جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

آقای صداوسیما، اصلا شما بُردی، آن ۲۴ درصد را چه می‌کنی؟

آقای صداوسیما، اصلا شما بُردی، آن ۲۴ درصد را چه می‌کنی؟

اینترنت ندارند و این مردم مجبور شده‌اند

وقتی اینترنت از دسترس خارج می‌شود یا با افت شدید سرعت همراه است، شبکه‌های اجتماعی که رقبای اصلی تلویزیون در بحث سرگرمی و خبر هستند، عملاً از بازی حذف می‌شوند. در این خلأ بزرگ، تلویزیون به تنها گزینه‌ باقی‌مانده روی میز تبدیل می‌شود. بخشی از آن ۱۰ درصد افزایش مخاطب، در حقیقت کاربرانی هستند که به دلیل بن‌بست در دنیای دیجیتال، به‌ناچار به دنیای آنالوگ و آنتن‌های قدیمی پناه آورده‌اند.

غیر از خبر چه داشته‌اید؟ شاید هیچی!

وقتی مدیری از رشد ۱۰ درصدی حرف می‌زند، اما از نام‌بردن برند‌های سرگرمی خود طفره می‌رود، در واقع تأیید می‌کند که این رشد، نه محصول خلاقیت هنری و قصه‌گویی تلویزیونی، بلکه حاصل خبر در روز‌های بحران است.

اگرچه در روز‌های بحران، شبکه خبر به واسطه ماهیت حوادث در ویترین قرار می‌گیرد، اما آنچه می‌تواند مخاطب موقت را به مخاطب وفادار تبدیل کند، قدرت سرگرمی و توان قصه‌گویی یک رسانه است. غیبت آمار‌های تفکیکی از سریال‌ها و برنامه‌های ترکیبی در گزارش شاکری‌نژاد، نشان می‌دهد ما هنوز با احیای این رسالت اصلی فاصله داریم.

واقعیت این است که مخاطبی که برای پیگیری سرنوشت جنگ به سراغ تلویزیون می‌آید، در واقع فرصتی طلایی را در اختیار رسانه ملی قرار می‌دهد، اما این مخاطب لزوماً برای تماشای محتوای روتین و فاقد خلاقیت، پای این قاب نمی‌ماند. او یک مخاطب لحظه‌ای است که پس از کسب خبر، به دنبال سرگرمی باکیفیت می‌گردد. اگر تلویزیون نتواند در کنار خبر، محتوای سرگرم‌کننده و پایداری تولید کند که در زمان صلح هم جذابیت داشته باشد، این ۱۰ درصد افزایش مخاطب، تنها یک حضور گذرا خواهد بود!

اگر مخاطب تلویزیون را همان 76درصدی بدانیم که اعلام شده؛ ۲۴ درصدی باقی می‌مانند که نه با خبر جنگ، نه با قطعی اینترنت و نه با برنامه‌های متوسط، حاضر نشده‌اند کنترل را به سمت کانال‌های داخلی بچرخانند. بخشی از این 24 درصد، قهرشان نه از روی لجبازی، بلکه ناشی از یک شکاف سلیقه‌ای و کیفی است.

وضعیت سریال‌های صداوسیما بد است

باید ببینیم سبد سرگرمی تلویزیون برای این مخاطب تازه بازگشته، چه چیدمانی دارد. لیست سریال‌ها شامل مجموعه‌هایی نظیر «گذرگاه»، «کلانتری ۱۱»، «مادران» و «کلینیک رؤیا» است.

حالا سؤالی که در ذهن مخاطب معمولی شکل می‌گیرد این است؛ آیا این ویترین می‌تواند مشکل او را با مقوله‌ «سرگرمی» حل کند؟

در بخش سریال‌ها، یعنی همان‌جایی که باید قلب تپنده رسانه برای جذب توده‌ مردم باشد، وضعیت اصلاً مساعد نیست. مجموعه‌هایی فعلی با وجود تلاش سازندگانشان، درگیر کلیشه‌های ساختاری و روایت‌های تخت هستند. این سریال‌ها توان ایجاد تب تماشا را ندارند. درحالی‌که مخاطب امروز در پلتفرم‌ها با تنوع بالاتری رو‌به‌روست. در واقع بخش نمایشی سازمان نه‌تنها در این ۱۰ درصد رشد مخاطب سهم جدی نداشته، بلکه به دلیل ضعف در قصه‌گویی، عملاً فرصت سوزاندن پتانسیل مخاطب جدید را فراهم کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *