نقد فیلم ۲۸ روز بعد؛ بازگشت به فرم
فیلم ۲۸ روز بعد یک فیلم ترسناک بزرگ است، اما دلیل اصلی اینکه من عاشقش هستم این نیست که «زامبیهای سریع» را معرفی کرد یا به زیرژانر زامبی جان تازهای بخشید. من عاشقش هستم چون داستان و شخصیتها فیلم را پیش میبرند، نه عناصر اکشن و ترسناک. فیلم ۲۸ روز بعد همچنین نمونه بارزی از استفاده از دوربینهای دیجیتال است. در روزهایی که این فناوری محبوب نبود (و هنوز هم نیست)، فیلمسازان بزرگ سعی کردند از آن برای نمایش نوع متفاوتی از فیلمبرداری – و تجربه بصری – استفاده کنند (مایکل مان اولین کسی است که به ذهن خطور میکند)، اما دنی بویل بهترین برداشت را از آن ارائه داد. فیلم ۲۸ روز بعد یادآور نوارهای VHS دهه ۱۹۹۰ بود؛ فیلمی مستندگونه، واقعگرایانه و برخلاف هر فیلم زامبی قبل از خود.
دنی بویل همین کار را برای فیلم ۲۸ سال بعد انجام داد و آن را با دوربینهای آیفون فیلمبرداری کرد. با این حال، فیلم هرگز آماتورگونه به نظر نمیرسد؛ این فیلم قاببندی و رویکرد معمول بویل را دارد، با چند نوآوری، مانند استفاده از زمان گلوله که هم بیش از حد مورد استفاده قرار گرفته و هم حواسپرتی ایجاد میکند. گذشته از این، فیلم حداقل از نظر بصری نسخهای بهروز شده از نسخه اصلی است و با موضوع فیلم «۲۸ سال بعد» مطابقت دارد.
سالها پس از آنکه ویروس خشم بریتانیا را ویران کرد، اروپا این کشور را قرنطینه کرده و بازماندگان را به حال خود رها کرده است. اسپایک (آلفی ویلیامز)، پسری ۱۲ ساله که با والدینش در یکی از روستاهای دورافتاده باقی مانده زندگی میکند، اکنون به سن قانونی رسیده است تا با بیرون رفتن و کشتن زامبیها، مرد بودن خود را ثابت کند. بنابراین او به همراه پدرش جیمی (آرون تیلور-جانسون) عازم سفری کوتاه میشود و مادر بیمارش ایسلا (جودی کومر) را تنها میگذارد. فیلم از همان ابتدا بر موضوع بزرگسالی و بلوغ تأکید میکند، جایی که اسپایک مجبور میشود اسباببازیهایش را رها کند زیرا باید بپذیرد که زمان تغییر فرا رسیده است.
سفر آنها از بسیاری جهات اوج فیلم است. ما هم مثل اسپایک کنجکاو هستیم که ببینیم دنیا چه شکلی است، و بویل با معرفی چندین نسخه جدید از زامبیها به ما میگوید که آنها نه تنها ناپدید نشدهاند، بلکه با شرایط سازگار شدهاند. برخی از آنها اکنون کرم میخورند و روی زمین میخزند و چاق و سنگین شدهاند. برخی دیگر ظاهراً جهشیافته هستند و آلفا نامیده میشوند، بسیار قوی هستند و هوش بالاتری نسبت به بقیه دارند، بنابراین نقش رهبر را ایفا میکنند. «۲۸ سال بعد» در اولین برخوردهای اسپایک و پدر با زامبیها در بالاترین تنش خود قرار دارد و صحنهای که آنها با تمام توان برای رسیدن به خانه میدوند و یک آلفا آنها را تعقیب میکند، نفسگیر است و به راحتی میتوانست پایان فیلم باشد.