۱۰. نه جسد در سردخانه مکزیکی
بهترین سریالهای تلویزیونی معمایی سال ۲۰۲۵؛ نه جسد در سردخانه مکزیکی
سازنده: آنتونی هوروویتز
تعداد قسمتها: ۶
بازیگران: اریک مککورمک، دیوید آیالا، لیدیا ویلسون، آدام لانگ، پیتر گدیوت، اولاویه داری اولافسون
امتیاز کاربران IMDb: ۶.۳ از ۱۰
امتیاز راتن تومیتوز: ۸۸ از ۱۰۰
در ابتدا قرار بود «نه جسد در سردخانه مکزیکی» به صورت قسمتهای ۵ تا ۱۰ دقیقهای در سرویس کوئیبی منتشر شود، اما در نهایت به یک مینیسریال ۶ قسمتی تبدیل شد. داستان درباره ۱۰ غریبه است که هواپیمایشان در شمال مکزیک سقوط میکند. در حالی که بازماندگان برای زنده ماندن تلاش میکنند، با بحران وحشتناکتری روبرو میشوند: یک قاتل زنجیرهای. از همان ابتدا، همزمان با انتقال اجساد به سردخانه، میدانیم که نه نفر کشته شدهاند، اما چرا و چگونه؟
این سریال آنتونی هوروویتز اساساً یک اسلشر درجه دو با ظاهری رنگ و رو رفته است. سازندگان سعی کردهاند حس مرموز «لاست» را احیا کنند و اگرچه در این زمینه شکست میخورند، اما سریال به شدت اعتیادآور و سرگرمکننده شده است. ساختار روایی هوشمندانه سریال را نیز نباید نادیده گرفت، ابتدا پایان را میبینیم و سپس همه چیز به عقب برمیگردد تا کنجکاوی ما را افزایش دهد. بنابراین دیگر فقط به دنبال «چه کسی زنده خواهد ماند؟» نیستیم؛ میخواهیم کشف کنیم که چگونه و چرا این وقایع اتفاق افتاده است.
در دورانی که درامهای تلویزیونی خود را بیش از حد جدی میگیرند، «نه جسد در سردخانه مکزیک» ایدههای مختلفی را امتحان میکند؛ همه آنها کار نمیکنند، اما سازندگان باید به خاطر تلاشهایشان مورد تحسین قرار گیرند. با وجود نقاط ضعف آشکارش، «نه جسد در سردخانه مکزیک» همچنان یکی از بهترین سریالهای معمایی سال 2025 است؛ جذاب شروع میشود و به طرز تکاندهندهای پایان مییابد.
9- من، جک رایت
من، جک رایت
توسعهدهنده: کریس لانگ
تعداد قسمتها: 6
بازیگران: نیکی آموکا-برد، جما جونز، زوئی تپر، روبی اشبورن-سرکیس، هری لوید، لیز کینگزمن، راکی تاکری
امتیاز کاربران IMDb: 7.1 از 10
امتیاز راتن تومیتوز: 100 از 100
«من، جک رایت» اساساً نسخهای جنایی-معمایی از «وراثت» است. همه چیز با خودکشی تکاندهنده تاجر ثروتمند جک رایت (ترور ایو) آغاز میشود. با این حال، غم و اندوه خانواده به سرعت به خشم تبدیل میشود، زیرا خواندن وصیتنامه نشان میدهد که جک همسر سوم خود، سالی (نیکی آموکا-برد) و دو پسرشان، گری و جان را به طور کامل از ارث محروم کرده است. همانطور که سالی قانونی بودن وصیتنامه را به چالش میکشد، کشف تکاندهندهای از بازرس مورگان (هری لوید) ورق را برمیگرداند: جک رایت خودکشی نکرده، او به قتل رسیده است.
کریس لانگ بار دیگر توانایی خود را در خلق معماها نشان میدهد. «من، جک رایت» یک درام هیجانانگیز و تأثیرگذار است که ما را تا انتها در حال حدس زدن نگه میدارد و اسرار خانواده رایت را کشف میکند. بزرگترین دارایی این سریال، بازیگران آن هستند، به خصوص نیکی آموکا-برد در نقش سالی رایت، زنی از نظر احساسی آسیبپذیر که هیچکس نمیتواند حرکت بعدیاش را پیشبینی کند.
«من، جک رایت» همچنین از تکنیک «مصاحبه» استفاده میکند؛ در واقع، ما شاهد گفتگوهایی با شخصیتها هستیم و آنها جزئیات جدیدی به داستان اضافه میکنند و سرنخهایی به ما میدهند. «من، جک رایت» یک سریال معمایی قتل ساده نیست، اما سعی میکند عمیقتر باشد و مطالعهای است در مورد اینکه انسانها برای محافظت از اسرار خود تا چه حد پیش میروند. ما معماهای زیادی در مورد خانوادههای ثروتمند مشکلدار داشتهایم، خوشبختانه ساخته کریس لانگ در میان آنها ناپدید نمیشود و حرفی برای گفتن دارد.
۸- تقصیر همه او
بهترین سریالهای تلویزیونی معمایی ۲۰۲۵، تقصیر همه او
توسعهدهنده: مگان گالاگر
تعداد قسمتها: ۸
بازیگران: سارا اسنوک، جیک لیسی، داکوتا فانینگ، جی الیس، ابی الیوت، دوک مککلاود، سوفیا لیلیس، مایکل پنیا
امتیاز کاربران IMDb: ۷.۶ از ۱۰
امتیاز راتن تومیتوز: ۷۸ از ۱۰۰
«تقصیر همه او» یکی از آن مینیسریالهایی است که وزن دراماتیک آن، بیش از هر چیز دیگری، بر دوش بازیگر نقش اول زن است و سارا اسنوک به شیوهای خیرهکننده از پس این چالش برمیآید. این سریال بیشتر بر ظرافتهای بازیگری او تکیه دارد تا دیالوگ یا پیچشهای روایی: تغییرات جزئی در نگاه، صداهای لرزان، مکثهای حسابشده و حالتهای چهره که در لبه فروپاشی کنترلشده تلوتلو میخورند. در بسیاری از لحظات، چهره اسنوک است که داستان را پیش میبرد، نه فیلمنامه.
داستان به سادگی آغاز میشود اما خیلی زود به اضطراب و بیاعتمادی فرو میرود. ماریسا (سارا اسنوک)، زنی مرفه که ظاهراً کنترل زندگی خود را در دست دارد، برای برداشتن پسرش میلو به آدرسی که جنی (داکوتا فانینگ) به او داده، میرود، آدرسی که قرار است خانه یکی از دوستان پسرش باشد. اما کابوس از همین جا شروع میشود: هیچ خانوادهای به این نام در آن خانه زندگی نمیکند. ناپدید شدن میلو فقط یک بحران شخصی نیست؛ بلکه به تدریج، مانند شکافی عمیق، لایههای زندگی ماریسا را شکافته میکند؛ از روابط خانوادگی و جایگاه اجتماعیاش گرفته تا تصویر خودش از کنترل و امنیت.