نقد انیمیشن «اولیوو»؛ یک سفینه فضایی فراموششدنی با پیکسار
«اولیوو» درباره تنهایی است؛ نوعی تنهایی که بسیاری در نوجوانی تجربه کردهاند. قهرمان این فیلم که تراژدیهای زیادی را تجربه کرده است، برای فرار از تنهایی شدید خود به عنصری فانتزی متوسل میشود که در اینجا به نفع پیشبرد داستان به واقعیت تبدیل میشود. البته این عنصر فانتزی میتوانست در فیلمنامه بهتر پرورش یابد و به پرورش شخصیت قهرمان داستان کمک کند. اما در نهایت، سفری که قهرمان در این دنیای فانتزی طی میکند، به پیامی تکرارشونده درباره اهمیت خانواده و حفظ هویت منجر میشود.
داستان با اولیو (جوناس کبریف) آغاز میشود که پس از مرگ والدینش، اکنون با عمهاش اولگا (زوئی سالدانا) زندگی میکند. اولگا از رویای فضانورد شدن برای بزرگ کردن فرزندان دست کشیده و اکنون به نظارت بر زبالههای فضایی در یک پایگاه نظامی مأمور شده است. الیو که خود عاشق فضا است، ترجیح میدهد به جای زمین، در آسمانها پرسه بزند. پسر بچهی یتیم که حتی توسط همسالانش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد، پیامی به آسمانها میفرستد که بیایند و او را از زمین ببرند و خوشبختانه برای الیو، دقیقاً همین اتفاق میافتد.
«الیو» سبک بصری منحصر به فردی ندارد
جدا از شباهتهای داستانی «الیو» با فیلمهای اخیر دیزنی و پیکسار، نادیده گرفتن شباهتهای بصری آن حتی دشوارتر است. طراحی شخصیتهای «الیو» آنقدر شبیه به عناوینی مانند «لوکا»، «قرمز شدن» و مجموعه «برد یا باخت» است که تشخیص اینکه هر شخصیت از کدام فیلم آمده است، دشوار است، چیزی که هرگز از پیکسار قدیمی انتظار نداشتیم. از «شگفتانگیزان» گرفته تا «داستان اسباببازی»، «وال-ای» و «راتاتویی» هر کدام سبک طراحی و انیمیشن منحصر به فرد خود را دارند که آنها را در یک نگاه از سایر عناوین متمایز میکند.
البته اگر به نیمهی پر لیوان نگاه کنیم، اگرچه این طراحیها تکراری هستند، اما بد نیستند. بسیاری شکست «بلوشینگ»، «لوکا» و «اولیوو» را به شخصیتهای گرد و تپل آنها نسبت میدهند، اما به نظر من، انتخاب سبک کارتونی و اغراقآمیز برای «اولیوو» بهتر از سبک واقعگرایانه جواب داد. مخصوصاً با شخصیتهای تخیلی و فضایی فیلم «اولیوو» که طرحهای ساده اما بامزهای دارند؛ از نژادهای ابرمانند گرفته تا آنهایی که انگار از کف دریا بیرون کشیده شدهاند. کاش عنصر جدیدی در این طرحها وجود داشت.
نکته جالب دیگر، تضاد بصری است که بین محیط زمین و فضا در «اولیوو» وجود دارد. مدتی طول میکشد تا اولیو را به فضا ببریم و در مدتی که او روی زمین است، تصاویر تاریک و رنگها محدودتر هستند. اما از لحظهای که پا به دنیای بیگانهها میگذاریم، تخیل کنترل فیلم را به دست میگیرد و رنگها پر جنب و جوشتر میشوند؛ مانند بازتابی از احساسات خود اولیو که در فضا شادی بیشتری را نسبت به زمین تجربه میکند. در مورد کیفیت انیمیشن «اولیوو» شکی نیست و از پیکسار کمتر از این انتظار نمیرود.
فرآیند پیچیده تولید «زیتون» ضربه مهلکی به فیلم وارد کرده است
درست است که ما از مذاکرات داخلی بین پیکسار و دیزنی اطلاعی نداریم، اما یک چیز قطعی است: روسای پیکسار و دیزنی امید زیادی به «زیتون» نداشتند. قرار بود این فیلم یک سال پیش اکران شود. گذشته از اعتصابهای مداوم بازیگران و نویسندگان که همه پروژههای هالیوود را به تأخیر انداخته است، میدانیم که ساخت «زیتون» حتی پیچیدهتر هم بوده است.
برخلاف فیلم قبلی پیکسار، «درون و بیرون ۲»، «زیتون» بیسروصدا معرفی شد، بیسروصدا اکران شد و اکنون بیسروصدا برای پخش آنلاین منتشر شده است. برای یک فیلم انیمیشن که حداقل ۱۵۰ میلیون دلار (و طبق برخی گزارشها، تا ۳۰۰ میلیون دلار!) هزینه داشته است، دیزنی و پیکسار حتی زحمت تبلیغ آن را هم به خود ندادهاند. در نتیجه، این فیلم در اولین آخر هفته خود تنها ۲۱ میلیون دلار درآمد کسب کرد، عملکردی که در گیشه در تاریخ پیکسار بیسابقه است.
گذشته از بازاریابی ضعیف دیزنی و استراتژی انتشار سریع فیلمها در دیزنی پلاس، حتی معدود تریلرهایی که از «زیتون» منتشر شدهاند، بازتاب واقعی و دقیقی از داستان آن ارائه نمیدهند؛ بهخصوص اولین تریلر که با فیلم امروزی بسیار متفاوت است.
نکات مثبت
دوتایی دلنشین الیو و گولدران
انیمیشن باکیفیت با جلوههای بصری جذاب و رنگارنگ
نکات منفی
نادیده گرفتن رویکرد کارگردان اصلی
سبک نقاشی و طراحی کاراکتر تکراری
کلیشهای بودن فیلمنامه و قهرمان با حذف المانهای شخصیتر داستان