جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

نقد فیلم چهار شگفت‌ انگیز

نقد فیلم چهار شگفت‌ انگیز

پس از فیلم انتقام‌جویان: پایان بازی، دنیای سینمایی مارول وارد دوره‌ای از آشفتگی شد. اما رها کردن دنیایی که مارول ده سال برای ایجاد آن تلاش کرده بود، چیزی جز دیوانگی به نظر نمی‌رسید. در نتیجه، دنیای سینمایی مارول بزرگتر و بزرگتر شد و اشتباهاتش بیشتر و بیشتر تکرار شد. با فیلم چهار شگفت‌انگیز: گام‌های اول، مارول جرات کرد به خانه اول برگردد و از نو شروع کند. خوشبختانه، هیچ خط داستانی به هم پیوسته یا چهره‌های آشنایی از سایر پروژه‌های مارول وجود ندارد، بنابراین باید فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی دیگری را تماشا کنید تا بفهمید در این فیلم چه اتفاقی افتاده است.

سی و هفتمین فیلم دنیای سینمایی مارول در زمین-۸۲۸ (یک جدول زمانی متفاوت از سایر پروژه‌های MCU که در زمین-۶۱۶ اتفاق می‌افتند) اتفاق می‌افتد؛ جایی که برای اولین بار رید ریچاردز (پدرو پاسکال)، همسرش سو استورم (ونسا کربی)، برادر سو جانی استورم (جوزف کوئین) و دوست خانوادگی و همکارشان بن گریم (ایبانز ماسبک راک) را می‌بینیم که با قدرت‌های خارق‌العاده خود در بین عموم بسیار محبوب شده‌اند. «چهار شگفت‌انگیز: گام‌های نخست» مانند «سوپرمن» جیمز گان، از داستان چگونگی قهرمان شدن این شخصیت‌ها عبور می‌کند و ناگهان ما را به وسط یک دنیای تثبیت‌شده پرتاب می‌کند. در ابتدا، چهارمین یادبود تبدیل چهار فضانورد داستان به ابرقهرمانانی که امروز هستند، بستری را برای ما فراهم می‌کند تا به سرعت بفهمیم چهار شگفت‌انگیز چه کسانی و چه کسانی هستند، کسانی که در این تاریخ موازی با ماشین‌های پرنده و تله‌پورترها، مانند ناجیان از مردم در برابر تهدیدات زمینی و آسمانی محافظت می‌کنند.

با وجود فیلمنامه‌ای به سبک «چهار شگفت‌انگیز»، فیلم داستانی ساده و صمیمی دارد که عنصر خانواده در آن می‌درخشد. از همان ثانیه‌های اول، متوجه می‌شویم که سو پس از دو سال تلاش بالاخره باردار شده است. این خبر خوب همه را خوشحال می‌کند و برای مدت کوتاهی، به نظر می‌رسد که هیچ چیز نمی‌تواند جلوی این شادی را بگیرد… تا اینکه گالاکتوس (رالف اینس) از راه می‌رسد، موجودی کیهانی با عطش سیری‌ناپذیر برای بلعیدن سیارات. چهار شگفت‌انگیز، سوار بر سفینه فضایی خود، پیام‌رسان گالاکتوس، موج‌سوار نقره‌ای (جولیا گارنر)، را تا سیاره‌اش تعقیب می‌کنند تا با این شرور سیاره‌خوار مذاکره کنند. گالاکتوس در ازای چشم‌پوشی از نعمت خوردن زمین، بهای سنگینی را مطالبه می‌کند: نوزاد متولد نشده سو، که بعداً می‌فهمیم فرانکلین است و قدرت‌هایی فراتر از تصور دارد.

«چهار شگفت‌انگیز: گام‌های اول» با سبک رترو-آینده‌نگرانه و تأکید بر خانواده، شبیه بازسازی لایو اکشن «شگفت‌انگیزان» پیکسار است، حتی با حضور شخصیت اصلی داستان (پل والتر هاوزر). چیزی که به داستان صمیمیتی پیکسارگونه می‌بخشد، بازگشت آن به اولین حلقه در زنجیره روابط انسانی است: رابطه مادر و فرزند. اگرچه سو می‌داند که فدا کردن پسرش جان میلیاردها نفر را نجات خواهد داد، اما هر کاری می‌کند تا از آسیب دیدن فرانکلین جلوگیری کند. در نهایت، او حتی حاضر است خودش را به جای فرانکلین فدا کند. به دلیل همین تکیه بر ساده‌ترین غرایز انسانی، می‌توان با ترس‌ها و اضطراب‌های قهرمانان «اولین قدم‌ها» ارتباط برقرار کرد؛ حتی اگر تهدیدی شبیه گودزیلا در داستان باقی مانده باشد!

در حالی که «چهار شگفت‌انگیز: اولین قدم‌ها» از نظر داستان و شخصیت‌پردازی کم می‌آورد، اما یک دستاورد بصری کامل برای یک فیلم مارول است. در «صاعقه‌ها»، استفاده از صحنه‌های واقعی، دکور و جلوه‌های ویژه مکانیکی در هر کجا که ممکن بوده، اصالت و باورپذیری را به فیلم‌های مارول بازگردانده است و «چهار شگفت‌انگیز» همین روند را ادامه می‌دهد و حتی یک قدم فراتر می‌رود. اساساً، کل فیلم با طراحی هنری‌اش زنده و پر جنب و جوش است. تم زیبایی‌شناختی رترو و دهه ۱۹۶۰ که بر کل فیلم حاکم است، با رنگ‌های شاد و گرم خود، نوستالژی شما را قلقلک می‌دهد. این جلوه‌های بصری رنگارنگ را بیشتر در فیلم‌های پس از کووید مانند «سوپرمن» جیمز گان می‌بینید که نمادی از دوران شادی است که امروز به اندازه یک جدول زمانی دیگر دور به نظر می‌رسد.

از پوسترهای قهرمانان، کارتون‌های تلویزیونی آنها، طرح‌های لوگو و جعبه‌های غلات گرفته تا دکوراسیون شگفت‌انگیز خانه‌ی شگفت‌انگیزان، طرح‌های لباس‌های فضانوردان و ابرقهرمانان آنها و حتی سیاره‌ی گالاکتوس، همگی از یک دیدگاه هنری پیروی می‌کنند. فیلم‌ها و سریال‌های اخیر مارول عمدتاً محصول جلسات بی‌پایان مدیران با استراتژی‌های مبتنی بر آمار هستند؛ نه اثری که در آن کارگردان دیدگاه هنری خود را به فیلم آورده باشد. اما «رعد و برق‌ها» نوید تغییر رویه در مارول را می‌داد، گویی دست کارگردان برای آزمون و خطا بازتر بوده است؛ کارگردان «اولین قدم‌ها» نیز از این فرصت استفاده کرده و دیدگاه هنری یکپارچه‌ی خود را در فیلم به کار گرفته است.

اگر کسی بتواند قهرمانان مارول را در یک فضای آینده‌نگرانه‌ی دهه‌ی ۱۹۶۰ به تصویر بکشد، آن مت شوکمن است که به خاطر کارگردانی واندایژن تحسین‌ها را برانگیخت. واندایژن مسلماً یکی از بهترین سریال‌های دنیای سینمایی مارول است که تاکنون ساخته شده است و دوران جدیدی را برای MCU آغاز کرد که آگاتا آل اگاتا و دکتر استرنج در مولتی‌ورس جنون را نیز به خود دید. البته، فیلمی ۲۰۰ میلیون دلاری که از قضا باید دنیای سینمایی مارول را کاملاً زیر و رو کند، غول دیگری است که شکستن شاخ‌هایش به شوکمن سپرده شده و او هم جواب اعتماد کوین فایگی را داده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *