در روزهایی که صنعت نشر ایران با افزایش هزینههای تولید، کاهش قدرت خرید مخاطبان، کاهش سرانه مطالعه و بحرانهای اقتصادی دست و پنجه نرم میکند، پدیدهای آهسته اما گسترده در حال تغییر چهره بازار کتاب است؛ پدیدهای که فعالان نشر از آن به عنوان «پخت» یاد میکنند.
کتابهایی با ترجمههای تحریفشده، ویرایش ضعیف، محتوای دستکاریشده و قیمتهایی که زیر سایه برچسبهای تخفیف جذابتر به نظر میرسند، دیگر فقط در دستفروشان خیابانی یا بازارهای غیررسمی دیده نمیشوند. امروزه ردپای این روند را میتوان در برخی از دکههای عمومی، پارکها، مراکز خرید و مناطق پرتردد مشهد نیز دنبال کرد.
بازاری که به گفته فعالان نشر، نه تنها به حقوق نویسندگان، مترجمان و ناشران قانونی آسیب میرساند؛ بلکه با کاهش اعتماد مخاطبان، تضعیف اقتصاد رسمی نشر و تغییر الگوهای خرید کتاب، آینده چرخه تولید فرهنگی را نیز به چالش میکشد.
کتابهایی که در بازار رسمی نیستند، اینجا صف کشیدهاند.
برای یافتن ردپای کالاهای تازه پختهشده در بازار کتاب، از چندین دکه کتاب در مشهد بازدید کردم؛ غرفههایی در پارکها، فضاهای عمومی و مناطق شلوغ شهری که در نگاه اول هیچ تفاوتی با یک کتابفروشی معمولی ندارند. قفسهها مرتب هستند، کتابها سلفون پیچیده شدهاند و برچسبهای تخفیف روی جلدها توجه خواننده را جلب میکند؛ اما چند دقیقه حضور در این فضاها کافی است تا سوالات جدیتری شکل بگیرد.
اینجا دیگر با چند نسخه کتاب قاچاق در قفسهها مواجه نیستیم؛ بازار تغییر کرده است. کتابهایی که مسیرشان برای خواننده مشخص نیست، با ظاهری مرتب و قیمتهای وسوسهانگیز در کنار هم چیده شدهاند.
در یکی از این غرفهها در پارک ملت، اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، مجموعه چند جلدی «کلیدر» نوشته محمود دولتآبادی از انتشارات فرهنگ معاصر بود.
کتابی که در ماههای اخیر یافتن آن از طریق کانالهای فروش رسمی آسان نبود و در برخی فروشگاههای آنلاین در فهرست «ناموجود» قرار داشت، اما حالا درست جلوی چشمانم در یک غرفه عمومی در شهر بود؛ و نه فقط یک نسخه تصادفی، بلکه یک مجموعه کامل برای فروش.
قیمت درج شده روی این مجموعه بین دو میلیون تا ۷۰۰ هزار تومان بود.
یک سوال ساده اما مهم پیش آمد: چطور کتابی که در شبکه توزیع رسمی یافت نمیشود، میتواند به این راحتی در غرفههای سطح شهر عرضه شود؟
جستجوی بیشتر در همان غرفه، سوالات جدیدی را مطرح کرد. کتابهایی از نسخههای قدیمی انتشارات چشمه، از جمله آثار مصطفی مستور و کتاب «حکایت عشقی بیقاف، بیشین، بیدوته» در میان کتابها بودند.
اما موضوع فقط به موجود بودن آنها محدود نمیشود؛ بلکه روش قیمتگذاری، مبهمترین جنبه این پدیده محسوب میشود.
در برخی موارد، قیمت اصلی کتاب مخدوش شده و برچسب قیمت جدیدی روی آن زده شده است؛ تغییری که برای خریدار عادی مشخص نمیکند که قیمت واقعی کتاب چقدر بوده، چند بار چاپ شده یا حتی چگونه دوباره به بازار عرضه شده است.
برای اینکه بدانم این کتابها چگونه به غرفه رسیدهاند، با فروشنده در غرفه کتاب تخفیفدار پارک ملت صحبت کردم. او خود را با نام مستعار «آقای قاف» معرفی کرد.
وقتی از او درباره نحوه تهیه کتابها پرسیدم، گفت: «ما کتابهای قدیمی مردم را جمعآوری میکنیم و برخی از آنها را دوباره میفروشیم. هم برای اینکه چرخه کتاب را حفظ کنیم و هم اینکه مردم در این شرایط گرانی همچنان کتاب بخرند.»
اما قفسههای این غرفه فقط پر از کتابهای دست دوم نبود. در میان کتابها، آثاری از ناشران مشهوری مانند فرهنگ معاصر، ثالث، چشمه و قطره نیز وجود داشت؛ کتابهایی که در بستهبندی سلفونی ارائه شده بودند و کاملاً نو به نظر میرسیدند.
وقتی درباره این کتابها و اینکه چگونه آثار ناشران معتبر در چنین شرایطی به این غرفهها راه پیدا کردهاند، پرسیدم، پاسخ داد: «برخی از این کتابها از قبل تولید شدهاند، ما آنها را دوباره بستهبندی میکنیم. مشتری هم دنبال قیمت پایین است، نه چیز دیگری.»
اما این پاسخ، به جای کاهش ابهامات، سوالات بیشتری را ایجاد کرد. اگر مشتری فقط دنبال قیمت پایین است، پس قیمت واقعی کتاب چقدر است؟ آیا وضعیت اولیه کتاب مشخص است؟ آیا کتاب نو است یا دوباره بستهبندی شده؟ از کجا وارد بازارهای رسمی و غیررسمی میشود؟
وقتی درباره تفاوت قیمت برخی کتابها پرسیدم، پاسخ کوتاهتر بود: «کتابها از جاهای مختلف تولید میشوند، بازار قیمت خودش را دارد.» پاسخی که روشن کردن این پدیده را برایم چالشبرانگیزتر کرد.
تخفیفی که نمیدانم از کجا آمده!
در این غرفهها، تخفیفهای ۵۰ درصدی و حتی بیشتر، مهمترین ابزار جذب مشتری هستند. اعدادی که در نگاه اول برای مخاطبی که از قیمت بالای کتابها شکایت دارد، جذاب به نظر میرسند.
اما نکته اینجاست؛ وقتی قیمت اولیه مشخص نیست، وقتی وضعیت کتاب مشخص نیست و وقتی مرز بین کتابهای نو، دست دوم و بستهبندی مجدد از بین میرود، تخفیف دیگر فقط یک عامل فروش نیست و به بخشی از ابهام بازار تبدیل میشود.
مشاهدات میدانی من از این غرفهها نشان داد