جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

زاون قوکاسیان؛ جریان‌ساز سینما و کتاب

زاون قوکاسیان؛ جریان‌ساز سینما و کتاب

اصفهان، شهری که همواره به خاطر میراث هنری و فرهنگی‌اش شناخته شده است، در دهه‌های اخیر میزبان جریانی جدید در حوزه نقد و پژوهش سینمای ایران نیز بوده است. در این میان، زاون قوکاسیان، منتقد، محقق و نویسنده‌ای که فعالیت‌هایش مرزهای سنتی نقد فیلم و ادبیات سینمایی را گسترش داده، جایگاه ویژه‌ای دارد. قوکاسیان نه تنها کوشید سینما را به گفتگویی جدی و تحلیلی تبدیل کند، بلکه با کتاب‌ها، نمایشنامه‌ها و مصاحبه‌های مفصل خود، بستری پایدار برای ثبت و انتقال دانش سینمایی در ایران ایجاد کرد.

ویژگی بارز او پیوند میان تحلیل سینما، ادبیات نمایشی و فضای فرهنگی اصفهان بود؛ پیوندی که پیش از او به ندرت تجربه شده بود و بسیاری از دستاوردهای او همچنان مغفول مانده است. آرشیو شخصی، دست‌نوشته‌ها، کتاب‌ها و پروژه‌های ناتمام او بخشی از سرمایه‌ای است که می‌تواند ساختار علمی و پژوهشی نقد و تحلیل سینما در ایران را غنی‌تر کند.

در هفتمین شماره از پرونده «چهره‌هایی که اصفهان را نوشتند»، مصاحبه‌ای مفصل با مجتبی وطن‌خواه، فیلمساز و دوست نزدیک زاون قوکاسیان، به بررسی جنبه‌های کمتر شناخته‌شده‌ای از زندگی و فعالیت‌های این منتقد و پژوهشگر اختصاص یافته است. وطن‌خواه با مرور سال‌ها همکاری و تجربه مشترک، میراث فکری، پژوهشی و فرهنگی زاون را شرح می‌دهد و نگاهی دقیق به جایگاه او در تاریخ سینمای ایران ارائه می‌دهد. این گزارش، بیش از آنکه یک خاطره باشد، تلاشی است برای بازخوانی یک جریان‌ساز فرهنگی که به‌ویژه از منظر کتاب و نشر، پتانسیل بالایی برای تحقیق و بحث عمومی دارد.

زاون قوکاسیان؛ جریان‌ساز سینما و کتاب در قلب اصفهان
مجتبی وطن‌خواهان، فیلمساز و مستندساز
زاون قوکاسیان چگونه توانست یک مرکز جدی گفتمان سینمایی در خارج از پایتخت ایجاد کند و آیا می‌توان مدل فعالیت او را مدلی از تمرکززدایی فرهنگی در ایران دانست؟

اولین نکته در مورد زاون، مهارت‌های ارتباطی او بود. او مهارت‌های ارتباط کلامی بسیار خوبی با مردم داشت. او می‌توانست مردم را بخواند و با هر کسی، در هر سطحی، رابطه‌ای مناسب و شایسته برقرار کند. این ویژگی ساده به نظر می‌رسد، اما در کار فرهنگی بسیار تعیین‌کننده است.

نکته مهم دیگر این بود که زاون سعی می‌کرد از تمرکزگرایی اجتناب کند. علاقه او این بود که فعالیت فرهنگی فقط در تهران متمرکز نباشد. او سعی می‌کرد بستری برای گفتگو در مورد سینما در شهرستان‌ها، به ویژه در اصفهان، ایجاد کند و پلی بین بچه‌های شهرستان‌ها و مرکز ایجاد کند.

او می‌خواست موضوع سینما به یک گفتگوی زنده تبدیل شود؛ نه تنها در پایتخت، بلکه در شهری مانند اصفهان. به همین دلیل، اگر بخواهیم در مورد مدل تمرکززدایی فرهنگی صحبت کنیم، فعالیت او نمونه‌ای عینی از این رویکرد بود.

اصفهان همیشه به خاطر هنرهای سنتی و میراث تاریخی‌اش شناخته شده است، اما قوکاسیان سعی کرد آن را به عنوان شهری با هویت سینمایی معاصر معرفی کند. به نظر شما او چگونه توانست بین «زیبایی‌شناسی تاریخی اصفهان» و «گفتمان مدرن سینما» ارتباط برقرار کند و آیا این پروژه ناتمام ماند؟

به نظر من، زاون کسی نبود که فکر کند اصفهان باید فقط در چارچوب هنرهای سنتی باقی بماند. او با هنرهای سنتی اصفهان آشنا بود، با نقاشان و هنرمندان ارتباط داشت و حتی فیلمی درباره یکی از نقاشان مشهور اصفهان ساخت. او با هنرمندان سنتی کار می‌کرد و ارتباطات خوبی داشت.

اما در عین حال، به سینما بسیار علاقه داشت و می‌خواست بستر هنر مدرن را در خارج از تهران، به ویژه در اصفهان، تقویت کند. اگرچه سینما در اصفهان کاملاً ناشناخته نبود و حتی یکی از اولین فیلمسازان ایرانی، عبدالحسین سپنتا، اهل اصفهان بود، اما زاون می‌خواست روایت جدیدی از گفتگو با سینما در این شهر شکل بگیرد.

به دلیل علاقه‌اش به اصفهان، سعی کرد هنر سینما را در دانشگاه‌هایی مانند سوره و سپاهان دنبال کند و روایت سینمایی را در فضای آکادمیک ادامه دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *