در خبرها آمده است که «صفا با خانواده» از دل یک داستان کمدی-خانوادگی وارد جنگ ۱۲ روزه خواهد شد. در قسمت اول، هیچ نشانی از جنگ نبود و بیشتر سریال به افشای شخصیتها و موقعیتهای آنها در درام اختصاص داشت.
داستان از این قرار است که مرد جوانی (روحالله زمانی) به خواستگاری دختری از طبقه فقیر جامعه میآید. خانواده سعی در آبروداری دارند و پدر خانواده نیز در کولر گازی خانهای مجلل (احتمالاً با هدف دزدی) گیر کرده و از داماد آینده برای نجات خود کمک خواسته است.
نقش پدر خانواده را احمد مهرانفر بازی میکند که در قسمت اول سهم زیادی نداشت و نمیدانیم «صفا با خانواده» در کجای کارنامه او قرار خواهد گرفت. فعلاً تسلط این بازیگر به لهجه کاشانی یک امتیاز محسوب میشود.
با این حال، آشا محرابی در نقش همسرش، یادآور کلیشه زنان نگران در خانوادههای فقیر است. لادن جفه وند نیز همان عصبیت شخصیتهای قبلی را که در سریال اختصاصی منوچهر هادی (نیوکمپ) شاهد بودیم، تکرار کرده است.
بهرنگ علوی گریم متفاوتی دارد و در قسمت اول کار را به خوبی انجام داد. روحالله زمانی اما به شخصیتهایی که بازی کرده شباهت دارد و بارها در جلد جوان شهرستانی ظاهر شده است. فاطمه بهارمست و نفس بازغی تاکنون چالش خاصی نداشتهاند.
«صفا با خانواده» حرفهای جدی را در فضایی فانتزی و با زبانی طنز بیان میکرد، در حالی که قسمت اول فاقد نوآوری بود و اگر به همین منوال ادامه پیدا کند، از یک سریال معمولی فراتر نخواهد رفت و حرف جدیدی برای گفتن نخواهد داشت.
موضوعاتی مانند خانوادهای فقیر که قصد حفظ آبرو و حیثیت خود را دارند، هم تکراری هستند و هم محتوای جدیدی در سریال ندارند. به عنوان مثال، عدم تمکن مالی برای خرید شیرینی و استفاده از شیرینیهای بیات که منجر به دندان درد مهمان شد، به کارکرد دراماتیک در روایت دست نیافت و قدرت ایجاد خنده را نداشت.
شوخی با آداب و رسوم برخی افراد که با کفش وارد خانه میشوند؛ کنایه به تقلید کورکورانه؛ عشق بین یک زن و مرد مسن ترک، استفاده از دختر یک ورزشکار و غیره ایدههای آشنایی هستند که در قسمت اول «صفا با خانواده» کنار هم چیده شدند و به داستانی با موقعیتهای کافی برای سرگرمی و خنده تبدیل نشدند.
آیا سریال جدید منوچهر هادی برنده از آب در خواهد آمد یا در کلیشهها گیر میکند؟ برای یافتن پاسخ، هر شب ساعت ۱۲:۰۰ پای شبکه یک سیما خواهیم نشست.