کریستین یوریک کریم گفته است: «داستان باید کشش داشته باشد تا خواننده بتواند حتی با وجود این «موانع زبانی» به مسیر خود ادامه دهد.» برای من که تأکید ویژه ای بر زبان شناسی دارم، دقیق، حساب شده و درست بودن زبان مهم است. من از هرگونه ابهام یا عدم دقتی که ممکن است ذهن خواننده را منحرف کند، اجتناب می کنم.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: «شفانامه» تازهترین اثر یوریک کریممسیحی است. کریممسیحی در سال ۱۳۴۳ در تهران متولد شده و در کنار نویسندگی، در حوزههای عکاسی، نقد هنری و طراحی گرافیک نیز فعالیت دارد. او در این اثر تازه نیز نگاه چندوجهی و تصویری خود را به داستانگویی حفظ کرده است.
رمان روایت مردی به نام پیمان زمانی است؛ آخرین بازمانده از تبار «زمانی»ها که مردانش از قرن چهارم هجری به بعد، همگی در چهلسالگی بهدلیل بیماریای مرموز میمیرند. پیمان، که فقط یک هفته تا چهلسالگیاش مانده، سالها عمر خود را صرف یافتن کتابی گمشده با عنوان «شفانامه» کرده است؛ اثری که نیای کیمیاگر او، «ابنزمان»، قرنها پیش نوشته و در آن راز درمان این بیماری را آورده است. اما کتاب در همان روزگار ناپدید شده و اکنون عتیقهفروشان و سودجویان، در هالهای از افسانه و حرص، بهدنبال آناند. در میانه این آشوب، زنی به نام افسان پا به میدان میگذارد؛ زنی زیبا، مرموز و دانا که سرنوشتش به «شفانامه» و پیمان گره خورده است.
به مناسبت انتشار این کتاب، خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، میزگردی را بهمنظور نقد و بررسی این اثر با حضور یوریک کریم مسیحی، نویسنده اثر، علی شروقی، نویسنده و منتقد و مصطفی انصافی، داستاننویس و منتقد در آذرماه ۱۴۰۴ برگزار کرد که اکنون شرح آن را میخوانید:
ادبیات باید به «قصه» برگردد
مروی: در مطالعهی کتاب «شفانامه»، چندین عنصر توجه مرا جلب کرد که مسیر تحلیل را به سمت «نقد اسطورهای» و بررسی «کهنالگوها» برد. اشاراتی به زمانِ هفتروزه، عدد ۴۰ (بهعنوان نمادی نفرینشده یا مقدس)، و شخصیتهایی همچون پیمان زمانی، من را به این نتیجه رساند که این داستان پتانسیل بالایی برای خوانش اسطورهای دارد. برخی از این نشانهها عبارتاند از:
– کتاب گمشده: یادآور کهنالگوی «دانش» یا «جستجوگر» است.
– یکنیاگر (یا پیر دانا): نمادی از کهنالگوی «پیر خردمند» یا «کیمیاگر» است.
– سفر قهرمان: این سفر در بازهی هفت روز رخ میدهد که نمادی از «گذار» و تبدیلشدن است.
– زن مرموز: حضور شخصیتی که یادآور کهنالگوی «آنیمای مرموز» یا «بانوی رازآلود» است.
همچنین شخصیتهایی مانند عتیقهبازان و شیادان، نمادی از سوداگران رنج انسان در این روایت به نظر میرسند. این نگاه کلی، چارچوب اولیهی نقد من بر اثر بود. حالا با این زمینهای که من عرض کردم بهسراغ مصطفی انصافی برویم و نظر ایشان را بشنویم.