«اقتصاد زیستی؛ مبانی دانش، راهبردهای سیاستگذاری و نوآوریهای صنعتی» نوشته سید مهدی علوی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیستفناوری، یکی از جدیدترین آثار منتشر شده در مجموعه «میانرشتهای (اقتصاد، زیستشناسی)» مرکز نشر دانشگاهی است.
گذار از اقتصاد فسیلی
این کتاب شامل سه بخش است: «مبانی نظری اقتصاد زیستی»، «حکمرانی و سیاستگذاری گذار به اقتصاد زیستی» و «مزایای پیادهسازی اقتصاد زیستی». اثر علوی، در ده فصل، به مطالعه و بررسی «وضعیت فعلی اقتصاد و نگرانیهای جهانی در مورد تغییرات اقلیمی»، «ظهور و تکامل نظریه زیستاقتصادی»، «زیستاقتصاد چیست»، «حکمرانی در زیستاقتصاد»، «تحلیل استراتژیهای سیاستگذاری زیستاقتصادی»، «سنجش و ارزیابی زیستاقتصاد»، «پیادهسازی و ترویج زیستاقتصاد»، «پیامدهای اقتصادی و نوآوریهای صنعتی»، «تحول در فرآیندهای تولید و کسبوکار» و «دیدگاههای منتقدان در مورد ملاحظات زیستمحیطی و پیامدهای اجتماعی زیستاقتصاد» میپردازد.
نکته کانونی کتاب این است که طراحی استراتژیهای توسعه اقتصادی مستلزم شناسایی به موقع فرصتهای جدید در مرزهای علم و فناوری است که اتفاقاً اهدافی به سرعت در حال تغییر و گذرا هستند. در واقع، هر یک از این فرصتهای علمی و فناوری میتوانند از طریق تخریب خلاق، باعث افول یک دوره صنعتی و ظهور دورهای جدید شوند و در نتیجه، نوعی اقتصاد تخصصی (ساخت خلاق) را شکل دهند که از ویژگیهای متمایز و منحصر به فرد اقتصادهای توسعهیافته است. دستاورد بزرگ چنین اقتصادهایی که در مرزهای دانش و فناوری حرکت میکنند، ظهور فعالیتهای با ارزش افزوده بالا است که منجر به بهبود بهرهوری و در نتیجه رقابتپذیری و رشد اقتصادی میشود. به گفته علوی، اکنون در هزاره سوم و در مواجهه با ابرچالش بحران اقلیمی، انتظار میرود که اقتصاد جهانی با جهشی جدید روبرو شود که نه تنها رشد اقتصادی را حفظ کند، بلکه با کاهش انتشار کربن فسیلی، به حفظ طبیعت و محیط زیست نیز منجر شود. از دیدگاه نویسنده، این تحول در اقتصاد نتیجه تلفیق و بازترکیب بین دو مصنوع بشر، یعنی زیستشناسی مصنوعی و هوش مصنوعی خواهد بود که منجر به ظهور اقتصاد زیستی میشود؛ مسیری که در آن نوآوری نه مخرب طبیعت، بلکه امتداد هوشمندانه آن تلقی شود و فناوریهای الهام گرفته از طبیعت نه تنها ضامن بقای اکوسیستم باشند، بلکه مدلی جدید از توسعه پایدار را نیز خلق کنند.
البته به گفته نویسنده، فرآیند گذار از اقتصاد فسیلی به اقتصاد زیستی، الزام دیگری را نیز میطلبد. علوی معتقد است: «دستیابی به یک مفهوم اقتصادی جدید که نه تنها رشد را فراهم میکند، بلکه سلامت اکوسیستمهای طبیعی را نیز تضمین میکند، مستلزم وقوع یک رویداد تکاملی در انسانها در دوران پسا-انسانمحوری (آنتروپوسین) است؛ به گفتهی زیستفیلسوفان، این رویداد تکاملی نمیتواند بیولوژیکی باشد، بلکه نوعی تکامل فرهنگی است که انسانهای معاصر را از مصرفکنندگان حریص به معماران همزیستی تبدیل میکند. به عبارت دیگر، انسان تکاملیافتهی فرهنگی دارای نوعی خرد اکولوژیکی است که او را به یک فعال هنری تبدیل میکند که هنر تولید و مصرف مسئولانه را میداند. این دگرگونی در نگرشها و رفتارهای فرهنگی انسان، که از آموزش، سیاستگذاری هوشمندانه و تعهد جمعی ناشی میشود، به یگانگی طبیعت (علم و مهندسی) و فرهنگ (طراحی و هنر) منجر میشود و مسیرهای جدیدی را برای توسعه میگشاید که در آن انسانها و طبیعت نه در تضاد، بلکه در همزیستی خلاقانه شکوفا میشوند. در این دیدگاه جدید، طبیعت دیگر قربانی پیشرفت نیست، بلکه خود پیشرفت است.»
علوی در مقدمهی کتاب، انسانها را مستقل و جدا از سایر موجودات زنده نمیداند، بلکه نتیجه را کیفیتی از پایداری میداند که در آن تمام اجزای حیات (حتی اجزای نامتعارف) دارای ارزش وجودی هستند و در قالب یک سیستم چرخهای فعال، قدرت خودبازتولیدی و توانایی همآفرینی را حفظ میکنند. به باور نویسنده، در عمل، پیروی از چنین دیدگاهی پیامدهایی در حوزههای مختلف، مانند بازاندیشی در سیاستهای ملی، منطقهای و جهانی در قبال طبیعت (غیرانسانی) و فناوری (غیرانسانی)، تولید محصولات و خدمات پایدار و بادوام، طراحی پایدار شهرها و سکونتگاههای انسانی و غیره خواهد داشت. این همان کیفیتی است که در شکلگیری پارادایم اقتصادی جدید در قرن بیست و یکم نیز نقش دارد، که از آن به عنوان «اقتصاد زیستی ما» یاد شده است.