جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

میرمیرانی کرکره‌ دکان «ابراهیم رها» را پایین کشید

میرمیرانی کرکره‌ دکان «ابراهیم رها» را پایین کشید

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: انتشار کتاب «30؛ ابراهیم رها از آغاز تا پایان» توسط نشر چشمه، موضوع گفتگوی ما با علی میرمیرانی در خبرگزاری ایبنا بود. میرمیرانی با این اثر، به تجربه سه دهه فعالیت خود با نام مستعار «ابراهیم رها» پایان داد و جنبه‌های مختلف این حضور طولانی در فضای مطبوعات را تشریح کرد.

علی میرمیرانی، نویسنده و روزنامه‌نگار متولد ۱۳۵۶، در سی سال گذشته در حوزه‌های مختلفی از جمله برنامه‌نویسی و نگارش آثار طنز فعالیت داشته است. او بخش قابل توجهی از فعالیت حرفه‌ای خود را با نام مستعار گذرانده و در این سال‌ها با چالش‌هایی مانند محدودیت‌های کاری و دوره‌های تعلیق از فعالیت‌های رسمی مواجه بوده است. او علاوه بر روزنامه‌نگاری، با نوشتن آثار پرطرفداری مانند «چقدر خوبیم ما» و رمان‌های طنز، سعی کرده رویکردی متفاوت در بازاندیشی مسائل اجتماعی دنبال کند.

در این نشست، میرمیرانی درباره تجربه مستمر خود در نگارش آثار طنز در مطبوعات، تأثیرات انتخاب نام مستعار بر زندگی حرفه‌ای‌اش و دلایل کنار گذاشتن این برند پس از ۳۰ سال صحبت کرد. مشروح این مصاحبه را می‌توانید در ادامه بخوانید.
من فکر می‌کنم که ما با دو شخصیت مواجه هستیم؛ شخصیت علی میرمیرانی که مشخص است، یک شخصیت متین که برنامه‌های فرهنگی و جایگاهش روشن است، ولی ابراهیم رها همان‌طور که فامیلش هم «رها»ست، بخشی از ناخودآگاهِ شماست که درواقع آمدید روی آن پالایش انجام دادید و به‌جای خشم و پرخاشگری، آن را در قالب طنز و هنر ارائه کردید. من این را مدام حس می‌کنم؛ یعنی ابراهیم رها شاید نیازی باشد که همیشه در وجود شما هست. شما در مصاحبه‌ای از خودکشی ابراهیم رها گفتید، من بگویم «قتل»؛ قتلی که علی میرمیرانی انجام داده و او را کشته چون دیگر نمی‌خواسته باشد، یا اینکه نه، اصلاً هیچ‌کدام؛ یک قتلی از طرف جامعه؛ جامعه‌ای که این آدم را لو داد و باعث شد این شخصیت کشته شود چون دیگر آن لذت سابق را نداشت.

لو رفتنِ «رها» باعث شد که من به پایانش فکر کنم. چند سالی ادامه پیدا کرد، اما خودم از ابراهیم فاصله گرفتم. او در حوزه طنز سیاسیِ روزانه خیلی فعال بود و من از آن فضا فاصله گرفتم. یکی از دلایلش این بود که متمرکز روی کتاب شدم و سعی کردم در آن حوزه کار ماندگار تعریف بکنم.
اما این به این معنی نیست که من طنز را کلاً مرتکب نشوم. البته که گمان نمی‌کنم هیچ کتاب دیگر یا هیچ یادداشت و مقاله دیگری به اسم ابراهیم رها منتشر کنم، ولی احتمال دارد مثلاً سناریویی که می‌نویسم یا کاری که می‌سازم طنز باشد؛ ولی دیگر واقعاً ابراهیم رها را الان «بلاموضوع» می‌بینم. همه می‌دانند چیست. آن کاراکتری که طراحی شده بود برای آن ادله، آن ادله الان دیگر مسئله ما نیست.
هر دوی این‌ها -یعنی یک بخشش لو رفتن و یک بخشش بلاموضوع شدن- باعث شد که من کرکره‌ی دکان ابراهیم رها را پایین بکشم.

این تلخ‌ترین اتفاق زندگی ابراهیم رها بود؟

بله؛ ابراهیم رها توی بازار کتاب می‌فروشد و این کارِ هر کسی نیست، او یک «برند» است؛ یعنی فرض کن دو سه چاپش همین‌جوری می‌رود، طرفدار و مخاطب دارد، آن اسم فروش دارد و خریدار دارد؛ ولی احساس کردم که بیشتر دارم به همین جنبه‌ی خریدار داشتن فکر می‌کنم تا موضوعیت واقعی داشتن. شرافتمندانه‌تر دیدم که تمامش کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *