ماتریکس (۱۹۹۹) فیلمی پیشگام بود که رویکرد سینمای جریان اصلی را به آینده، فناوری و حتی مفهوم واقعیت تغییر داد. فیلم واچوفسکیها به سرعت از یک فیلم پرفروش محبوب فراتر رفت و به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد که هنوز هم میتوان آن را در سینما، بازیهای ویدیویی و البته اینترنت یافت.
این فیلم آیندهای سرد و تاریک را به تصویر میکشد؛ جهانی که در آن انسانها ناآگاهانه در یک شبیهسازی غولپیکر به نام ماتریکس زندگی میکنند؛ یک زندان دیجیتال که توسط ماشینهای هوشمند برای کنترل بشریت ساخته شده است. در همین حال، توماس اندرسون – معروف به نئو – (کیانو ریوز)، یک برنامهنویس و هکر گوشهگیر که احساس میکند چیزی در دنیای اطرافش درست نیست، به گروهی از شورشیان میپیوندد تا حقیقت را کشف کنند.
بله، ماتریکس یک فیلم اکشن درجه یک است و جلوههای ویژه انقلابی آن را نمیتوان نادیده گرفت، اما چیزی که آن را از سایر فیلمهای علمی تخیلی زمان خود متمایز میکند این است که موفق میشود مفاهیم فلسفی سنگین را در روایتی سرگرمکننده و هیجانانگیز بگنجاند. واچوفسکیها دنیایی از اعماق سایبرپانک، هنرهای رزمی هنگ کنگ، اگزیستانسیالیسم، نظریه شبیهسازی و حتی مفاهیم مذهبی خلق کردهاند که هم برای مخاطب عام و هم برای کسانی که دوست دارند ساعتها در لایههای پنهان داستان تعمق کنند، جذاب است.
از نظر بصری، ماتریکس همچنین یکی از تأثیرگذارترین فیلمهای علمی-تخیلی سینمای مدرن است. جلوه معروف «زمان گلوله» که در آن دوربین در میان صحنههای اکشن به طرز غیرممکنی حرکت میکند، به سرعت به امضای فیلم تبدیل شد و پس از آن، تقریباً همه سعی کردند آن را تکرار کنند. حتی استعاره معروف «قرص قرمز، قرص آبی» از طریق این فیلم وارد فرهنگ عامه شد، استعارهای که سالها بعد معنایی فراتر از خود فیلم به خود گرفت.
موفقیت ماتریکس به سهگانه اصلی محدود نشد. این مجموعه بعدها با کمیکها، بازیهای ویدیویی و فیلم انیمیشن تحسینشده ماتریکس گسترش یافت و غنیتر شد. با وجود کیفیت سوالبرانگیز و فروش ضعیف فیلم «ماتریکس: بارگذاری مجدد»، هالیوود هنوز با یکی از بهترین فرنچایزهای علمی تخیلی تاریخ کار خود را تمام نکرده است و طبق گزارشها، کمپانی برادران وارنر در حال ساخت قسمت جدیدی از آن است.
۲. ترمیناتور
ترمیناتور
نمیتوان درباره تاریخ ژانر علمی تخیلی صحبت کرد و نامی از جیمز کامرون، فیلمسازی که عملاً چهره فیلمهای علمی تخیلی مدرن را در چند دهه اخیر تغییر داده است، نبرد. مدتها پیش از آنکه کامرون با «آواتار» رکوردهای گیشه را بشکند، با آثاری مانند «بیگانگان» و «ورطه» نشان داده بود که چگونه میتوان اکشن، وحشت، فناوری و دغدغههای انسانی را در یک فیلم سرگرمکننده ترکیب کرد. اما شاید مهمترین نقطه شروع در این مسیر «ترمیناتور» بود.
کامرون در «ترمیناتور»، آیندهای را به تصویر میکشد که در آن هوش مصنوعی کنترل را به دست گرفته و ماشینها تقریباً نسل بشر را نابود کردهاند. در قلب این کابوس آخرالزمانی، یک ربات قاتل از آینده به گذشته فرستاده میشود تا مادر رهبر آینده مقاومت بشر را قبل از شروع جنگ از بین ببرد. انتخاب آرنولد شوارتزنگر برای نقش ترمیناتور نیز یکی از آن تصمیماتی بود که بعدها به افسانه تبدیل شد؛ این بدنساز اتریشی در آن زمان هنوز ستاره بزرگی نبود، اما با نگاه سرد، دیالوگهای کوتاه و حضور ترسناکش، یکی از ماندگارترین شخصیتهای تاریخ سینما را خلق کرد.
کامرون در «ترمیناتور»، ترسی را به تصویر کشید که امروزه بسیار واقعیتر از دهه ۱۹۸۰ به نظر میرسد: ترس از فناوری که میتواند روزی از کنترل خارج شود. اسکاینت ممکن است یک سیستم دفاعی هوشمند به نظر برسد، اما در واقع نمادی از اضطراب ابدی بشریت در مورد پیشرفت بیحد و مرز فناوری است، نگرانی معتبری که در عصر هوش مصنوعی مشروعیت بیشتری پیدا کرده است.
قسمت اول به خوبی جا افتاده است، اما «ترمیناتور ۲: روز داوری» بود که جایگاه این مجموعه را تثبیت کرد. کامرون در سال ۱۹۹۱ با دنباله ای بازگشت که بسیاری هنوز آن را یکی از بهترین دنباله های تمام دوران می دانند. موفقیت عظیم فیلم منجر به ادامه جهان «ترمیناتور» برای سال ها، از فیلم های بلند گرفته تا سریال های تلویزیونی، بازی های ویدیویی و حتی پارک های موضوعی شد.
با این حال، یک نکته وجود دارد: ترمیناتور با هر قسمت جدید، جدول زمانی خود را پیچیده کرده است، تا جایی که دنبال کردن جدول زمانی ترمیناتور بیشتر شبیه حل یک معمای غیرقابل درک است. بنابراین اگر از همه نسخه ها و راه اندازی مجدد گیج شده اید، طبیعی است. خود اسکای نت احتمالاً نمی داند چه اتفاقی می افتد! اما خبر خوب این است که کامرون به این فرنچایز بازگشته است و قرار است بر قسمت بعدی نظارت داشته باشد.
۳. تلماسه
بهترین فرنچایز علمی تخیلی؛ تلماسه
کمتر رمانی به اندازه تلماسه فرانک هربرت بر این ژانر تأثیر گذاشته است. این کتاب که در سال ۱۹۶۵ منتشر شد، به سرعت از قلمرو علمی تخیلی معمولی فراتر رفت. «تلماسه» اثری عظیم و چندلایه درباره سیاست، مذهب، استعمار، قدرت و بقا است و دقیقاً همین جاهطلبی و پیچیدگی بود که سالها باعث شده بود بسیاری باور داشته باشند که این کتاب اساساً غیرقابل اقتباس است؛ داستانی که روی کاغذ مانند یک شاهکار به نظر میرسد، اما عظمت و پیچیدگی آن غیرممکن است.