جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

آیا اختلالات روانی میان زوج‌ها قابل سرایت است؟

آیا اختلالات روانی میان زوج‌ها قابل سرایت است

زوج‌ها در مسیر مشترک ابتلا به اختلالات سلامت روان

یک مطالعه جدید که در مجله Nature Human Behavior منتشر شده است، نشان می‌دهد که زوج‌ها شباهت‌های قابل توجهی در اختلالات سلامت روان دارند. این مطالعه در مقیاس بزرگ که شامل بیش از ۶ میلیون زوج در سه کشور بود، نشان داد که اختلالاتی مانند افسردگی، اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)، اسکیزوفرنی، اضطراب، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)، اختلال دوقطبی، اختلالات خوردن، اوتیسم و ​​سوء مصرف مواد، به طور قابل توجهی در بین زوج‌ها همپوشانی دارند.

نکته کلیدی این مطالعه این است که شباهت‌های بین زوج‌ها فراتر از یک یا دو اختلال خاص است و همین الگو در کشورهای با فرهنگ‌ها و سیستم‌های درمانی متفاوت مشاهده می‌شود. حتی در بین اختلالاتی که کمتر مورد بحث قرار می‌گیرند، مانند بی‌اشتهایی عصبی، سطح شباهت روانی بین همسران به طور قابل توجهی بالاتر از شانس است.

این الگوها نه تنها در یک نسل، بلکه در بین نسل‌ها نیز تکرار شده‌اند. در تایوان، محققان دریافته‌اند که این همپوشانی بین اختلالات روانی در بین نسل‌های زوج‌ها نیز وجود دارد. این یافته‌ها احتمال وجود یک الگوی جهانی را تقویت می‌کند و نشان می‌دهد که چنین هم‌ترازی‌های روانی ممکن است بخشی از پویایی جمعیت‌شناختی اختلالات روانی در سراسر جهان باشد.

سه عامل پنهان در انتخاب همسر و همزیستی روانی

اما چرا این شباهت‌ها بین شرکا شکل می‌گیرد؟ پاسخ به این سوال ساده نیست، اما محققان سه عامل اصلی را پیشنهاد می‌کنند که می‌توانند همزمان در این پدیده نقش داشته باشند:

1. جفت‌یابی گزینشی: انسان‌ها معمولاً جذب کسانی می‌شوند که ویژگی‌های روانشناختی، فکری و شخصیتی مشابهی با خودشان دارند. کسی که درونگرا، مضطرب یا وسواسی است، احتمالاً ناخودآگاه به دنبال کسی با ویژگی‌های مشابه می‌رود.

2. محدودیت‌های اجتماعی: ما معمولاً شرکای زندگی خود را از دایره محدودی از افراد انتخاب می‌کنیم؛ کسانی که در موقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی مشابهی قرار دارند. این نزدیکی موقعیتی می‌تواند انتخاب‌ها را به سمت افراد مشابه سوق دهد.

3. تأثیر محیط مشترک: وقتی دو نفر سال‌ها با هم زندگی می‌کنند، الگوهای روانشناختی و رفتاری آنها به تدریج همگرا می‌شوند. فشارها، عادات و حتی نحوه برخورد آنها با استرس بین زوج‌ها تا حدودی مشابه می‌شود.

روی هم رفته، این سه عامل الگوی روانشناختی مشترک در زوج‌ها را توضیح می‌دهند. اما تعیین اینکه کدام عامل نقش قوی‌تری دارد، هنوز نیاز به تجزیه و تحلیل عمیق‌تر و داده‌های دقیق‌تر دارد.

آیا این شباهت‌ها نتیجه شرایط محیطی است یا ژنتیک؟

یک نکته مهم در این مطالعه این است که شباهت‌های روانشناختی زوجین صرفاً نتیجه زندگی مشترک و تعاملات محیطی نیست. با این حال، محققان تأکید می‌کنند که هنوز مشخص نیست که آیا این زوج‌ها قبل یا بعد از تشخیص اختلال روانی با هم آشنا شده‌اند یا خیر. این تفاوت می‌تواند به شدت بر تفسیر نتایج تأثیر بگذارد.

در برخی موارد، افرادی که سابقه اختلالات روانی دارند، ممکن است ناخودآگاه به دنبال افرادی باشند که تجربیات مشابهی داشته‌اند، زیرا احساس درک بیشتر و امنیت روانی بیشتری می‌کنند. در موارد دیگر، زندگی مشترک طولانی مدت و مواجهه همزمان با استرس، فشارهای اقتصادی یا بحران‌های خانوادگی ممکن است باعث ظهور تدریجی اختلالات مشابه در هر دو فرد شود.

همچنین تفاوت‌هایی بین کشورها وجود داشت. به عنوان مثال، میزان همپوشانی در اختلالاتی مانند اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)، اختلال دوقطبی و بی‌اشتهایی عصبی در بین زوج‌ها از کشوری به کشور دیگر متفاوت بود. این نشان می‌دهد که عوامل فرهنگی و ساختارهای درمانی ملی ممکن است در شدت یا الگوی این همپوشانی‌ها نقش داشته باشند.

با این حال، ثبات الگوها در سایر اختلالات روانی و در سراسر کشورها، نشان دهنده یک پدیده جهانی و تکرارشونده است که نمی‌توان آن را صرفاً به تفاوت‌های فرهنگی یا محیطی نسبت داد.

والدینی با اختلال یکسان: خطری برای نسل بعدی؟

یکی از یافته‌های مهم این مطالعه، تأثیر ترکیبی اختلالات روانی والدین بر کودکان است. این مطالعه نشان داد که اگر هر دو والدین اختلال روانی یکسانی داشته باشند، احتمال ابتلای کودک به آن اختلال به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

این یافته چالش مهمی را برای مطالعات ژنتیکی در روانپزشکی ایجاد می‌کند. تاکنون، بسیاری از تحقیقات ژنتیکی بر اساس این فرض بوده است که الگوهای جفت‌گیری در جامعه تصادفی هستند. اما اکنون مشخص شده است که این فرض ممکن است نادرست باشد.

اگر انسان‌ها به احتمال زیاد شرکای خود را از بین افراد مبتلا به اختلال روانی یکسان به طور تصادفی انتخاب می‌کنند، پس مطالعات ژنتیکی باید این واقعیت را در نظر بگیرند. در غیر این صورت، تجزیه و تحلیل‌ها ممکن است در معرض خطاهای آماری قرار گیرند و نسبت ژنتیکی این اختلالات را بیش از حد تخمین بزنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *