جهت تبلیغ و درج آگهی شما در این صفحه در پیام رسان با ما در ارتباط باشید

ناشران آماده‌خور علیه ناشران واقعی!

ناشران آماده‌خور علیه ناشران واقعی!

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) می‌گوید بحران صنعت نشر ایران فقط گرانی کاغذ یا کاهش تیراژ نیست. در لایه‌های زیرین بازار کتاب، پدیده‌ای شکل گرفته که فعالان این صنعت آن را تهدیدی مستقیم برای تولید فرهنگی می‌دانند؛ بازاری موازی که از کتاب‌های کپی و قاچاق تغذیه می‌کند، حقوق مالکیت معنوی را نادیده می‌گیرد و هر روز سهم بیشتری از ویترین‌ها و سبد خرید مخاطبان را تصاحب می‌کند.

محمدحسین متولی، مدیر انتشارات هوپا، این گروه را «ناشران آماده‌به‌خدمت» می‌نامد که بدون پذیرش هزینه و ریسک تولید، منتظر موفقیت یک اثر می‌مانند و سپس با نسخه‌ای ارزان‌تر وارد بازار می‌شوند. با این حال، آنچه امروز در بازار کتاب دیده می‌شود، دیگر صرفاً کپی کردن آثار موفق نیست؛ بلکه به گفته فعالان این صنعت، زنجیره‌ای از کتاب‌سازی، قاچاق و عرضه نسخه‌های دستکاری‌شده را نیز در بر می‌گیرد.

ظاهراً موضوع، رقابت بر سر قیمت است؛ اما در واقعیت، رقابتی بین «تولید» و «سودجویی» وجود دارد.

ناشر اصلی برای انتشار یک کتاب، از خرید حق نشر و ترجمه گرفته تا ویرایش، طراحی، چاپ و معرفی اثر به بازار، هزینه می‌کند. اما وقتی کتاب موفق می‌شود، نسخه‌های کپی یا مشابه آن در فضای مجازی و حتی برخی مراکز فروش ظاهر می‌شوند. در شرایطی که قدرت خرید مخاطب کاهش یافته است، قیمت پایین‌تر اغلب بر اصالت اثر غلبه می‌کند.

این روند تنها به نقض حقوق ناشر ختم نمی‌شود. به گفته برخی از فعالان صنفی، قاچاقچیان کتاب حتی به کپی کردن هم بسنده نمی‌کنند. برای کاهش هزینه‌های تولید، بخش‌هایی از کتاب را حذف می‌کنند، حجم اثر را کاهش می‌دهند و نسخه‌های ناقص و بی‌کیفیت را به بازار عرضه می‌کنند؛ نسخه‌هایی که گاهی نه در پیاده‌روها، بلکه در ویترین برخی کتابفروشی‌ها نیز دیده می‌شوند.

این نکته شاید نگران‌کننده‌ترین بخش ماجرا باشد؛ جایی که مرز بین بازار رسمی و غیررسمی کتاب کمرنگ می‌شود.

فعالان نشر معتقدند که برخی از کتابفروشی‌ها، تحت فشار هزینه‌های سنگین و بازار راکد، به سمت عرضه این کتاب‌ها کشیده شده‌اند. آنها معتقدند که تخفیف‌های قابل توجه می‌تواند بقای اقتصادی آنها را تضمین کند، اما نتیجه بلندمدت این انتخاب، تضعیف کل زنجیره نشر است.

اگر یک ناشر حرفه‌ای نتواند از سرمایه‌گذاری خود دفاع کند، انگیزه‌ای برای خرید حق نشر، ترجمه آثار جدید یا کشف نویسندگان جدید وجود نخواهد داشت. در چنین شرایطی، بازار به جای تولید محتوا، به سمت کپی‌برداری و بازتولید آثار موفق گذشته می‌رود؛ روندی که در نهایت خلاقیت را از صنعت نشر می‌گیرد.

موضوع دیگری که در سخنان فعالان صنفی خودنمایی می‌کند، ضعف ابزارهای اجرایی برای مبارزه با این پدیده است. اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران بارها در جلسات مختلف با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری و اتاق اصناف، موضوع قاچاق کتاب و تولید کتاب را مطرح کرده است. با این حال، به گفته اعضای اتحادیه، مشکل اصلی، فقدان قدرت اجرایی است.

اتحادیه می‌تواند هشدار دهد، پیگیری کند و مطالبه کند؛ اما اجرای قانون در دست نهادهای دیگر است. این خلاء باعث شده است که تعاملات اغلب پراکنده و محدود باقی بماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *