هنر در ایران همواره جلوههای خاص خود را داشته است، یکی از این جلوههای ویژه، هنر خوشنویسی است که از دوران باستان در میان ایرانیان رواج و توسعه یافته است. با کجارو همراه باشید.
خوشنویسی از دیرباز در میان ایرانیان جایگاه و اعتبار ویژهای داشته و به کمال رسیده است. کتیبهای که به خط هیروگلیف در شمال غربی فلات ایران یافت شده، ظروف و سفالهای منقوش یافت شده در تپههای سیلک و مارلیک، کتیبههای متعدد یافت شده در بیستون، پاسارگاد و تخت جمشید و همچنین نسخههای خطی گرانبهایی از اوستا که با طلا بر روی پوست نوشته شدهاند، نشان از وجود خوشنویسی و خطاطی در ایران قبل از اسلام دارد.
خوشنویسی در ایران
با آغاز گسترش اسلام، نیاز به کتابت و خوشنویسی افزایش یافت. این تقاضا از یک سو برای ترویج و اشاعه قرآن کریم در بین مردم و از سوی دیگر برای تبلیغات مذهبی-سیاسی توسط حکومت اسلامی بود. در این دوره، بیشتر قرآن و کتابهای مذهبی رونویسی یا نوشته میشدند. خطی که در ابتدا برای نگارش قرآن کریم استفاده میشد، کوفی بود. پس از مدتی، این خط برای نوشتن کتابهای دیگر، کتیبهها، سردر مساجد و گنبدها نیز مورد استفاده قرار گرفت و توجه خوشنویسان را به خود جلب کرد. حدود قرن چهارم هجری قمری، نوعی خط کوفی در ایران اختراع شد که به خط کوفی ایرانی معروف است. این خط در دوران سلجوقی به کمال رسید. با گذشت زمان، خط کوفی جنبه تزئینی بیشتری پیدا کرد و خط نسخ جایگزین کوفی در نوشتن قرآن و سایر متون شد. این خط یکی از خطوط ششگانه یا اقلام ششگانه است و به همین دلیل به آن نسخ میگویند که پس از قرن سوم در کتابت نسخههای خطی استفاده شد و تا قرن پنجم تقریباً خط کوفی و انواع آن را در کتابت منسوخ کرد. یکی از سبکهای این خط، نسخ ایرانی است که به احمد نیریزی، خوشنویس صفوی، نسبت داده میشود.
خوشنویسی در ایران
در سدههای اول هجری، صفحهآرایی کتاب بسیار مهم بود و بیش از هر چیز دیگری به ارزش کتاب میافزود. خوشنویسی در کنار تذهیب، نقاشی و صحافی، یکی از عناصر اصلی صفحهآرایی کتاب محسوب میشد. اشکال به کار رفته در تذهیب بیشتر شامل نقوش گل و گیاه، به ویژه نقش معروف اسلیمی است. چیدمان و تذهیب خطوط گاهی به جایی میرسد که خواندن متن دشوار میشود.
با حمله مغول، وقفهای در توسعه خوشنویسی و تذهیب ایجاد شد، اما پس از اسلام آوردن حاکمان مغول، خوشنویسی و تذهیب دوباره احیا شد. در این دوران، نوعی خط در ایران رواج یافت که به خط تعلیق معروف است. ویژگی این خط این است که حروف آن از راست به چپ و از پایین به بالا متمایل هستند.
تذهیب نیز در این دوره، مانند گذشته، شامل چیدمان بین خطوط میشود. در برخی نسخهها، آبکاری طلا نیز بر روی زمینه کاغذ دیده میشود. از خوشنویسان مشهور این عصر باید از عبدالله بن محمد همدانی و عبدالصیرفی نام برد که خوشنویسی آنها به یکی از نسخههای خطی کتاب مقامات حریری نسبت داده شده است.
خوشنویسی در ایران
در دوران تیموریان، خوشنویسی و تذهیب رشد چشمگیری داشت. مهمترین پدیدهای که در خوشنویسی این دوره پدید آمد، ترکیب دو خط نسخ و سوسق است که به آن خط نستعلیق میگویند. این امر به لطف تلاشهای خوشنویس مشهور میرعلی تبریزی انجام شد. از شاهکارهای خوشنویسی او میتوان به همای و همایون خواجوی کرمانی اشاره کرد. تصویرسازی این کتاب نیز توسط جنید انجام شده است. از خوشنویسان مشهور این دوران باید به جعفر بایسنقری تبریزی و سلطان علی مشهدی که دیوان علیشیر نوایی به خط اوست، اشاره کرد.
در دوران صفویه، تذهیب و خوشنویسی دستخوش تغییراتی شد. تذهیب از خوشنویسی جدا شد و تذهیب به حرفه جدیدی تبدیل شد. تذهیب در این دوره مانند گذشته در متن استفاده نمیشد، بلکه در حاشیه نوشتهها به کار میرفت. مولانا حسن بغدادی از تذهیبکاران مشهور این دوره است. خوشنویسی و خطاطی نیز در این دوره ارزشی مستقل از کتابت پیدا کرد و به صورت رقاع به طور گسترده دیده میشود. از سوی دیگر، تأثیر نقاشی بر خوشنویسی نیز در این دوره بسیار زیاد است. خط نستعلیق در دوران صفویه بسیار مورد توجه بود و میرعماد تلاش زیادی برای ارتقای کیفیت خط نستعلیق انجام داد. سبک او یکی از زیباترین و مؤثرترین سبکها در تاریخ خط نستعلیق است. به همین دلیل، او را بزرگترین استاد خط نستعلیق در تاریخ خوشنویسی میدانند. یکی دیگر از استادان هنر خط نستعلیق، علیرضا عباسی است که علاوه بر این خط، در خط ثلث نیز بینظیر بود.