نقد و بررسی فصل دوم چهارشنبه: بازگشت به نورمور
فصل دوم چهارشنبه با بازگشت قهرمان عبوس و تلخ ما (جنا اورتگا) به آکادمی نورمور آغاز میشود. برخلاف فصل گذشته که ونزدی «طرد شدهای در میان طرد شدهها» بود، اکنون این دختر کوچک به عنوان ناجی نورمور طرفداران زیادی پیدا کرده است که او را تحسین میکنند؛ از همکلاسیهایی مانند اگنس (ایوی تمپلتون) که عشقش به ونزدی شامل انید (اما مایرز) نیز میشود، تا مدیر جدید آکادمی، بری دورت (استیو بوشمی) که ظاهری فریبنده اما باطنی زیرک دارد. در کنار ونزدی، برادرش پاگسلی (ایزاک اوردونز) نیز به نورمور آمده و با تواناییهای الکتریکی خود خلاق میشود؛ خلاقیتی که فقط یک بار شامل زنده کردن اجساد میشود!
ونزدی، که تمام تابستان مشغول نوشتن کتاب و تقویت قدرتهای روانی خود بوده است، در نورمور پیشگوییهایی دریافت میکند که مرگ وحشتناک انید را پیشبینی میکنند؛ اما قدرتهای روانی او، ابزاری که برای حل معماها استفاده میکند، به طرز مرموزی از او گرفته شده است و هیچ نشانهای از کتاب گودی آدامز برای کمک به او وجود ندارد. در همین حال، نامههای تهدیدآمیز و چهرههای شنلپوش در مسیر ونزدی قرار میگیرند و او را به یافتن تعقیبکننده شخصیاش سوق میدهند. قتل چندین نفر، از جمله کارآگاه خصوصی کارل بردبری و کلانتر سابق گلپین، توسط گروه کروها، ونزدی را به سمت معمای جدیدی سوق میدهد و او را به آسایشگاه روانی که تایلر/هاید (هانتر دوهنی) و مریلین تورنهیل (کریستینا ریچی) در آن نگهداری میشوند، هدایت میکند؛ دو شرور فصل قبل که واقعاً ونزدی و آکادمی نورمور را به هم ریختند و تا پایان فصل دوم، مشخص نیست که با فرار از بیمارستان چه هرج و مرجی را در قسمتهای بعدی ایجاد خواهند کرد.
در حالی که ونزدی در حال حل معمای تعقیبکننده و کلاغها است، مدیر نورمور نزد بیانکا (جوی ساندی) میرود تا مادر ونزدی، مورتیشیا (کاترین زتا-جونز)، را متقاعد کند تا برای نورمور پول جمعآوری کند. مورتیشیا که تحت تأثیر قدرتهای بیانکا به عنوان یک آژیر قرار گرفته است، دوباره با مادر خودش، هستر (جوانا لاملی)، که برای خوشحال کردن ونزدی بازمیگردد، ارتباط برقرار میکند. حتی عمو فاستر (فرد آرمیسن) نیز از راه میرسد تا به ونزدی در نفوذ به بیمارستان روانی و حل قتلها کمک کند. در همین حال، پاگسلی که تازه وارد آکادمی شده است، از قدرتهای خود برای ایجاد یک شاگرد زامبی و ایجاد هرج و مرج در کمپ نورمور استفاده میکند.
میتوانید ببینید که فصل دوم «چهارشنبه» پر از داستان است؛ چه ماجراجوییهای خود ونزدی، چه ماجراجوییهای خانوادهاش یا بیانکا، و به طور خلاصه، داستانهای زیادی که همگی به طور همزمان در طول چهار قسمت آشکار میشوند. البته، این ماهیت قسمتهای اولیه است که زمینه را برای اوج گرفتن داستان در قسمتهای بعدی فراهم میکند؛ اما در مجموع هشت قسمت در فصل دوم وجود دارد و تاکنون چهار قسمت دیگر منتشر نشده است. چه نیازی به شلوغ کردن یک فصل هشت قسمتی با دهها داستان فرعی دیگر است؟ حتی در بحبوحه چهارشنبه که وقت سر خاراندن ندارد، یک قسمت کامل به یک مسابقه کمپینگ در جنگل اختصاص داده شده است!
متاسفانه یا خوشبختانه، شخصیتهای فرعی «چهارشنبه» آنقدر جذاب هستند که دوست دارید به اندازه یک کمدی موقعیت چندوجهی، پای ماجراجوییهایشان بنشینید؛ اما فصل دوم «چهارشنبه» از نعمت حقیقت یکطرفه برخوردار نیست. در هشت قسمت یک ساعته، روایت پراکنده فقط بر راز اصلی فصل سایه میاندازد و انسجام داستان را از بین میبرد.