تاریخچه کاخ صد ستون
ساخت تالار صد ستون یا تالار تخت توسط خشایار شاه آغاز و توسط اردشیر اول تکمیل شد. این موضوع با سنگ بنایی که هرتسفلد در گوشه جنوب شرقی تالار پیدا کرد، تأیید میشود. این سنگ، آجری سنگی به ابعاد ۳۵ در ۳۵ در ۷.۵ سانتیمتر است که در پشت و یک لبه آن به خط میخی بابلی نوشته شده و ترجمه آن به شرح زیر است:
ساخت کاخ احتمالاً حدود ۴۷۰ پیش از میلاد آغاز شده و حدود ۴۵۰ پیش از میلاد تکمیل شده است.
تالار کاخ صد ستون
بخش اصلی کاخ، تالار بزرگ (۶۸.۵ در ۶۸.۵ متر) است که به شکل مستطیل است و مساحتی کمی بیش از ۴۶۰۰ متر مربع دارد. عظمت این تالار در جهان باستان بیسابقه بود. تالار صد ستون حتی از تالار مرکزی آپادانا بزرگتر است و سطح آن ۲ متر پایینتر از سطح آپادانا قرار دارد. هشت درگاه (دو درگاه روی هر دیوار) آن را به راهروها، خزانه و یک ایوان متصل میکند. دیوارهای تالار دارای پایهای از سنگ مرمر سیاه به ارتفاع ۴۰ سانتیمتر بودند. در هر دیوار دو درگاه سنگی و نه طاقچه ساخته شده بود، به جز دیوار شمالی که فقط دو طاقچه (در دو گوشه) و به جای آن پنج درگاه سنگی داشت. ده ردیف ستون وجود داشت و هر ردیف ستون، سقف ساختمان را نگه میداشت. پایه ستونها همگی زنگولههایی با بوته بودند و سرستونها استوانهای با نوکهای تیز بودند و با بوتههای مرکب پوشیده شده بودند که نمادی از درختان نخل بودند. گاوهای نر دو سر روی ستونها قرار داشتند. طبق تحقیقات تیلیا و همسرش، ارتفاع ستونها به ۱۴ متر میرسید. از تمام سرستونهای تالار، تنها دو سرستون بسیار زیبا و درخشان باقی مانده بود که در دهه ۱۹۳۰ به شیکاگو برده شدند.
کاخ صد ستون
دو در جنوبی به یک راهروی طولانی باز میشدند که به اتاق کوچکی در گوشه غربی متصل میشد و از این اتاق یک پلکان کوچک به قسمت شمالی حرمسرا و از آنجا به کاخداری منتهی میشد و پلکان دیگری به راهروی غربی تالار منتهی میشد. خود این راهرو توسط یک پلکان به جنوب حیاط آپادانا متصل میشد. دو در شرقی به خزانه یا یک راهروی مرکب متصل بودند، اما درهای شمالی به ایوان بزرگی با چهل و پنج ستون باز میشدند. این ستونها درست مانند ستونهای تالار بودند، اما سرستونهای انسانی دو سر داشتند.
در دو طرف ایوان، دو اتاق برای سربازان ساخته شده بود و بر درگاههای آنها، نقش سربازانی با نیزه و سپر رو به ایوان حک شده بود. در گوشه شمال غربی این اتاقها، سر و گردن دو گاو حک شده بود. در سراسر ایوان و تالار، نشانههایی از سوختگی شدید و وحشتناک، که هدیهای از اسکندر به ایرانیان بود، مشهود بود. باستانشناسان بقایای اشیاء سوخته و خاکستر چوب سرو متعلق به سقف را پیدا کردهاند و بنابراین شکی نیست که کاخهای تخت جمشید در اثر آتشسوزی ویران شدهاند.
درهای شمالی کاخ صدستون
درهای شمالی بلندتر از سایر درها هستند، نمای هر در به شش بخش افقی تقسیم شده است و در قاب بالایی، امپراتور بر تخت نشسته و رو به بیرون دارد. دو بخورسوز در مقابل او قرار داده شده است و مردی با لباس سفید به جلو خم شده است، عصای نگهبانی را در یک دست گرفته و دست دیگر را بالا آورده تا دهانش را لمس کند. پشت سر او مردی با لباس پارسی ایستاده است، اما شالی دور سر خود پیچیده است که در یک دست بخورسوز را گرفته و دست دیگر خود را بر مچ دست اول قرار داده و با احترام رو به تخت پادشاه است. پشت سر پادشاه سه مرد ایستادهاند؛ اولی، بدون ریش یا سبیل، یک خواجه درباری با لباسهای ایرانی و شال و شال کمر است که مگسشکن را با یک دست بالای تاج پادشاه و حولهای را در دست دیگر گرفته است. دومی مردی با لباس ترکی است که کمان، تبر و به طور کلی سلاحهای پادشاه را حمل میکند. سومی یک سرباز ایرانی است که بر روی یک پایه ایستاده است. کل صحنه با قابی از گلهای دوازده گلبرگ احاطه شده است و بالای سر پادشاه لبه شال سلطنتی قرار دارد. ملازمان سلطنتی دارای منگولههای زیبایی هستند که از منگولهها آویزان هستند. حلقه ایرانی (حلقه بالدار) در وسط ردیفی از گاوهای نر متقارن (در ردیف بالا) و شیرهای غران و مخالف کباب (پایین) حک شده است.
این صحنه بار عام مانند صحنه بار عام آشکار شده در خزانه است، اما دو تفاوت عمده بین آنها وجود دارد. اول، ولیعهد در این مجلس به تصویر کشیده نشده است؛ دوم، در این صحنه تاج پادشاه کلاهی استوانهای شکل ایستاده است که در بالا یک نوار افقی و برجسته و دو لبه کوچک دارد و این همان تاجی است که در کاخداری دیدیم. اما تاج خشایارشا، همانطور که در درگاههای هدیش و بارعام شاهیم کشف شده در … دیده میشود.