جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

روایتگری، صافیِ میان تماشاگر و جهان فیلم است

روایتگری، صافیِ میان تماشاگر و جهان فیلم است

روایت در سینما روشی است که فیلمساز تصمیم می‌گیرد ما را به دنیای آن رویدادها راه دهد. بیننده ممکن است با داستانی ساده و خطی روبرو شود یا گام به گام از طریق حذف اطلاعات، جابجایی زمان، راویان غیرقابل اعتماد و بازی‌های فرمی، تصویری از دنیای داستانی بسازد. اینجاست که فاصله‌ای تعیین‌کننده بین «روایت» و «روایت‌گرایی» شکل می‌گیرد، فاصله‌ای که می‌تواند درک ما از فیلم را هدایت، منحرف یا پیچیده کند. کتاب «روایت و روایت‌گرایی در سینما» نوشته وارن باکلند، محقق و نظریه‌پرداز مشهور سینما، از این نقطه به سینما نگاه می‌کند؛ مسئله فقط چیستی داستان نیست، بلکه چگونگی و از طریق چه مسیر و مکانیسمی به بیننده ارائه می‌شود. نوید پورمحمدرضا، مترجم و منتقد سینما که ترجمه‌اش از این کتاب در نهمین دوره جایزه کتاب سال سینمای ایران عنوان بهترین ترجمه را از آن خود کرد، در گفتگو با ایبنا درباره تفاوت روایت و روایت‌گرایی، رابطه این مفاهیم با طرح و فیلمنامه‌نویسی، و مثال‌هایی از هیچکاک و فینچر گرفته تا اصغر فرهادی، بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و شهرام مکری صحبت می‌کند. گفتگویی درباره آن «فاصله» پنهانی که بین فیلم و مخاطب قرار می‌گیرد و نحوه دیدن دنیای داستان را تعیین می‌کند.

ترجمه‌ای از این کتاب قبلاً منتشر شده بود و چه چیزی شما را به ترجمه این کتاب واداشت؟ چه نیازی از نظر تعاریف، معانی یا فرم ترجمه احساس کردید که تصمیم گرفتید دوباره به سراغ این اثر بروید؟

من در واقع این کتاب را دوباره ترجمه نکردم. ترجمه آقای شهبا توسط انتشارات هرمس، اگر اشتباه نکنم، حدود یک ماه زودتر از ترجمه توسط انتشارات اطراف منتشر شد. اگر به سال انتشار این دو ترجمه نگاه کنید، کاملاً مشخص است که این دو ترجمه تقریباً همزمان منتشر شده‌اند.

ماجرا از این قرار بود که من کتاب را به یک ناشر محلی تحویل داده بودم و بعد یک روز یکی از دوستانم عکسی از جلد کتاب انتشارات هرمس را در اینستاگرام برایم فرستاد. آنجا فهمیدم که دکتر شهبا هم همزمان این کتاب را ترجمه کرده است. بنابراین اصلاً بحث این نبود که من بگویم ترجمه قبلی ایراد دارد یا باید ترجمه دیگری ارائه شود.

اتفاقاً، من سعی ندارم خودم را کوچک جلوه دهم؛ اگر می‌دانستم که او این کتاب را ترجمه کرده یا در حال ترجمه آن است، شاید کار را متوقف می‌کردم و به سراغ کار دیگری می‌رفتم، چون دکتر شهبا آدم باسوادی است و در این زمینه تبحر دارد. با این حال، از طرف دیگر، وجود دو ترجمه در بازار می‌تواند به مخاطب حق انتخاب بدهد و کتاب را بیشتر دیده و افراد بیشتری را در معرض آن قرار دهد.

روایت، فیلتری بین بیننده و دنیای فیلم است.

آیا این رقابتی که اکنون ناخواسته بین دو ترجمه از یک کتاب در حال وقوع است، می‌تواند به بازار یکی از آنها آسیب برساند؟

من خیلی به این موضوع بدبین نیستم، چون چنین اتفاقاتی در نشر، به خصوص در ترجمه، اجتناب‌ناپذیر است. ما معمولاً شروع به ترجمه کتابی می‌کنیم که آن را دوست داریم یا آن را یک پروژه فکری مهم می‌دانیم، اما چه تضمینی وجود دارد که شخص دیگری نیز همزمان همان کتاب را ترجمه نکرده باشد؟

ما اغلب در ترجمه داستان با این وضعیت مواجه می‌شویم. هیچ سازوکاری وجود ندارد که ما دقیقاً بدانیم یک کتاب در چه مرحله‌ای و توسط چه کسی در حال ترجمه است تا آن را شروع نکنیم. علاوه بر این، حتی اگر بدانید که کتابی در حال ترجمه است، ممکن است آنقدر به آن پروژه علاقه‌مند باشید یا آن را بخشی از پروژه فکری خود بدانید که هنوز تصمیم به ترجمه آن بگیرید. از طرف دیگر، کتاب‌ها در بازار نشر ما چقدر فروش می‌روند و چند نسخه چاپ می‌شوند که باید نگران این باشیم که مثلاً ۵۰ یا ۱۰۰ نسخه کمتر یا بیشتر فروخته می‌شود؟ من شخصاً به این موضوع حساس نیستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *