویر فیلم از سوگ چقدر واقعی بود؟

کلوئی ژائو به جایی که همه چیز از آنجا شروع شد بازمی‌گردد
امروزه بیشتر مخاطبان، کلوئی ژائو را به خاطر دو فیلم به یاد می‌آورند. سرزمین آواره‌ها، که جایزه اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را برای او به ارمغان آورد، و جاودانه‌ها، که ورود او به دنیای ابرقهرمانان مارول را رقم زد. اما شاید بیش از هر اثر دیگری، همنت توضیح می‌دهد که چرا ژائو به یکی از مهم‌ترین فیلمسازان نسل خود تبدیل شده است.

قبل از اسکار و پروژه‌های چند میلیون دلاری، ژائو فیلمسازی بود که داستان‌های کوچک «مردم عادی» و زخم‌های پنهان انسانی را بررسی می‌کرد. فیلم‌هایی مانند «آوازهایی که برادرانم به من آموختند» و «سوارکار» کمتر درباره روایت‌های بزرگ و بیشتر درباره احساسات خام طبیعت و مردمی بودند که در حاشیه زندگی می‌کنند. همنت بازگشت ژائو به همان قلمرو است. اقتباسی از رمان تحسین‌شده مگی اوفارل که تلاش می‌کند یکی از بزرگترین اسرار تاریخ ادبیات را به یک تراژدی خانوادگی تبدیل کند. این ایده که مرگ همنت، پسر ویلیام شکسپیر، می‌توانست الهام‌بخش خلق نمایشنامه جاودانه هملت باشد.

روی کاغذ، این پروژه با بازی جسی باکلی و پل مسکال، تهیه‌کننده استیون اسپیلبرگ و اقتباسی از یکی از محبوب‌ترین رمان‌های سال‌های اخیر، از همان ابتدا رقیبی جدی برای فصل جوایز به نظر می‌رسید. اما آنچه «همنت» را به یکی از جنجالی‌ترین فیلم‌های سال تبدیل کرد، نه پیشینه درخشان سازندگانش، بلکه واکنش‌های متفاوتی بود که پس از اولین نمایش‌هایش دریافت کرد.

صحنه‌ای از «همنت»

از تلوراید تا تورنتو: تولد یک مدعی جدی
«همنت» اولین نمایش جهانی خود را در جشنواره فیلم تلوراید تجربه کرد و به سرعت به یکی از پربحث‌ترین فیلم‌های فصل جوایز تبدیل شد. سپس در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد، جایی که جایزه انتخاب مردم را از آن خود کرد، جایزه‌ای که در سال‌های اخیر به عنوان سکوی پرتابی برای فیلم‌هایی مانند «کتاب سبز» و «۱۲ سال بردگی» عمل کرده است.

اما آنچه «همنت» را به یک پدیده جشنواره‌ای تبدیل کرد، فقط تحسین منتقدان نبود. تقریباً همه واکنش‌ها، چه مثبت و چه منفی، حول یک موضوع مشترک متمرکز بودند: قدرت عاطفی فیلم. اختلافات از زمانی شروع شد که منتقدان سعی کردند توضیح دهند که این تأثیر عاطفی از کجا ناشی شده است. آیا ژائو واقعاً توانسته غم را به هنر تبدیل کند، یا او صرفاً از هر وسیله ممکن برای بیرون کشیدن اشک از تماشاگران استفاده کرده است؟

جالب اینجاست که حتی منتقدانی که در نهایت نظرات کاملاً متفاوتی در مورد فیلم ارائه دادند، در مورد چند نکته کلیدی اتفاق نظر داشتند:

اول، اشتراک‌گذاری؛ بازی جسی باکلی در نقش اگنس
تقریباً هر نقد مهمی از فیلم، از امپایر و هالیوود ریپورتر گرفته تا اسلش‌فیلم، لیتل وایت لایز و حتی بی‌بی‌سی که یکی از سخت‌گیرترین منتقدان فیلم بود، بر کیفیت بازی باکلی تأکید داشتند. منتقدان بارها خاطرنشان کرده‌اند که او بخش بزرگی از بار عاطفی فیلم را نه از طریق دیالوگ، بلکه از طریق سکوت، نگاه‌ها، زبان بدن و حضور فیزیکی منتقل می‌کند.

جان ناگنت در امپایر معتقد است که باکلی قادر است روح بیننده را بشکند. کریس اوانجلیستا از اسلش‌فیلم او را قلب تپنده فیلم می‌نامد و هالیوود ریپورتر توانایی این بازیگر را در تبدیل یک شخصیت بالقوه انتزاعی و شاعرانه به یک انسان ملموس و باورپذیر ستایش می‌کند. حتی نیکلاس باربر، در نقد منفی خود برای بی‌بی‌سی، در نهایت کیفیت بازی او را زیر سوال نمی‌برد.

صحنه‌ای از فیلم همنت

نقطه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *