هشدار؛ در نقد سریال «نوجوانی» خطر لو رفتن داستان وجود دارد.
تمام کاری که باید برای فهمیدن این قتل و چرایی و چگونگی وقوع آن انجام دهید، در این ۴ ساعت است:
قسمت ۱: ۱ ساعت دستگیری یک پسر نوجوان و بردن او به بازداشتگاه
قسمت ۲: ۱ ساعت بازجویی دو افسر پلیس از همکلاسیها و معلمان پسر در مدرسهاش
قسمت ۳: ۱ ساعت صحبت یک روانشناس زن با پسر برای درک ذهنیت او
قسمت ۴: ۱ ساعت خانواده پسر در روز تولد پدرش و نحوه برخورد آنها با رسوایی که این حادثه برایشان به ارمغان آورده است.
این رویکرد به داستانسرایی عالی است. اساساً، سریال شما را در چهار لحظه بسیار خاص غرق میکند و به نوعی شما را مجبور میکند تا با احساسات پیرامون این حادثه درگیر شوید. چیزهای زیادی در بین این احساسات ثبت میشود.
چیزی که این ساختار را جالبتر میکند این است که هر قسمت از سریال در یک نمای بدون وقفه و بدون ویرایش فیلمبرداری میشود. این تصمیم فشار زیادی را بر بازیگران و فیلمبرداران سریال وارد میکند و دستاورد بزرگی در عرصه تولید سریال محسوب میشود. البته شاید بگویید این دستاورد چندان عجیب نیست، زیرا اساساً این کاری است که بازیگران تئاتر انجام میدهند. اما تفاوت سریالی مانند «بلوغ» با تئاتر این است که در چنین سریالی از بازیگران انتظار میرود نقشهای خود را واقعگرایانه بازی کنند و تا حد امکان از تصنعی بودن اجراهای تئاتری فاصله بگیرند. این امر، حالات چهره، بیان دیالوگها با لحنی طبیعی و غرق شدن در احساسات برای مدت طولانی را بسیار مهم میکند.
اساساً، بازی کردن به مدت یک ساعت بدون حتی یک اشتباه، کار بسیار دشواری است و شاید از بازیگران بزرگسال و باتجربه سریال انتظار میرفت که این سطح از مهارت را نشان دهند، اما این واقعیت که اوون کوپر، بازیگر نقش جیمی، قاتل نوجوان، موفق به انجام این کار بسیار دشوار شده است – به خصوص با توجه به اینکه شاید سختترین نقش را در سریال دارد – نشان میدهد که او یکی از بزرگترین استعدادهای بازیگری نسل خود است.